|
|
|
|
|
|
بعد از هزار روز ؛" بم " هنوز زنده است
|
|
|
دريانيوز :ناگهان زمين خاكي در رقصي ناموزون و مرگبار،رعشه بر اندام نخلها انداخت و سقفها را يكي پس از ديگري فرو ريخت، چه رقص ناموزون و زشتي كه مرگ و نيستي بر چهره كودكان شهر نشاند ، لبخندي كه كودكان را از مادران جدا كردو آنگاه در خروسخوان صبحگاه همگي رو به قبله نماز ميت خواندند و نداي " اشهد الاالهالله" در كوچه باغهاي بم طنين انداز شد .
|
|
|
|
|
|
، 00:58 / کد خبر: 2113 / تعداد بازدید: 668
|
|
|

سحر گاه 5 ديماه 1382 بم :
دريانيوز :ناگهان زمين خاكي در رقصي ناموزون و مرگبار،رعشه بر اندام نخلها انداخت و سقفها را يكي پس از ديگري فرو ريخت، چه رقص ناموزون و زشتي كه مرگ و نيستي بر چهره كودكان شهر نشاند ، لبخندي كه كودكان را از مادران جدا كردو آنگاه در خروسخوان صبحگاه همگي رو به قبله نماز ميت خواندند و نداي " اشهد الاالهالله" در كوچه باغهاي بم طنين انداز شد . آن روز خورشيد غمگين بود و رغبت نداشت طلوع كند و مرگي دسته جمعي را به نظاره بنشيند. هنوز نواي دلنشين " ايرج بسطامي " از لابلاي هزاران خروار خاك وخشت بگوش مي رسد كه با نواي طرب انگيزش روح شنونده را به وجد مي آورد ، هنوز ميز و صندلي هايي كه آن شب زينت بخش محفل جشن عروسي " مهران و ربابه " بودند در زير تلي از آوار مدفون وبر عيش ناكام عروس و داماد تلخ مي گريند . در آن سحرگاه زمين لرزيد و ناگه سفير مرگ از لاي تركهاي ديوار هاي خشت و گلي هويدا شد و مرگهاي دسته جمعي را رقم زد و قابل تحمل بود مرگ تمام اعضاي خانواده ،بدون بازمانده و چه تلخ و ناگوار بود مرگ 4 عضو و 1 يا 2 عضو بازمانده، من در كوچه باغهاي سر سبز و رونق گرفته بم دختركي را ديدم كه موي پريشان كرده و در سرماي سوزناك كوير بدنبال پدر و مادرش مي گردد ،در زير نخلهاي سر به فلك كشيده و استوار پدري را ديدم كه به فراغ همسر و فرزندانش زمين را چنگ مي زد و مادري را ديدم كه صبورانه اشك مي ريخت و آه مي كشيد و هرگز نا شكري نمي كرد و مدام مي گفت " سبحان الله . " در رقص سهمگين زمين، " ارگ بم" ،بازمانده تاريخ و تمدن كهن ايران زمين هم لرزيد و به مرگش جاويد فرو رفت " ارگ " با تمام صلابت و عظمتش با تمام زيبايي مسحور كننده اش ،در برابر لرزش شديد زمين ،اين گهواره بازيگوش و عنان گسيخته تاب نياورد و بي محابا فروريخت . چه تلخ و سنگين بود مرگ آدميان و ارگ ،چه خاطره ها كه از ارگ پا بر جا ، نداشتيم " بم " به نام ارگ در دنيا شهرتي كسب كرده بود وآوازه اي براي خود خريده بود . زمين در حركتي سهمگين خشم خود را بروز داد و آواي دردناكش را به جان مردمان صبور بم فرويخت ،آري در سحرگاه سوزناك بم ،ديگر زير و بمي وجود نداشت و هر چه بود آوار بود و جنازه ،آوار بود و خشتهاي گلي كه روزگاري شاهد عشقهاو دوستيها بود . آنگاه كه عشق جلوه اي تازه مي يابد و لباس يكرنگي به تن مي كند ميليونها نفر از سراسر دنيا بابسته هاي خوراكي و لباس گرم و ساير لوازم و تجهيزات ضروري به ياري و امداد زلزله زدگان آمدند ،جهانيان با بم و مردم صبورش اظهار همدردي كردند و بي توجه به ديپلماسي سياسي دولتها ،انسان دوستي را عيان كردند ،آنان به انگيزه كمك و ياري زلزله زدگان، از دور ترين نقاط ،خود را به بم و سرزمين آوار و مرگ رساندند تا اميد را در دلهاي خسته و مجروح زنده كنند و چه زيبا بود همدردي و دلداري مردم ايران و دنيا . چرا كه بم ، همچونگيني بر تارك آثار باستاني و ميراث فرهنگي دنيا مي درخشيد، ميراثي جاويد و گرانبها بازمانده از گذشتگان. "بم " به حرمت انسانهاي پاك سرشت و صبورش ، در تاراج زمانه و تهاجم دشمنان ايستادگي كرده بود . "بم " به عشق نخلها و كوچه باغهايش ،به عشق مردان و زنان خونگرم و ميهمان نوازش سرپا بود و نفس مي كشيد كه ناگهان در سحرگاه 5 ديماه نفسهايش به شمار افتاد و در حال موت و امروز در آستانه سومين سالگرد زلزله دلخراش بم شاهد هستيم كه بار ديگر نبض زندگي در كوچه باغهاي سبز بم به جريان افتاد و عشق و اميد در شريانهاي زندگي جاري گشته است . امروز مردان و زنان بم بار ديگر عاشقانه خشت روي خشت مي گذارند و خانه هايشان را محكمتر از قبل مي سازند تا هرگز زلزله اي قادر به تخريبش نباشد . امروز بار ديگر لبخند شادي بر لبهاي كودكان بم جاري است و نخلها استوار تراز هميشه ايستاده اند تا بگويند بم زنده است چرا كه "هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق " بار ديگر با دستان توانمند و همت بلند و اراده اي قوي و ايماني استوار و محكم همه با هم بم را ساختيم چرا كه خواستيم و توانسيم . امروز در سومين سالگرد زلزله بم شاهد شادي و هيجان كودكاني هستيم كه شعارشان " بم زنده است و نفس مي كشد " است و دستان كوچك و مهربانشان هر روز يك درخت به نام و ياد كشته شدگان زلزله ديماه 82 مي كارند تا روزي شاهد رشد و بالندگي درختان عظيم الجثه اي باشند كه سالها پيش به نام عزيزانشان كاشته اند. بازماندگان زلزله بم بارديگر جوانه عشق و زندگي را در شيارهاي ذهن خود پاشيدند وبا باران صبرالهي به باروري باور ها و ايمان راسخشان رسيدند . امروز زنان و مردان بم بار ديگر رايحه زندگي را در كوچه باغهاي انبوه و خاكي بم با جان و دل حس مي كنند و با هر تنفسي خداوند را شاكرند كه بارديگر بارقه الهي شامل حالشان شد و زندگي را با شروعي تازه رقم زدند و يكصدا سرود " بم زنده است " را سرودند .
فروغ مسلم زاده
|
|
|
|