دریا نیوز







حيرت خبرنگاران خارجي از گشاده‌رويي مقامات ايراني

دريانيوز : در سفر تعدادي از خبرنگاران خارجي به ايران، يكي از آنها از گشاده‌رويي مقامات ايراني ابراز تعجب كرد>>>
، 20:51   /   کد خبر: 3855   /   تعداد بازدید: 590


دريانيوز : در سفر تعدادي از خبرنگاران خارجي به ايران، يكي از آنها با بيان اين كه مقامات كشورش با ناز و ادا بيش از 10 دقيقه به خبرنگار وقت نمي‌دهند ، از گشاده‌رويي مقامات ايراني ابراز تعجب كرد.
هفته گذشته گروهي از دبيران سرويس سياسي رسانه‌هاي گروهي كشورهاي آمريكا (راديو NPR)، انگليس (روزنامه‌هاي گاردين و اينديپندنت)، فرانسه (روزنامه لوموند و هفته‌نامه نوول ابزرواتور) و آلمان (هفته‌نامه فوكوس) براي بازديد از تأسيسات هسته‌اي و انجام مصاحبه با شخصيت‌هاي سياسي كشورمان وارد ايران شدند.
همراهي اين گروه در سفر به اصفهان (UCF) و بوشهر (نيروگاه اتمي)، حضور در مصاحبه‌هاي آنان با مقامات و شخصيت‌هاي كشورمان و نكات تلخ و شيريني كه در طول اين سفر به وقوع پيوست، نويسنده را مجاب نمود تا جهت اطلاع افكار عمومي كشورمان سفرنامه حاضر را با رعايت اختصار و برخي نكات ديگر تهيه و منتشر كند.
خبرنگاران خارجي يكي پس از ديگري خود را معرفي مي‌كنند. تا انجام پرواز لحظاتي بيش باقي نمانده است اما دو خبرنگار آمريكايي دعوت شده (مك لئود اسكات از مجله تايم و خانم ميلر مرجوري جين از روزنامه لس آنجلس تايمز) هنوز خود را معرفي نكرده‌اند و به نظر مي‌رسد به بهانه‌هاي مبهم و غير موجه از سفر باز خواهند ماند. اگر چه مايكل شوستر آمريكايي كه قبل از اين برنامه در تهران حضور داشت در آخرين لحظه خود را به هيئت متصل كرد.
از دو خبرنگار آمريكايي دعوت شده بود تا ضمن حضور در ايران و بازديد از مراكز هسته‌اي و مصاحبه با مردم و شخصيت‌هاي نظام، با واقعيات موجود پيرامون مسائل هسته‌اي كشورمان آشنا شوند.
ممانعت با سفر برخي از خبرنگاران مستقل آمريكايي به ايران و جلوگيري از انتشار گزارشات آنان، در آمريكا مسبوق به سابقه بوده است.
منوچهر متكي وزير امور خارجه در ديدار با خبرنگاران اولين موضوعي كه مطرح مي‌كند، اين است كه مقامات آمريكايي بارها مانع سفر خبرنگاران مستقل آن كشور به ايران شده و از انتشار گزارشات واقع بينانه آنان از اوضاع و تحولات جمهوري اسلامي ايران جلوگيري به عمل آورده‌اند. ضمن اينكه برخي از اين افراد پس از بازگشت از ايران با انواع و اقسام مشكلات مواجه شده‌اند.
آقاي متكي ابراز اميدواري مي‌كند خبرنگاران آمريكايي بتوانند آزادانه به ايران سفر كرده و اوضاع و تحولات كشورمان را به دور از فشار دولت آمريكا آن گونه كه هست و نه آن گونه كه دولتمردان آمريكايي مي‌خواهند، منتشر كنند.
اين موضوعي بود كه در ديدار خبرنگاران با حسين شريعتمداري به شكل ديگري مطرح شد.
آقاي شريعتمداري وقتي موضوع توقيف هم‌ميهن مطرح شد به ماده 5 قانون مطبوعات كشورمان اشاره كرد و اظهار داشت: مطابق ماده 5 قانون مطبوعات هيچ مقام دولتي حق ندارد كسي را وادار به درج گزارشي بكند و يا از انتشار مطلبي ممانعت به عمل آورد. در همان ماده تصريح شده است اگر مسئولين اين امر را رعايت نكنند به انفصال از خدمت و يا 5 سال حبس محكوم مي‌شوند. لذا حتي رئيس جمهور نمي‌تواند در اين خصوص اعمال نظر بكند، من خودم بارها به خاطر شكايت برخي از وزرا به دادگاه احضار شده و در مقام پاسخگويي بر آمده‌ام. از موضوع فاصله گرفتيم.
