دریا نیوز







با درمان درست، ديابت را بيچاره كنيد!

، 22:51   /   کد خبر: 1214   /   تعداد بازدید: 773


  دريانيوز :  امروز روز ديابت است اما ديابت ديگر مثل سال‌هاي دور، يک بيماري لاعلاج و بدون چاره نيست.
اغلب بيماران ديابتي به يمن پيشرفت‌هاي علم پزشکي ديگر از اين بيماري نمي‌ترسند، اما هنوز هم برخي از بيماران مبتلا به ديابت بر اثر سهل‌انگاري يا نا‌آگاهي از نکات ظريف کنترل اين بيماري، دچار عوارض ديابت مي‌شوند؛ عوارضي که به‌راحتي با رعايت نکاتي که دکتر عليرضا استقامتي متخصص غدد و متابوليسم در اين گفت‌وگو بر آنها تاكيد مي‌كند، قابل پيشگيري هستند؛ نکاتي که رعايتشان نويد يک زندگي طولاني و طبيعي را به بيماران ديابتي مي‌دهد.

آقاي دكتر، آيا ديابت درمان دارد؟

اگر منظورتان درمان‌شدن به معني بي‌نيازشدن از مصرف داروست، بايد بگويم خير اما اگر منظور، کنترل بيماري و جلوگيري از آسيب‌هاي بعدي باشد، بله ديابت را مي‌توان کنترل کرد. به خاطر همين، بيمار مبتلا به ديابت بايد تا آخر عمر خود دارو مصرف کند يا يک سري توصيه‌هاي بهداشتي و رفتاري را به کار ببندد.

چطور؟

ببينيد! کنترل بيماري ديابت با کنترل قند خون بيمار، دو چيز متفاوت هستند. امروزه ديگر براي کنترل بيماري ديابت، درکنترل‌بودن قند خون بيمار کافي نيست.
اغلب بيماران و حتي بسياري از پزشکان فکر مي‌کنند درمان ديابت يعني فقط کنترل قند خون اما درمان ديابت و بهتر بگوييم کنترل بيماري ديابت، يک مجموعه است که اين مجموعه عبارت است از: کنترل فشار خون، کنترل چربي‌هاي خون، ترک سيگار، ورزش و فعاليت فيزيکي مناسب، تغذيه درست و در نهايت، کنترل قند خون.
يعني در بيمار ديابتي، مجموعه‌اي از اهداف را دنبال مي‌کنيم که بايد در درمان، به آنها برسيم. به عبارتي درمان و کنترل ديابت، اولا فقط کنترل قند خون نيست، ثانيا کنترل قند خون فقط تجويز دارو نيست؛ يعني براي رسيدن به کنترل ديابت، ما اهدافي داريم که به هر وسيله ممکن بايد به آنها برسيم.

ماجرا كمي پيچيده نشد؟

ببينيد! شاخص‌هاي کنترل ديابت يا همان اهداف ازپيش‌تعيين‌شده درمان ديابت، معيارهايي هستند که به ما مي‌گويند آيا بيمار در وضعيت کنترل‌شده قرار دارد يا نه؟ در واقع ما براي اينکه بفهميم آيا ديابت فرد کنترل شده است يا نه، به اين شاخص‌ها توجه مي‌کنيم و هدف‌مان رسيدن به اين شاخص‌هاست.
ما در کنترل قند خون بيمار فقط به قند خون ناشتا نگاه نمي‌کنيم؛ چون هم بايد قند خون ناشتا کنترل شود و هم قند خون بعد از غذا و هم شاخص هموگلوبين (A1C) در کنترل باشد. از طرفي فشار خون و چربي‌هاي خون بيمار هم بايد در کنترل باشند.
اين‌که مي‌گوييد اين شاخص‌ها بايد در کنترل باشند، يعني چقدر باشند؟
در مورد قند خون ناشتا مي‌گوييم بايد زير 130ميلي‌گرم در دسي‌ليتر باشد. در مورد قند بعد از غذا مي‌گوييم بايد زير 140 باشد. هموگلوبين A1C هم بايد زير 7درصد باشد.
خوب اگر مثلا قند خون ناشتا و قند بعد از غذا در کنترل باشد ولي هموگلوبين A1C بالا باشد، يعني در ساعاتي از شبانه‌روز، قند خون اين فرد، در کنترل نيست. بنابراين به آن مجموعه اهداف نرسيده‌ايم و بايد درمان فرد را بازبيني کنيم.
فشار خون بيمار بايد زير 130 روي 80 ميلي‌متر جيوه باشد. تري گليسريد بايد زير 150 باشد. LDL بهتر است که زير 100 باشد.
HDL در خانم‌ها بايد بالاي 50 و در آقايان بالاي 40 باشد. اگر به اين اهداف نرسيده باشيم، بايد درمان اختصاصي هر کدام را در بيمار ديابتي شروع کنيم.

