|
|
|
|
|
|
در سوگ دردانه هستی
|
|
|
دريانيوز:نوای سوزناک ناله از عرش می آید ،صدای حزن آلود عرشیان افلاک را می لرزاند آری امروز روز عزای فاطمه است روز عزای دردانه هستی ام ابیها مادرحسنین و مایه امید علی (ع) .
|
|
|
|
|
|
، 16:04 / کد خبر: 3480 / تعداد بازدید: 548
|
|
|

دريانيوز: امروز خورشید غمگین ودلمرده برزمین خاکی می تابد چرا که دیگر دلخوشی وامیدی برزمینُ این خاک بی منت ندارد ، امروز پیامبر در سوگ جگرگوشه اش می گرید و یا کریم ها با آوای غمناک خود تلخ ترین نواها را می سرایند .امروز حتی قلم من هم به سختی وکندی برصفحه سپید کاغذ می لغزد چرا که او نیز در فراق پاکترین و نجیب ترین آیه هستی سوگوار است .
دردانه هستی و امید دل علی چه زود زمین خاکی را رها کرد و بسوی آسمان وآسمانیان عروج کرد ، هجده بهار را بی محابا پشت سر گذاشت هجده بهاری که هزاران بیمهری و سردی دید و شنید .هجده بهاری که رنگ بهار ندید و سراسر خزان بود و برگ ریزان .
یا فاطمه الزهرا(س) ما را ببخشای ای بزرگ بانوی عالم که رو سیاهیم، از بی کرداری وبی عملی خویش شرم داریم،چگونه می توانیم خود را مسلمان بدانیم در حالی که هیچ نشانی از تو نداریم چگونه می توانیم برسرای بقیع بگرییم در حالی که دلهامان چونان سنگی تیره وخارا از تیرگی اعمال وسنگینی گناهان است ؟
یکی غیرتمان را برد و دیگری ایمان واعتقادمان را ،زر و زور رافت و مهربانی را و پست و مقام نوعدوستی مان را و فقر و فلاکت دین و ایمانمان را و ظلم وبی عدالتی انصافمان را .
تن پروری همت و اراده مان را و زیاده خواهی و باج خواهی های روزمره حرص و آزمان را افزود و دروغ و ریا صداقت کلام و فصاحت بیان مان را ویران کرد.
اینگ اگر به درستی بر خود بنگریم چیزی جز ادعایی توخالی هیچ نیستیم و شرمسار از بزرگی و بیکرانگی سینه پرمهرت .چه کنیم که جور زمانه زنگاری بردلهامان کشیده است.
ای بزرگ بانوی عالم وا ی پاکترین سایه سار بیدمجنون ما را ببخشای که توان و قدرت برزبان جاری ساختن نام گوهرناک و والایت را نداریم ، مارا ببخشای که هرگز قدر و منزلت تو را در نخواهیم یافت چرا که ما هنوز خود را نشناخته ایم و اندر پیچ وخمهای روزمره و یکنواختی زمانه گیر افتاده ایم .نه ما هرگز مسلمان راستین نیستیم نسلی عافیت طلب و فرصت طلب که با خویش نیز بیگانه ایم ما لایق شفاعت وکرمت نیستیم یا فاطمه (س) ما مردمانی پرادعا و زیاده خواهیم که تا رسیدن به کوی تو راه زیادی در پیش داریم .
ای بلبل خوش الحان هستی و ای زمزمه جاری زمزم ، ای قداست بقیع و صفای شبهای مدینه چگونه به کوی تو آییم در حالی که گریان وشرمسار از دست مایه اندک وتهی خویشیم.
فروغ مسلم زاده
|
|
|
|