لحظات به سرعت مي‌گذرند و گروه كم‌كم از آمدن دو خبرنگار آمريكايي نااميد مي‌شوند. زنگ تلفن به صدا در مي‌آيد و از آن طرف صدايي مي‌گويد كه آنها عليرغم موافقت با اعطاي رواديد، موفق به انجام سفر به ايران نشده‌اند؟! درنگ جايز نيست.
لحظاتي بعد با هواپيماي شركت هوايي Blue Sky، تهران را به مقصد اصفهان ترك مي‌كنيم. نگاه‌هاي كنجكاو مردم در فرودگاه و ابراز علاقه برخي از آنها به خبرنگاران خارجي، نويد سفري جالب و متفاوت را مي‌دهد، اين نكته را در همان روز اول در اصفهان شاهد هستيم.
در فرودگاه اصفهان با استقبال گرم مسئولين استانداري آن شهر مواجه مي‌شويم.
آقاي ترابي راهنماي مودب، محترم و مسلط به زبان انگليسي گروه، هنوز وارد نشده شروع به معرفي اصفهان و تاريخچه آن شهر مي‌كند. مسير فرودگاه تا هتل عباسي به سرعت طي مي‌شود. هتل عباسي خود برشي از يك تاريخ با عظمت است. پس از يك استراحت كوتاه، ديدن آثار باستاني شهر را از چهلستون آغاز مي‌كنيم. هوا تقريبا گرم است و در باغ چهلستون تعدادي كودك در حوض آب بزرگ محوطه شنا مي‌كنند. خبرنگاران غرق در صميمت و نشاط كودكي آنان شده‌اند.
مادران كودكان با Hello و دختركي با Danke Schoen از خبرنگاران استقبال مي‌كنند، برخي نيز كه كمي انگليسي بلدند يك Welcome نصيب آنان مي‌كنند.
در اين جا (ايران) زندگي جريان دارد، ميليون‌ها زن و مرد و كودك ايراني وطن دوست و در همان حال خونگرم براي گردشگران و ميهمانان خارجي متحيرند كه چرا در خارج از ايران نمي‌خواهند و يا نمي‌گذارند كه به آنان اين گونه نگريسته شود.
آيا اين اقدام رسانه‌هاي تحت امر قدرت‌هاي بزرگ كه شبانه روز تلاش مي‌كنند تا كشور ما را به مردم دنيا و خصوصا مردم آمريكا و اروپا بر عكس و به بدترين شكل ممكن نشان دهند، اقدامي انساني و بشر دوستانه به شمار مي‌رود!
به يكي از خبرنگاران مي‌گويم فيلم سفر قندهار را به آقاي بوش نمايش داده و كشور ما را براي ايشان در حد افغانستان معرفي كرده‌اند. مي‌پرسم آيا واقعا اين چنين است؟ حرفم را تصديق مي‌كند و مي‌گويد اين شهر با عظمت با اين مردم خونگرم بايد در ماه ده‌ها هزار توريست داشته باشد.
دانش آموزان شركت كننده در المپياد جهاني فيزيك را كه در ميدان امام پراكنده شده‌اند، نشان مي‌دهم و مي‌گويم همين‌ها براي شركت در مسابقه و حضور در ايران چه ترس و وحشتي كه نداشتند. بسياري از آنان قبل از انجام سفر به سفارتخانه‌هاي خود مراجعه و اظهار داشته‌اند، چنان چه خطري در ايران آنان را تهديد نمي‌كند به اصفهان عزيمت كنند!
وقتي از مسئولين سفارتخانه‌هاي خود شنيده‌اند كه در ايران امنيت كامل برقرار بوده و حمله احتمالي به آن كشور نيز جنگ رواني آمريكا براي فريب افكار عمومي دنياست، با اشتياق فراوان به كشورمان سفر كرده‌اند.
وظيفه خبرنگاران و رسالت قلم و بيان را در انعكاس درست اوضاع و تحولات يك كشور يادآور مي‌شوم و از اينكه رسانه‌ها در غرب با هوچي‌گري، منفي بافي، بر عكس جلوه دادن واقعيات و ايجاد رعب و وحشت نزد اتباع كشورهاي مختلف سعي در ممانعت از عزيمت آنان به ايران و اطلاع از نزديك با واقعيات ايران مي‌كنند، با تاسف از موضوع مي‌گذرم.