چرا براي بعضي از بيماران دچار ديابت قرص تجويز مي‌شود و براي بعضي بيماران ديابتي ديگر، انسولين؟

در درمان ديابت، مهمترين عامل تعيين نوع درمان، نوع ديابت بيمار است. در ديابت نوع«1» که بيشتر در سنين جواني و نوجواني ديده مي‌شود، درمان با کمک انسولين صورت مي‌گيرد و در ديابت نوع«‌2» که بيشتر در سنين بالا ديده مي‌شود، درمان مي‌تواند با رژيم غذايي و ورزش و بعد هم داروهاي خوراکي انجام شود.
اما گذشته از نوع دارويي که در انواع مختلف ديابت متفاوتند، درمان ديابت در انواع آن، زيربنا و اساس يکساني دارد. در واقع درمان ديابت هم مثل ساختمان، احتياج به پي و زيرسازي دارد.
به عبارتي اگر اين پي‌سازي در درمان ديابت رعايت نشود، هر قدر شما دارو براي بيمار تجويز کنيد، قند خون بيمار درست کنترل نمي‌شود.

منظورتان از زيربناي درمان ديابت چيست؟

موارد اصلي زيربناي درمان ديابت، ورزش و تغذيه هستند. تغذيه يکي از عوامل مهم درمان ديابت است. خيلي از بيماران ديابتي وقتي مي‌فهمند که قرار است انسولين تزريق کنند، مي‌پرسند: ديگر با انسولين مي‌توانم هر چه خواستم بخورم؟
نه! اين‌طور نيست که با درمان دارويي بتوان ساير اجزاي درمان ديابت را ناديده گرفت چون درمان ديابت شامل رعايت رژيم غذايي، ورزش و فعاليت‌هاي بدني کافي است، به اضافه درمان‌هاي دارويي.
گفته مي‌شود توصيه‌هاي تغذيه‌اي بيماران ديابتي در طول چندين سال گذشته دچار تغييرات زيادي شده است.

