|
|
|
|
|
|
سه نكته پاياني براي دفتر سال 85
|
|
|
معمولاً اين عبارات را بر بالاي آگهي ها و اعلاميه هاي تسليت مي بينيم كه خبر از غروب يكساله يار و عزيزي مي دهد...
|
|
|
|
|
|
، 00:19 / کد خبر: 2862 / تعداد بازدید: 502
|
|
|
آخر دفتر
نكته اول يكسال گذشت ... معمولاً اين عبارات را بر بالاي آگهي ها و اعلاميه هاي تسليت مي بينيم كه خبر از غروب يكساله يار و عزيزي مي دهد و اينكه جاي او همچنان دردل عزيزانش خالي است .اما آيا براستي يكسال نگذشته است ؟ يكسال از همه آدم ها، گل ها ، گياهان، سبزه ها ، خيابانها و لحظه ها . يكسال گذشته و خيلي ها رفته اند و خيلي ها آمده اند ، خيلي ها پژمردند و خيلي ها شاداب شدند ، خيلي ها قهر كردند و خيلي ها آشتي ، خيلي ها بدنيا آمدند و خيلي ها از دنيا رفتند، خيلي ها پولدار شدند و خيلي ها عروسي كردند و خيلي ها طلاق گرفتند و خيلي هاي ديگر هم گريه كردند و خيلي ها شاد بودند و خيلي ها غصه دار. خيلي ها نااميد شدند و خيلي ها به زندگي بازگشتند و خيلي ها از اسب بخت افتادند و خيلي ها نشستند ، خيلي ها مدير شدند وخيلي ها نشدند، خيلي ها ... اما بالاخره يكسال گذشت ؛ يكسال به مرگ نزديكتر شديم، به ايستگاه پاياني، به فصل انتهايي قصه زندگي، به "انا لله و انا اليه راجعون" ،به برگشت و هجرت و دل كندن . يكسال گذشت و همه ي ما چه شاد و چه خندان ، چه پيروز و چه شكست خورده ،چه پولدار و چه درويش و چه وچه و چه هاي ديگر ، همه يكسال از بي بديل ترين گوهرمان را از دست داديم كه از آن ارزنده تر و جلوه اندازتر و پربهاتر وجود ندارد، جواهر دردانه و يكتايي كه حكم كيميايي وجود را دارد. آياقيمتي ترين مرواريد رخشان آنكه روز و شب را در جيب دارد و نيازمند فخر و سرور است عمر رفته نيست، آنكه ديگر بازنيايد و ... و دوباره يكسال ديگر هم مي گذرد و دوباره...
نكته دوم چهارشنبه سوزي روايت هاي شنيده و صحنه هاي ديده شده از چهارشنبه سوري بندرعباس در پارك دولت هم تاثيرگذار است و هم باورناپذير. اينكه عده اي خود را جوان پرشور و نشاط ، هيجان چهارشنبه سوري شان را با نارنجك ها و ترقه ها و انواع وسايل تازه آتش بازي فرو نشاندند. كساني كه شب سه شنبه ، پارك دولت و حوالي آن را ديده اند مي دانند صداي انفجارها و دود حاصل از تركيدن انواع نارنجك دستي ها ،اكليل سرنج ها و فشفشه هاي رعب آور ، ميدان جنگي را ترسيم كرده بود كه درآن عده اي به جاي آن شادمانه باشند و در پس احياي رسمي كهنه و باستاني ِپريدن از روي آتش ، در پي تخريب و برهم زدن نظم و اخلال بودند و تخليه انرژي انباشته در درونشان . چرا كه سنگ پراني ،اذيت و آزار زنان و دختران ،درگيري با ماموران ، شكستن شيشه هاي مردم ،مجروح كردن ديگران ، بد مستي و تعرض و ... در آئين پاك چهارشنبه سوري جايي و راهي ندارد و به نظر مي آيد جوانان و نوجوانان ما جشن و شادي منضبط را نياموخته اند و شايدهم اشكال از ماست كه به آنان نياموزانده ايم و از اين روست كه به رفتارهاي خشن، زمخت و غيرمتعارف دست مي آزند . مگر نه آنان خود نيز مي دانند كه پرتاب ترقه دهشت زاي به سوي زنان و كودكان چه عواقب شومي را به همراه دارد و چه صدمات و لطماتي را ممكن است به بار آورد. حركات و اعمالي از اين دست كه در زمره ي اخلاقيات گروههاي "هوچي گراي وِندال" جاي مي گيرد و بشيتر سرچشمه يافته از عقده هاي فرو خفته و انرژي تخليه نشده ايست كه در باقي ايام سال اجازه بروز و علني شدن نيافته اند. فراهم آوري و مهياسازي وهيجان زدايي از نوجوانان و جوانان بندرعباسي كه سومين استان جمعيت جوان دار كشور پس از سيستان و بلوچستان وكهكلويه و بوير احمد شناخته شده در ساير ايام سال و اوقات شادي و طراوت و اجازه بروز آشكار شدن وميداني گرديدن "نيروي جواني" البته در محدوده هاي عرفي و شرعي مي تواند از انباشت چنين انرژي عظيم كششي در آنها بكاهد و يك شب براي تجلي و انتشار را تنها نيابد كه نتايجي چون چهارشنبه سوري پارك دولت پيدا مي كند كه بيشتر به "چهارشنبه سوزي" تبديل مي شود.
نكته سوم و هنري هاي ما... اين ايام و روزها ، انوع هنرهاي ما چه مرد و زن قدرت سر برآوردن و شعاع برافروختن مي يابد . هنرهاي كم نظيري چون بوق زدن، توقف هاي نابجا در خيابان ها و بازار رفتن و چك و چانه زدن هاي مستمر و چندساعته با مغازه داران، هنر والاي پول خرج كردن (سرچشمه اين يكي را به انحصار بايد به جنس مونث متعلق دانست)، چشم و هم چشمي كردن و داشتني ها را به رخ يكديگر كشاندن، تخمه شكستن و پوستش را در خيابان ريختن، تك چرخ زدن با موتورها و بي كلاه ايمني راندن و احياناً نرسيده به چهارراه تلاش براي گريز از دست ماموران، صداي ضبط خودروها را بلند كردن و عينك پهن فريم دودي زدن به چشم ها ، پياده روها را تصرف كردن و آشغال مغازه ها را به جوي خيابان ريختن ، اس ام اس هاي 18 سال و بالاي 18 سال زدن و قاه قاه خنديدن ، دولا پهنا حساب كردن نرخ اجناس و خدمات و شايعه كردن افزايش قيمت ها و استفاده بهينه از اين ترفند، خط خطي كردن خودروهاي ديگران ترجيحاً با وسايل نوك تيز ، در رفتن از زير كار در ايام شيفت و نشستن و سرگرم شدن با آجيل و تنقلات، عيدي گرفتن به زور از مردم در اينجا وآنجا با انواع شگردها ،با دوستان جمع شدن و انداختن و پرتاب كردن باقي مانده ترقه ها و فشفشه هاي چهارشنبه سوري لاي دست و پاي مردم ، ... اينجا بخش هاي گزيده ايي از انواع گوناگون ومتنوع هنرهاي مابود كه اين روزها و شب ها و در ايام شاد تعطيل و پيش تعطيل مي تواند جلوه انداز باشد .
سيدرضا هاشمي
|
|
|
|