در مسير حركت به سمت ميدان امام از چهلستون، چشمم به دو پسر و دختر جوان گردشگر ژاپني مي‌افتد. نتيجه بازي فوتبال بين ژاپن و استراليا را كه با ضربات پنالتي به نفع ژاپن تمام شد را به اطلاع آنان مي‌رسانم. بسيار خوشحال مي‌شوند مي‌گويند از يك هفته پيش از كرمان، بم، يزد شروع كرده و تا شمال ايران خواهند رفت.
در دل به گردشگران آمريكايي و اروپايي مي‌خندم كه چگونه فريب رسانه‌هاي گروهي خويش را مي‌خورند و به جاي سفر به كشوري كه عين تاريخ و تمدن است به نقاطي از دنيا مي‌روند كه يا تاريخ ندارند و يا اينكه براي آنها تاريخ جعل مي‌كنند.
ميدان امام، عالي قاپو، مسجد شيخ لطف الله، پل خواجو و سي و سه پل محل‌هايي هستند كه در يك بعد از ظهر گرم تابستان مورد بازديد اعضاي گروه قرار مي‌گيرند. زيبايي، تميزي شهر و عظمت اصفهان چنان خبرنگاران را مسحور خويش ساخته است كه خبرنگار اينديپندنت مي‌گويد من براي بازديد از مراكز هسته‌اي به ايران آمده بودم اما در بازگشت ناچارم گزارش كاملي از اصفهان و زيبايي‌هاي اين شهر را در نشريه خود داشته باشم.
حياط هتل عباسي بسيار شلوغ است. بساط شام چيده شده و مردم فارغ از مسائل و مباحث سياسي و در آرامش كامل به گفت و شنود نشسته‌اند. اما اين جا نيز سياست ما را ترك نكرده است. صرف شام با دو ساعت صحبت پيرامون مسائل سياسي بين‌المللي توام مي‌شود.
خبرنگاران فرانسوي اشتياقي به مشاركت در بحث‌ها نشان نمي‌دهند، آنها اين موضوع را در طول سفر نيز رعايت مي‌كنند! اما سايرين نظرات خود پيرامون مسائل مختلف را به صراحت بيان مي‌كنند. نقطه اشتراك بحث‌ها بر اين است كه آمريكا به شدت تنها شده، اروپا به تدريج از آمريكا فاصله مي‌گيرد و در صورت حمله، آن كشور را همراهي نخواهد كرد. ضمن اينكه در شوراي امنيت آمريكا موفق نخواهد بود و تحريم‌ها در اراده ايران براي دست برداشتن از غني سازي خللي وارد نخواهد ساخت.
يكي از خبرنگاران مي‌گويد آمريكا ممكن است براي حفظ پرستيژ از دست رفته خود، دست به حمله محدود بزند.
در نهايت در جمع هيچ كس نمي‌تواند حدس بزند كه بالاخره چه خواهد شد. اين موضوع در بازگشت از اصفهان با آقاي شريعتمداري مدير مسئول روزنامه كيهان مطرح مي‌شود و وي مي‌گويد: من فكر مي‌كنم دولتمرداني چون بوش، ديك چني و رامسفلد كه كنار رفت و رابرت گيتس كه كمي معقول‌تر از رامسفلد است و خانم رايس ملكه جنگ معدود افرادي هستند كه به دنبال جنگ مي‌باشند.
آقاي بوش مخالفين زيادي در بين مردم آمريكا، سياستمداران و استراتژيست‌هاي آمريكايي دارد. آمريكايي‌ها به شدت در عراق زمين گير شده‌اند با اين وجود بسيار بعيد مي‌دانم دست به كار غير عاقلانه‌اي بزنند ولي به قول ناپلئون : " فقط غير ممكن، غير ممكن است."
شريعتمداري مي‌افزايد: ضرب المثلي مي‌زنم اما خداي ناكرده قصد اهانت نيست. مي‌گويند " بايد از گاو ترسيد براي اينكه شاخ دارد اما عقل ندارد." اينكه احيانا روزي آقاي بوش دست به حمله بزند، از نظر ما دور نمانده است بنا براين ما مدت‌ها است كه اين آمادگي را داريم و تمهيداتي را نيز انديشيده‌ايم، اما كسي كه در كاخ شيشه‌اي نشسته به نفعش نيست كه سنگ اندازي كند.