امروزه چه توصيه‌هايي براي تغذيه بيماران ديابتي مي‌شود؟

در سال‌هاي قبل وقتي پزشکان غربي، بيماران ديابتي را درمان مي‌کردند، توصيه مي‌کردند که براي کنترل راحت‌تر قند خون، بيماران ديابتي بيشتر پروتئين بخورند و اصلا از مواد قندي و کربوهيدرات استفاده نکنند.
همين باعث شده بود سال‌ها توصيه شود که بيماران ديابتي، نشاسته و نان و برنج و قند و شيريني نخورند.
بعد ديدند که در کشورهاي جهان سوم که ديابتي‌ها خيلي توانايي مصرف پروتئين ندارند، نتايج کنترل ديابت خيلي فرقي با کشورهاي غربي ندارد.
بنابراين دانشمندان فهميدند که خيلي هم ممنوعيت مصرف کربوهيدرات در بيماران ديابتي، در کنترل ديابت اثر حياتي ندارد. بعدها تحقيقات گسترده نشان داد که تا نيمي ‌از انرژي روزانه بيمار ديابتي را مي‌تواند مصرف کربوهيدرات تشکيل دهد.
بعد به دليل تصوري که در مورد جذب سريع قندهاي ساده مثل شکر وجود داشت، توصيه شد که اين مقدار کربوهيدراتي که به فرد داده مي‌شود، فقط از نوع پيچيده مثل نشاسته باشد؛ يعني مصرف نان و برنج و غيره را آزاد کردند، ولي هنوز ممنوعيت مصرف شيريني و شکر وجود داشت.
اما با بررسي‌هاي بيشتر مشخص شد که مصرف قند و شکر ساده فقط يک عارضه اثبات‌شده براي ديابتي‌ها به همراه دارد و آن هم پوسيدگي دندان است. به اين ترتيب، امروزه توصيه مي‌شود که مصرف قندهاي ساده مثل شکر و شيريني به شرطي که بيشتر از 10درصد از کل مقدار انرژي روزانه فرد نباشد، اشکالي ندارد؛ يعني مثلا بيمار ديابتي مي‌تواند به جاي يک کف دست نان سنگک در روز، يک شيريني بخورد و ديگر آن نان را نخورد.
يعني بيماران ديابتي بايد انرژي روزانه خود و ميزان کالري هر ماده غذايي را محاسبه کنند؟
کتب بسياري در اين زمينه نوشته شده است. متخصصان تغذيه هم کمک بزرگي در اين موارد هستند. من خودم در بسياري از موارد، بيماران را به متخصص تغذيه ارجاع مي‌دهم.
اصل مهم در مورد تغذيه بيماران ديابتي اين است که بيمار ديابتي نسبت به آنچه مي‌خورد، آگاهي کامل داشته باشد. اگر اين آگاهي وجود داشته باشد، بيمار مي‌تواند خودش رژيم غذايي را تغيير داده و آنچه را دوست دارد، بخورد.

درمورد نقش ورزش توضيح نمي‌دهيد؟

اصولاً يکي از اصلي‌ترين پايه‌هاي درمان ديابت، تغيير روش زندگي است؛ يعني بيمار ديابتي که تا ديروز چربي زياد مصرف مي‌کرده و سيگار مي‌کشيده بايد تغذيه‌اش را مراعات و سيگارش را ترک کند.
يکي از موارد تغيير روش زندگي در افراد ديابتي، ورزش و افزايش فعاليت‌هاي روزانه است.
البته با زندگي امروزي، خيلي نمي‌توان از بيمار ديابتي انتظار داشت که به‌راحتي ورزش را به برنامه و عادات زندگي‌اش اضافه کند چون بالاخره زندگي امروزي ماشيني شده؛ مثلا براي عوض‌کردن کانال تلويزيون که تا 30-20سال قبل بايد فرد بلند مي‌شد و مي‌رفت جلوي تلويزيون، امروز دستگاه کنترل از راه دوري ساخته شده که عدم تحرک را به ما القا مي‌کند.
اما اثر ورزش در بيماران ديابتي، کمي‌ با بقيه فرق دارد. اگرچه ورزش- چه در افراد ديابتي و چه در افراد سالم- باعث سلامت مي‌شود اما فوايد ورزش در افراد ديابتي، به مراتب بيشتر است.
توصيه مي‌شود که در هفته 150دقيقه ورزش براي سلامت لازم و کافي است؛ يا به عبارتي 5روز در هفته، روزي 30دقيقه.
حتي گفته مي‌شود که لازم نيست اين 30دقيقه پشت سر هم باشد؛ يعني بيمار ديابتي مي‌تواند در سه فرصت جدا از هم مثلا صبح و بعدازظهر و شب، يک مسافت را به مدت 5دقيقه بدود و 5دقيقه برگردد.
به همين سادگي مي‌توان ورزش را وارد برنامه روزانه کرد. براي اين برنامه ورزش، هيچ بهانه‌اي وجود ندارد چون نه خرجي دارد، نه خيلي زمان نياز دارد.

