|
|
|
|
|
|
پيامبر رحمت و عشق
|
|
|
دريانيوز :پيامبر رحمت و عشق،روزگار شب بي لبخند ، ديده در انتهاي آسمان افكنده...
|
|
|
|
|
|
، 22:10 / کد خبر: 2011 / تعداد بازدید: 528
|
|
|

دريانيوز :پيامبر رحمت و عشق ، ( به زادمان عيساي آل ابراهيم (ع ) )روزگار شب بي لبخند ، ديده در انتهاي آسمان افكنده و اشتياق سپيده تبسمي ديگري از آل ابراهيم را داشت . فرشته وحي ، آهسته در كوچه هاي پرسشگر شهر مي گشت . بنت عمران برگزيده و پاسخ استغاثه عطش مردماني بود كه چشمه هاي نور را مي جستند و بدينسان كوبه ي صومعه اي كوفته شد و زني به اشاره وحي رسان به انزوايي سازنده و چله نشيني حضور فرا خوانده شد . اي دخت عمران ، اي عذراي عفت به بياباني مقيم شو و زمين را به آيت ديگري از نسل برتر ابراهيميان شادآر . اي مجلله و مائده خورخوان خداوندي به وادي تنهايي رو و دستهاي التيام را از بطن خود به متن زمان بتابان اي مريم ، "عصر ملكوت " از پس يلدايي دراز قد بر افروخته و تو اينك حامل يكي از آن هاديان جاودانه اي . اي نفيسه ي عفاف ، امانت عبوديت ، تو صندوق سپرده نذورات خداوندي اينك به نخلي پناه ببر كه ريشه هايش خنكاي ميلاد آب را مي جويد و دريا را به سينه هاي تشنه اي هديه بركه عطش دشت هاي سبز جانشان را خشكانده . اي حميده و حامده ، محرابت را اينك به شمايلي از نخل هاي ملكوت متجلي دار و حلول روح عشق را بر ساقه هاي خشكيده نخل به رقص آر تا باران خرماي تازه ، كام جهانيان را شيرين دارد . اي عارفه و راهبه ، اينك انتشار سحر بدست تو به وديعه آمده ، ضريح چشمهاي نبوت را با" تلاوت سكوت "رونق بخشاي تا پيامبر بطنت ، روح الهي را در همه لحظه هاي زمين و زمان بدماند . مسيح تو ، پيامبر رحمت و عشق و شفا دهنده زخم هاي ناسور جان ستم رفتگان دوران و ضمير زلال بامدادان هبوط انسان است ، او عيساي ماست امتداد سيادت برانگيختگان مصلوب عشق پروردگار . او از سرزمين پيامبران ، بلد امين و باغ هاي سبز زيتون مي آيد تا دوباره ذكر "الله " را در سياهي وهمناك شب باز آفريند . او " نبي " ماست و شباني از جرگه شبانان دشت هاي نيايش و پرستش كه در ني لبك دعوت سرگشتگان با شور آسماني مي دمد . او حجت تنفس صبح است چرا كه ما زمين را بي حجت وا نمي نهيم ما آفريدگان خود را نيك و آسوده و سعيد آرزو داريم و اگر خاكيان خود در رفته ، نخواهند ، ما به لطف خويش آفتاب رسالت را برايشان به ارمغان مي آوريم چنانكه صور حضور ابراهيم (ع ) ، نوح (ع ) ، موسي (ع ) را از پنجره مشرق سپيده به نوا آورديم و اينك اي پاكدامن پيام آور، رسول خجسته ي ديگري را به تو و جهانيان ارمغان داشتيم . اي باهره ، مريم پاك سرشت پيشاني به محراب مناجات ساي و به بيابان برو ، نخلي از ملكوت لاهوت در انتظار تو و فرزندت " عيساي ناصري " است .
سيد رضا هاشمي
|
|
|
|