آقاي متكي نيز در ديدار با خبرنگاران در خصوص حمله احتمالي آمريكا مي‌گويد: متاسفانه يكجانبه گرايي مبتني بر زورمداري بخشي از رويكرد آمريكا در سياست خارجي شده است. آمريكا با پمپاژ رعب به ويژه در حوزه نظامي سعي مي‌كرد كه در گذشته به اهداف خود برسد و خواسته‌هايش را به ملت‌هاي ديگر تحميل كند. ما فكر مي‌كنيم كه در خاورميانه تحولات جديدي طي سال‌هاي اخير اتفاق افتاده است و معتقديم كه بايد صاحب نظران انديشمند و عاقل آمريكا اين تحولات را با دقت مورد توجه قرار دهند. ما فكر مي‌كنيم مشابه اين اراده در برخي ديگر از نقاط دنيا نيز به وجود آمده است، در آمريكاي لاتين هر كس علم مخالفت با يكجانبه گرايي، زورمداري و عدم تمكين به ساز و كار هاي جهاني را بردارد، از حمايت بيشتري برخوردار مي‌شود. نيرو هاي خارجي به تعداد 170 هزار نفر در عراق حضور دارند آنها نه مردم عراق ، نه امنيت عراق و نه امنيت خود را مي‌توانند، تامين كنند. اين روز ها سالروز جنگ 33 روزه لبنان است و پرونده اين جنگ بايد به دقت مورد بررسي قرار گيرد.
من معتقدم آمريكايي‌ها بايد بررسي كنند كه چرا از سال 1990 تاكنون از مذاكرات مادريد تا طرح اسلو تا نقشه راه و خاورميانه بزرگ دائما طرح دادند ولي هيچ كدام از اين طرح‌ها به نتيجه نرسيده است؟
اين امر به واسطه فقدان چه عنصري بوده است؟ ما معتقديم اين‌ها درس‌هاي خوبي را ارائه خواهد داد. با چنين نگاهي و تحليل واقع بينانه‌اي ما معتقديم كه آمريكايي‌ها در موقعيتي نيستند كه يك جنگ ديگر را بر ماليات دهندگان آمريكايي تحميل كنند ولي اين به معني آن نيست كه كساني در آمريكا بر طبل جنگ نمي‌كوبند.
آقاي متكي در ادامه در خصوص تحولات منطقه و نقش طرف‌هاي درگير در آن مي‌گويد:‌ گروه‌هاي تروريستي در عراق با سناريو غربي، دلارهاي نفتي و آموزش در كشورهاي منطقه موجوديت پيدا كردند. شايد آن موقعي كه فكر مي‌كردند مقابل شوروي سابق بايد بيايستند، از نظر خود كار درستي انجام مي‌دادند، اما آنها نوعي افراط گرايي را در منطقه نهادينه كردند و همانها امروزه عوامل نا‌امني و بي‌ثباتي در افغانستان و عراق هستند. كشورهاي منطقه نگران مي‌باشند.
ما در افغانستان همانند عراق به دنبال امنيت هستيم و معتقديم آقاي كرزي در افغانستان آلترناتيو ندارد، لذا حمايت از دولت آقاي كرزي از زمان شكل گيري در كنفرانس بن تا امروز جزو سياست‌هاي قطعي جمهوري اسلامي ايران بوده است.
متكي در اين ديدار همچنين به نقش دولت انگليس در افغانستان اشاره و ضمن زير سؤال بردن مذاكرات آنان با طالبان در موسي قلعه، ناكارآمدي انگليس در مبارزه با مواد مخدر را چالش مهم آن كشور در منطقه اعلام مي‌كند.
روز دوم اقامت در اصفهان، با صرف صبحانه و حركت به سمت سايت UCF آغاز مي‌شود. در سالن اجتماعات مركز فرآوري اورانيوم ايران، مسئولين اين مركز به استقبال هيئت آمده‌اند. پس از ارائه توضيح كوتاهي از فعاليت اين مركز از سوي مسئولين آن، براي بازديد از سايت وارد محوطه مي‌شويم.
يكي از خبرنگاران از مدير مجتمع مي پرسد كه چقدر جوان است و وي پاسخ مي‌دهد كه سن بقيه مهندسين از وي كمتر است. اين امر موجب بروز تعجب خبرنگار و افتخار و غرور ما مي‌شود.
به ياد گذشته خودم مي‌افتم كه در سن 25 سالگي به عنوان وابسته سياسي به سفارت كشورمان در يكي از كشورها اعزام شدم. در يكي از ميهماني‌هاي رسمي، وقتي خود را به يك ديپلمات اروپايي معرفي مي‌كردم، وقتي فهميد كه فقط 25 سال سن دارم، تعجب كرد و گفت: در كشور ما تا انسان چهل، پنجاه سالش نشود نمي‌تواند پست سياسي بگيرد!