خب با اين زيربناي درمان ديابت كه گفتيد، باز هم به درمان دارويي نياز هست؟

بدن انسان براي کاهش و کنترل قند خون از هورموني استفاده مي‌کند به نام انسولين. بنابراين انسولين يک ماده خارجي براي بدن نيست و از آنجا که بيمار ديابتي اين انسولين را ندارد، بايد تزريق کند.
در واقع چون هنوز شکل خوراکي يا ساير اشکال دارويي انسولين در دسترس نيست، بيمار بايد انسولين را تزريق کند.
بيشتر مردم از تزريق انسولين- آن هم به صورت روزانه- تصور وحشتناكي دارند.
نه اصلاً! البته عده‌اي تصورات بسيار اشتباهي نسبت به انسولين دارند؛ مثلا تعدادي از بيماران من فکر مي‌کردند که انسولين، بيمار را معتاد مي‌کند اما اين يک تصور کاملا اشتباه است چون انسولين، يک هورمون طبيعي بدن است و اصلا اعتيادآور نيست.
خوشبختانه ابزار تزريق هم روزبه‌روز پيشرفت مي‌کند و امروزه کار تزريق انسولين بسيار راحت است؛ يعني ديگر از آن تزريق‌هاي قديمي‌خبري نيست.
در آن تزريق‌ها از سرنگ‌هاي شيشه‌اي و سرسوزن‌هاي کلفت و دردناک استفاده مي‌شد و در آنها بيمار بايد سرنگ را براي استريل‌کردن مي‌جوشاند و همين استريل‌کردن ناقص باعث ايجاد آبسه مي‌شد و هزار مصيبت ديگر به همراه داشت اما امروزه سرنگ‌هاي پلاستيکي استريل و سبک، با سرسوزن‌هايي بسيار نازک وجود دارد که روکش سيليکون دارد تا بيمار در هنگام تزريق، درد کمتري احساس کند؛
به عبارتي مي‌توان گفت که اگر تزريق انسولين درست انجام شود، در بسياري از موارد از خوردن قرص، ساده‌تر و آسان‌تر است.

خود بيماران بايد تزريق کنند؟

ما توصيه مي‌کنيم خود بيماران به خودشان تزريق کنند تا وابسته به بقيه نباشد. اين امر هم با يک آموزش ساده سرپايي امکان‌پذير است.
حتي امروزه براي شروع تزريق انسولين، ديگر نيازي به بستري‌شدن بيماران نيست چون مي‌توان ميزان انسولين اوليه را با مقادير کم شروع کرد و بر اساس پاسخ به درمان بيمار، مقدار آن را تغيير داد.

بالاخره بسياري از بيماران ديابتي از پذيرش تزريق انسولين طفره مي‌روند. با آنها چه مي‌کنيد؟

ما هميشه به بيماران مي‌گوييم که اگر امروز درد مختصر تزريق انسولين را تحمل نکنيد، فردا مجبوريد درد شديد عوارض ديابت را تحمل کنيد. اگر امروز درد سوزن‌هاي نازک تزريق انسولين را تحمل نکنيد، روزي مجبور مي‌شويد درد سوزن‌هاي کلفت دياليز را تحمل کنيد.
در اکثر موارد هم وقتي به طور آموزشي خودمان به آنها انسولين را تزريق مي‌کنيم، تعجب مي‌کنند و مي‌پرسند: همين بود؟

