|
|
|
|
|
|
روز سبز شكفتن
|
|
|
دريانيوز : به غدير عاشقان به اذن و فرمان پيامبر خدا ، در نيم روز گرم هجدهم ذي الحجه ، جرس كاروان هاي حج برگشتگان ...
|
|
|
|
|
|
، 18:20 / کد خبر: 2303 / تعداد بازدید: 621
|
|
|

دريانيوز : به غدير عاشقان به اذن و فرمان پيامبر خدا ، در نيم روز گرم هجدهم ذي الحجه ، جرس كاروان هاي حج برگشتگان از تپش بازايستاد و در آن گرمدشت تبدار ، ديدگان منتظر حاجيان ، فرازگاه جهاز شتران را به پيكان نگاه نشانه رفتند و در هنگامه ي همهمه نيايش روح پرور فرشتگان و بارش مدام عطر حضور خداوندي ، دستان صنوبرين پيام آور آفتاب را ديدند كه همگره با شگفتا مرد خيبرگشا قامت افراشت و به ناگاه امواج نوراني كلام وحي زيارت رفتگان منا و عرفات و زائران حرم امن الهي را درنورديد و طراوت ابلاغ كلمات يزدان هم شانه ي صلاي ابدي رسول مهر و رحمت در لحظه لحظه زمان طنين انداز شد و آتشفشان سينه هاي عطش زدگان حقيقت در طراوت شگرف خود گداخت : " يا معاشر الناس ان عليا والطيبين من ولدي من صلبه هم الثقل الاصغر و القران الثقل الاكبر " و لختي بعدتر نسيم رباني نبوت در داغدشت حجاز وزيد : " من كنت مولاه فهذا علي مولاه الهم و ال من والاه و عاد من عاداه و وانصرا من نصره و اخذل من خذله انما اكمل الله لكم دينكم بولايته و امامته " " هركس مرا پيشوا و سالار است ، علي را نيز مولا و سيد خويش دارد . هستي بخشا آنكس كه علي را دوستدار است دوست بدار و آنكه عداوت مي ورزد ، دشمن باش ، نصرت و پيروزي بده آن كه ياريگر اوست و خوار و ذليل و حقير فرما آنكس كه در انديشه خذلان و نامرادي او مي باشد ." و آنگاه بود كه در هميشه ابديت جاري زمان ، آيه هاي روشنايي شعله زد و از خم زلال ميخانه آسماني آن ، جام سرمستي شوريده سران ولايت آل علي ( ع ) لبالب شد . در غدير شوكت و صلابت ، غزل سبز " ثقل اكبر " با حرير ابيات آسماني سروده شد و امين العشق ( ص ) ، چراغ ناطق قرآن مكتب خويش را فرا راه بشر افروخت . در غدير بزرگي و سروري ، خورشيد عالمتاب عدالت و شرافت ، حضرت محمد مصطفي ( ص ) ، گلوي عطش زمانه ها را با شربت مينوي اتمام رسالت و انتخاب ولايت سيراب ساخت و بيرق يگانه هدايت و راهبري امت را به مرد سجده و سجاده ، تيغ و تسبيح ، سوز و كميل و فانوس شب زنده دار ما‡ذنه هاي عرفان سپرد تا در همه دوران ها و از اعماق تيرگي و ظلمات ، پرچمبان توحيدخوان ، تبر ابراهيم بر دوش و عصاي موسي بر كف و رداي عيسي بر تن و نگين خاتم محمد ( ص ) بر دست ، نوح طوفان هاي ترديد مردمان شود و آنان را از نيل حادثه ها و گرداب گمراهي ها به سلامت گذر دهد . سيد قريشي وصيي را برگزيد كه از طايفه ياس و سپيد است و شمشاد باغ هاي معطر بهشتي ، ابرمردي برهنه پا و ناشناس كه عابر هر روزه كوچه هاي فقر و مسكنت و همنشين هميشه جنوب شهرهاي تاريخ است ، آنكه صاعقه آفرين عشق و پرستش و چاوش سحرهاي بيداري و بندگي است . او كه سپاه توحيد را طلايه دار و سپهسالار است و در نيم شبان عبوديت و طاعت پيش ترين . او كه سقاي صميمي چشمان تشنه و دلهاي تاول زده و پژمرده است . و غدير يعني : طليعه صبح پاك امتداد اسلام ناب محمدي ( ص ) سرآغاز درخشش جاودانه عترت احمدي ( ص ) آينه تجلي شكوه انتخاب رادمردان علوي ( ع ) قامت بلند چهارده آيت عصمت هاشمي صراط المستقيم بيشمار رهروان اشاره سرمدي غدير يعني : محراب خونين مسجد كوفه و فرق شكافته و تيغ تيز كينه تشت پر از خون و زهر سوزان خباثت و توطئه ظهر تلخ تشنگي و شمشيرهاي بُران و خيمه هاي سوخته سجاده و صحيفه ، زمزمه و ذكر علم و فقه ، صدق و دانش ، زندان و شكيبايي هجرت و شهادت ، جود و كرامت ، پايمردي و استقامت غدير يعني : سرداب و غيبت ، راز و انتظار ، ندبه و جمعه التيام جراحت و دلهاي زخمي و جانهاي خسته غدير يعني : " اين استقرت بك النوي " را ناليدن و دعاي فرج را ذره ذره چشيدن روز برآمدن خورشيد ولايت و سپيده دم ميلاد امامت روز طواف عاشقانه دلباختگان صفاي راستي و زائران مروه سعادت روز آرامش آسماني دلهاي مضطرب و رقص شادمانه پروانه هاي بيقرار و غدير يعني : بهار دوازده گل فاطمي كه تا انتهاي زمان در گلدان هاي انس و شور شكوفا شده اند . روز هجدهم ذي الحجه ، از ايام ا... و از اعياد بزرگ اسلامي كه روزي به بزرگي و شرافت آن در ميان روزها و لحظه ها نيست . غدير بر عاشقان و دوستداران ولايت آل علي ( ع ) فرخنده باد .
سيدرضا هاشمي
|
|
|
|