به مهندس همراهم مي‌گويم كار در اينجا با حضور در جبهه جنگ هيچ فرقي نمي‌كند اگر در جبهه جنگ فرزندان ايران زمين از حيثيت و شرف ايران و ايراني و دين و آيين خود دفاع كردند اين جا نيز شما از اعتبار، عظمت، خلاقيت و صنعت بومي كشورمان دفاع مي‌كنيد و مسلماً همان قدر اجر خواهيد برد كه آنها بردند.
در محوطه سايت چشمم به درخت كاجي مي‌افتد كه به شكل زيبايي مانند يك پرنده در حال پرواز تزيين شده است. عكسي به يادگار از آن مي‌گيرم، بچه‌ها ابتكار جالبي به خرج داده‌اند. انگار پرنده مي‌گويد پرواز به سمت سعادت و خوشبختي يك ملت از اين محل آغاز مي‌شود پس همراه من باشيد.
زمان زيادي از ورود ما به UCF نگذشته است كه خود را ملبس به لباس سفيد رنگ، دستكش نايلوني، دمپايي، كلاه مخصوص و ماسك هوا مي‌كنيم. عكسي به يادگار مي‌اندازيم و وارد محوطه فرآوري مي‌شويم. مهندسان جوان توضيحات كافي ارائه و سعي مي‌كنند هيچ سؤالي را بدون جواب نگذارند و مي‌گويند ما چيزي براي مخفي كردن نداريم و همه فعاليت‌هاي ما بر اساس مقررات و پادمان‌هاي آژانس و تحت نظر بازرسان است. دوربين‌هاي آژانس را نشان مي‌دهند كه نتيجه فعاليت‌ها را زير نظر دارد.
خبرنگاران راضي از بازديد، پس از صرف نهار محل سايت را ترك مي‌كنند.
بعد از ظهر روز دوم فقط به بازديد از كليساي وانگ و مسجد جامع اصفهان اختصاص مي‌يابد و خبرنگاران براي خريد سوغاتي روانه بازار مي‌شوند.
صبح روز سوم با يك اتوبوس دربست به سمت تهران حركت مي‌كنيم. جاده بسيار خلوت است. راننده اتوبوس مي‌گويد از زماني كه بنزين سهميه‌بندي شده جاده‌ها نيز خلوت شده‌اند. اين موضوع از نگاه تيزبين خبرنگاران خارجي دور نمانده است و يكي از آنها علت خلوتي جاده را سؤال مي كند. در تهران اعضاي گروه در اولين ملاقات خود با يك مقام ايراني به ملاقات آقاي متكي وزير امور خارجه مي‌روند. ايشان عليرغم مشغله زياد با آرامش خاصي به سؤالات خبرنگاران پاسخ مي‌دهد. سؤالات بيشتر حول مذاكرات آتي كشورمان با آمريكا در مورد عراق و تنش‌هاي موجود با آن كشور مي‌چرخيد.
متكي در اين ديدار با اشاره به توطئه‌هاي مكرر آمريكا عليه كشورمان مي‌افزايد: ما كشوري با 70 ميليون جمعيت هستيم، فضاي كاملا باز را در اين جا مشاهده مي‌كنيد. در قالب احزاب سياسي، NGO‌ها و غيره. صدها هزار ايراني در خارج از كشور زندگي مي‌كنند كه بخش قابل توجهي از آنها براي ديدن اقوام خود، تجارت و گردشگري آزادانه به كشورشان سفر مي‌كنند. ضمن اينكه 3 ميليون ايراني نيز در سال به خارج از كشور سفر مي‌كنند. مردم در اينجا بر اساس اراده خود دولت‌ها را تعيين مي‌كنند و آنها بعضا ديدگاه‌هاي متفاوتي دارند. عليرغم اين، طي 28 سال گذشته آمريكايي‌ها همه راه‌هاي برخورد با ايران را آزموده‌اند. كشور ما از قوميت‌هاي مختلفي تشكيل شده است. آنها هزاران سال در قالب اتحاد ملي در سرزمين ايران زندگي مسالمت آميز داشته‌اند ولي آمريكايي‌ها سعي كردند جنگ قوميت‌ها را در ايران راه بياندازند. جنگ تحميلي طراحي و سازماندهي ديگري بود كه ما در تمام 8 سال جنگ دست آمريكا را پشت سر اين توطئه ديديم و ساير اقداماتي كه آمريكايي‌ها در منطقه و صحنه بين‌المللي سعي كردند عليه ايران اعمال كنند. ملتي كه به صلح دوستي و نداشتن پيشينه تجاوز به ديگر كشورها معروف است را به تروريسم متهم كردند.