و در مورد انسولين چه آموزش‌هايي به بيماران مي‌دهيد؟

ابتدا به بيماران مي‌گوييم که انسولين را بايد در يخچال و آن هم در طبقه فوقاني آن نگهداري کرد. البته تا يک ماه مي‌توان انسولين را در دماي اتاق نگهداري کرد؛ به شرطي که زير نور مستقيم آفتاب نباشد.
انسولين را نبايد در قسمت جايخي يخچال گذاشت. سپس انواع انسولين را براي بيماران توضيح مي‌دهيم. ما دو نوع انسولين داريم؛ «رگولار» يا «کريستال» که شفاف و «ان.پي.اچ» که کدر يا شيري‌رنگ است.
در مواردي که بايد اين دو نوع انسولين را با هم مخلوط کرد، اول بايد انسولين شفاف را داخل سرنگ کشيد و سپس انسولين شيري را. در واقع هميشه اول آب را داخل ظرف مي‌ريزند و سپس ماده محلول را داخل آب مي‌ريزند.
اينجا هم همين کار را مي‌کنيم. انسولين اگر داخل يخچال باشد سرد مي‌شود و اگر بلافاصله تزريق شود، ممکن است دردناک باشد؛ به خاطر همين، به بيماران توصيه مي‌کنيم که قبل از تزريق، چند لحظه شيشه حاوي انسولين را بين دو دست بچرخانند.
در مورد محل تزريق مي‌گويند که به همه‌جا مي‌توان انسولين را تزريق کرد ولي ما توصيه مي‌کنيم قسمت خارجي بازوها، کناره خارجي ران‌ها، قسمت‌هاي جلوي شکم به شرطي که با ناف، حدود 5/2سانتي‌متر فاصله داشته باشد و قسمت‌هاي سرين بيشتر مورد استفاده قرار گيرد.
در مورد نحوه تزريق هم بايد انسولين در ناحيه زير جلد تزريق شود که براي اين کار بيمار بايد پوست را بگيرد و کمي‌ به طرف بالا بکشد و سوزن را داخل پوست بالاآمده تزريق کند. عده‌اي از بيماران در مورد زاويه تزريق مي‌پرسند.
بيماراني که لاغر نيستند بايد سوزن را با زاويه عمودي وارد بدن کنند ولي بيماران لاغر بايد سوزن را با زاويه 45درجه وارد پوست کنند.

چرا بيماراني که سال‌ها قرص استفاده کرده‌اند، بايد انسولين تزريق کنند؟

اين داروها تا زماني مي‌توانند قند خون را کنترل کنند؛ يعني لوزالمعده افراد ديابتي نوع«2» يک ذخيره توليد انسوليني دارد که اين ذخيره، محدود است.
ببينيد! در ديابت نوع«2» بر خلاف نوع«1»، بخشي از لوزالمعده از کار نيفتاده و مي‌تواند انسولين توليد کند. حتي ترشح انسولين اين بيماران در ابتدا ممکن است بيشتر از افراد عادي باشد ولي متناسب با ميزان قند خونشان نيست.
بنابراين ما با کمک داروهاي خوراکي مي‌توانيم تا وقتي که اين قسمت از لوزالمعده کار مي‌کند، اين عضو را وادار کنيم انسولين بيشتري توليد کند.
ولي وقتي اين بخش از لوزالمعده هم از کار افتاد، ديگر لوزالمعده‌اي وجود ندارد تا بتوانيم با واردکردن فشار مضاعف، آن را وادار به توليد انسولين کنيم؛ مثل يک اسفنج ساده. شما اگر اسفنجي را که پر آب است، کمي‌ فشار دهيد، خيلي راحت آب پس مي‌دهد.
به‌تدريج وقتي اين اسفنج آبش کم مي‌شود، شما نيروي بيشتري براي درآوردن آب آن نياز داريد. زماني مي‌رسد که همه آب اين اسفنج خالي مي‌شود. در اين موقع است که شما هر قدر هم که اسفنج را فشار دهيد، آبي از آن بيرون نمي‌آيد.
لوزالمعده بيمار ديابتي نوع«2» هم مثل همين اسفنج است. ما با اين قرص‌ها کمي ‌آن را مي‌چلانيم ولي زماني مي‌رسد که ديگر توانايي توليد انسولين ندارد و اينجاست که مجبوريم از تزريق انسولين استفاده کنيم.

توصيه آخر؟

اگر همه شاخص‌هاي درمان ديابت کنترل شده باشند، بيمار اصلا دچار عوارض نمي‌شود. من بيماران ديابتي سالمند کم ندارم. بيماري دارم که 80 و چندساله است و از لحاظ عواض ديابت، کاملا سالم است؛ خلاصه ديابت را بيچاره كرده است.

دکتر سيدمحمد ابوترابي