از انفجار در الخبر تا انفجار در مركز اف.بي‌.آي در آمريكا، از انفجار در مركز يهوديان آرژانتين تا انفجار هواپيما بر فراز لاكربي اسكاتلند و مركز تجارت جهاني در نيويورك، سعي كردند همه را به ايران متصل كنند. بنابراين دولت‌هاي آمريكا از هيچ كوشش و تلاشي براي برخورد تبليغاتي، سياسي و نظامي عليه كشورمان فروگذار نكرده‌اند. تنها گناه ما اين بود كه مي‌خواستيم مستقل باشيم. در پايان ملاقات يكي از خبرنگاران از آقاي متكي به عنوان يك ديپلمات برجسته ياد مي‌كند و سايرين نيز رضايت كامل خود از ملاقات با وزير خارجه كشورمان را اعلام مي‌دارند.
صبح روز چهارم اولين ملاقات با آقاي شريعتمداري مدير مسئول روزنامه كيهان و در محل آن روزنامه برگزار مي‌شود. خبرنگاران كه از همان ابتدا اشتياق خاصي به ملاقات با ايشان داشتند، اكثر سؤالات خود را پيرامون ديدگاه‌هاي ايشان حول مسائل داخلي و خارجي و پرونده هسته‌اي كشورمان مطرح مي‌كنند.
آقاي شريعتمداري بسان يك ديپلمات، نه مدير مسئول يك موسسه بزرگ رسانه‌اي، اما از موضع يك روزنامه نگار به سؤالات حاضرين پاسخ مي‌دهد.
شريعتمداري در اين ملاقات كه خبرنگاران انتظار ملاحظه كاري و عدم صراحت ايشان در تائيد مواضع قبلي خود را داشتند با تاكيد ايشان بر وفاداري به خط و راه امام و تاييد مواضع قبلي خود روبرو مي‌شوند.
شريعتمداري در اين ديدار در پاسخ به سؤال خبرنگاري كه آمريكا چه كاري مي‌تواند در عراق انجام دهد كه موفق باشد، مي‌گويد: بهترين كاري كه آمريكايي‌ها مي‌توانند انجام دهند اين است كه نيروهاي خود را عقب بكشند براي اينكه ورود و حضورشان باعث ناامني در عراق شده است.
شريعتمداري مي‌افزايد: آقاي بوش اگر در ادعاي خود صادق بود و در پي آوردن دموكراسي به عراق بوده است اولين قدم دموكراسي مراجعه به آراء مردم است. مردم عراق مجلس را به راي خود انتخاب كردند اگر چه آمريكايي‌ها نهايت تلاش خود را به كار بردند كه نيروهاي هوادار خود را به مجلس بفرستند. مردم عراق دولت منتخب خودشان را دارند ولي آمريكايي‌ها بسيار علاقه داشتند آقاي اياد علاوي به جاي آقاي نوري المالكي بيايد. اگر مقصود تشكيل يك حكومت مردمي بر اساس مباني دمكراسي بود كه حالا تشكيل شده است بنابراين آمريكايي‌ها در عراق دنبال چه چيزي هستند؟ بهانه آمريكايي‌ها نا‌امني در عراق است ما شواهد زيادي داريم كه ثابت مي‌كند عامل ناامني در عراق خود آمريكايي‌ها هستند. اساسا از ناامني در عراق فقط آمريكايي‌ها مي‌توانند نفع ببرند.
ناامني در آن كشور به نفع هيچ يك از كشورهاي منطقه و مردم عراق نيست. مشكل بوش آن است كه نمي‌تواند مردم كشور خود را توجيه كند، او قصد داشت يك حكومت طرفدار آمريكا در عراق سر كار آورد كه دقيقا بر عكس شد و يك حكومت اسلامگرا بر سر كار آمد. خيل جمعيت انبوه مردم عراق كه زير چكمه صدام قدرت نفس كشيدن نداشتند را به نفع جهان اسلام آزاد كرد مبالغ بسيار سنگين و هنگفتي را از بودجه‌اي كه ماليات دهندگان آمريكايي براي بهبود وضع خويش مي‌دهند در عراق به هدر داد.
گروه خبرنگاران سپس براي ملاقات با آقاي علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي به دفتر ايشان مراجعه مي‌كنند. در اين ديدار كه بيشتر سؤالات حول پرونده هسته‌اي كشورمان دور مي‌زد، دكتر لاريجاني مطالب بسيار مهمي و قابل توجهي را در خصوص پرونده هسته‌اي كشورمان، اوضاع عراق، حاميان گروه‌هاي تروريستي در عراق و.... به اطلاع خبرنگاران رساند، كه برخي از آنان از اينكه دكتر لاريجاني بدين گونه شفاف، با درايت و با توجه به جميع جهات اظهارات خود را مطرح كرد دچار تعجب شده بودند.
در پايان مصاحبه يكي از خبرنگاران دكتر لاريجاني را همانند «شطرنج بازان حرفه‌اي روسي» مي‌داند كه مي‌دانند چگونه بازي كنند. كي، كجا و به چه شكل مهره‌ها را حركت دهند و نتيجه را به نفع خود به پايان برسانند.
در ملاقات با دكتر عراقچي معاون امور بين الملل وزارت امور خارجه كه همان روز بعد از ظهر صورت گرفت و نزديك به دو ساعت به طول انجاميد، گروه خبرنگاران ابهامات خود پيرامون موضوعات مختلف از جمله پرونده هسته‌اي كشورمان را مطرح و پاسخ‌هاي قانع كننده دريافت كردند.
بعد از اتمام ملاقات‌ها كه به طور متوسط هر كدام يك ساعت نيم به درازا انجاميد، يكي از خبرنگاران اظهار داشت: در كشور ما مقامات ارشد با كلي ناز و ادا و اطوار بيش از 10 دقيقه وقت به خبرنگاران نمي‌دهند لذا گشاده‌رويي مقامات ايراني ما را متعجب و متحير كرده است.
گفته شد اين اتفاق براي شما در حالي رخ مي‌دهد كه خبرنگاران ايراني مدت 2 سال است از خانم مركل درخواست مصاحبه كرده‌اند!
مقامات آمريكايي همواره از روبرو شدن با خبرنگاران ايراني طفره رفته‌اند؟! آقاي بلر در دوره حكومت خود حتي يك بار با يك خبرنگار ايراني روبرو نشد! در فرانسه نيز به همين شكل. پاسخ چيزي جز تعجب و اظهار اينكه پيام شما را منتقل خواهيم كرد، نبود.
آفتاب روز پنجم تازه طلوع كرده بود كه هواپيماي حامل اعضاي گروه به سمت بوشهر به پرواز درآمد. هواپيما پس از يك ساعت و ربع پرواز در باند فرودگاه بوشهر به زمين مي‌نشيند. آقاي بلادي سرپرست دفتر وزارت امور خارجه در بوشهر و يكي از مهندسان جوان نيروگاه بوشهر به استقبال گروه آمده‌اند. مرد نازنيني است اين آقاي بلادي، با زبان انگليسي رواني كه صحبت مي كرد خيلي زود با خبرنگاران ارتباط برقرار كرد.
پس از صرف صبحانه در استانداري بوشهر كه الحق براي گروه زحمت زيادي را كشيده بودند، گروه اعزامي براي بازديد از دفتر نمايندگي وزارت امور خارجه عازم آن محل شدند. صميمت اعضاي اين دفتر و ساير همراهان گروه از استانداري و نهاد‌ها از جمله نيروي انتظامي كه به احترام گروه همچون هيئت رسمي سياسي حتي اسكورت براي آنها در نظر گرفته بودند، خونگرمي و ميهمان نوازي مردم خوب بوشهر را از همان ابتدا مجسم مي‌كرد.
عزيمت به نيروگاه اتمي بوشهر چندان به درازا نكشيد و در يك روز بسيار گرم از مردادماه (‌بوشهري‌ها به اين ماه، ماه خرماپزان مي‌گويند) گروه با استقبال گرم‌تر مسئولين نيروگاه مواجه شدند.
سرماي داخل سالن اجتماعات نيروگاه اتمي بوشهر با حرارت خاصي كه مهندسان جوان نحوه ساخت و فعاليت نيروگاه‌هاي اتمي در دنيا و ايران را تشريح مي‌كردند، گرمي خاصي پيدا كرده بود.
با ورود به ساختمان كره‌اي شكل نيروگاه اوج عظمت پروژه‌اي كه كشورمان سال‌ها درگير تكميل آن است، به خوبي مشخص مي‌شود. انسان تا از نزديك نيروگاه و تاسيسات جنبي آن را نبيند، امكان ندارد عظمت چنين پروژه‌اي را درك كند. به ياد زنجيره‌هاي انساني كه دور نيروگاه حلقه مي‌زدند مي‌افتم و اهميت و پيام آن را اكنون بيش از پيش درك مي‌كنم.
در نيروگاه اتمي بوشهر بود كه مشخص شد يكي از خبرنگاران فرانسوي و خبرنگار اينديپندنت انگليس مسلط به زبان روسي هستند! خبرنگار آلماني نيز عليرغم سن نه چندان زياد خود علاوه بر فارسي به زبان‌هاي انگليسي، فرانسه، اسپانيايي و ايتاليايي تسلط داشت. بقيه نيز به همين شكل بودند.
آشنايي با دو زبان انگليسي و فرانسه اكنون براي خبرنگاران كشورها امري عادي شده است. به ياد خبرنگاران خودمان مي افتم كه متاسفانه ضعف بسياري در اين خصوص وجود دارد در حالي كه رمز موفقيت يك خبرنگار علي الخصوص خبرنگاراني كه در سرويس‌هاي بين‌الملل رسانه‌ها كار مي‌كنند، آشنايي آنان با حداقل يك زبان خارجي است. ما بايد روزي را تجربه كنيم كه تسلط به زبان خارجي براي استخدام دبيران و خبرنگاران سرويس بين‌الملل رسانه‌هاي كشورمان اجباري باشد. ضمن اينكه آموزش كادر حاضر به زبان‌هاي خارجي نيز بايد در اولويت قرار گيرد.
دفتر تحقيقات و مطالعات رسانه‌ها وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز در كنار دوره‌هاي بسيار خوبي كه براي آموزش روزنامه نگاري حرفه‌اي برگزار مي‌كند، بايد اهتمام ويژه‌اي به آموزش زبان خارجي براي خبرنگاران ايراني معطوف كند. دوباره از اصل موضوع دور شديم.
بعد از صرف نهار و استراحت در هواي بسيار گرم بعد از ظهر بوشهر، گروه به سمت بندر بوشهر (اسكله والفجر) حركت كرد. مسئولين اسكله با احترام خاصي از گروه استقبال و از آنها براي گشت دريايي جهت سوار شدن به لنج دعوت كردند. سفر كوتاه دريايي كه با توضيحات مسئولين بندر همراه بود خاطره خوشي را براي اعضاي گروه بر جاي گذاشت.
گروه خبرنگاران سپس براي بازديد از مسجد كوفه، قديمي‌ترين مسجد بوشهر با 200 سال قدمت عازم آن محل شدند.
اين جا فرصتي دست داد تا دست عبوديت خويش را در خانه خدا در گوشه ديگري از خاك كشور عزيزمان بلند كنيم و نماز مغرب و عشاء را در آنجا به جاي آوريم.
آن شب قرار بود از سوي سازمان گردشگري و ميراث فرهنگي و در راستاي برنامه‌هاي ايران شناسي، تاريخ ايلامي در مسجد مورد بررسي قرار گيرد اما نزديك شدن زمان پرواز فرصت حضور در اين جلسه را از اعضاي گروه گرفت.
اعضاي گروه با خروج از مسجد با عده‌اي از نوجوانان فوتباليست بوشهري روبرو شدند كه خود را آماده تمرين شبانگاهي (هواي گرم بوشهر امكان تمرين روزانه را به آنان نمي‌دهد)، مي‌شدند.مربي تيم به اعضاي گروه خوشامد مي‌گويد.
در گوشه‌اي از زمين فوتبال دو نوجوان در چرخ دستي قديمي بستني سازي در حال چرخاندن استوانه وسط يخ‌ها براي توليد بستني بودند. يكي از خبرنگاران كه همچنان در حال و هواي اتم و كيك زرد و سانتريفيوژ به سر مي‌برد به شوخي مي‌گويد: فكر كردم اين يك سانتريفيوژ دستي است! همه مي‌خندند، اما من در انديشه‌ام كه چه مي‌شد آنها فقط به فكر پيشرفت، خلاقيت و ابتكار جوانان ايراني بودند و نوع دوستي، ميهن پرستي و ميهمان نوازي آنان را تبليغ مي‌كردند.
دنيا خيلي كوچك است شايد دوباره همديگر را ديديم. اما كجا، كي و چگونه خدا مي‌داند و اين آخرين جملاتي است كه اعضاي گروه در بازگشت از بوشهر در فرودگاه مهرآباد با هم رد و بدل مي كنند .