دریانیوز: پديده اي که به طورفزاينده در جامعه ما در حال رشد مي باشد مساله اي تحت عنوان زنان سرپرست خانواراست که جداي از اينکه در سطح فردي اثرات جبران ناپذيري از لحاظ روحي، رواني و حتي زيستي براي اين طيف از جامعه و فرزندان آنها خواهد داشت که در سطح اجتماعي نيز آثار و آسيب هاي فراواني را بر جاي مي گذارد که پيشگيري از آنها به مراقب بهتر از درمان آن خواهد بود .
مفهوم زنان سرپرست خانوار در دهه 80 در کشورهای صنعتی بوجود آمد.زنان امروز با ارائه قابلیتها و تواناییهای خود در جامعه و به ویژه در خانواده نقش مؤثری در دستیابی به توسعه پایدار خواهند داشت.توسعه یافتگی هدفی است که هر کشوری برای رسیدن به آن تلاش می کند و ارزش های اساسی توسعه پایدار را می بایست در ارتقای کیفیت زندگی یعنی توانمندسازی زنان و مردان جستجو کرد. از مواردی که توسعه یافتگی را تحت تاثیر قرار می دهد امکان دسترسی زنان مانند مردان به فرصت های برابر، کسب امنیت اقتصادی و رفع فقر از آن هاست و این مسئله برای زنان سرپرست خانوار محسوس تر است .
بیشتر زنان در کشورهای صنعتی به دلیل طلاق سرپرست خانوار شده اند و این در حالی است که این مسأله در کشورهای جهان سوم، به دلیل مرگ همسر، طلاق، اعتیاد و بیماری برای زنان بوجود آمد. همچنین فرصتهای اجتماعی کافی برای کسب درآمد زنان در اختیار نبود و در نتیجه «مفهوم زنانه شدن فقر» مطرح شد.با ورود زنان به مقوله فقر، نیاز به مداخله سیاستگذاران و سازمانهای حمایتی مطرح میشود بنابراین توجه به رویکرد جنسیتی در برنامهریزیهای توسعه با هدف ارتقا توانمندیهای زنان، ارائه اطلاعات و آمارهای جنسیتی با توجه به گروهبندیهای مختلف ضروری به نظر میرسد.مبنای سیاستگذاری دولتها تشویق زنان سرپرست خانوار به فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی و خودکفا بودن آنان، پیشگیری از انزوای اجتماعی و ازدستدادن مهارتهای شغلی زنان و جلوگیری از ایجاد مناطق فقیرنشین بود که ویژگی اصلی آن نابسامانی و ناهنجاریهای اخلاقی و اجتماعی و فعالیتهای مجرمانه بود.همه این دلایل لزوم ایجاد سازمان اجتماعی جهت توانمندسازی زنان سرپرست خانوار را بیش از بیش نمایان می کند. توانمندسازی فرآیندی است که افراد جامعه از راه آن، از نیازها و خواسته های خود آگاه شده، نوعی اعتماد به نفس و خوداتکایی را برای برطرف کردن آن نیازها بدست می آورند و براساس آن از توانایی لازم برای تحقق هدف های خود برخوردار می شوند .این مجموعه به آن ها برای کاهش فقر، حذف فرودستی و تحولات نهادی کمک خواهد کرد.
این چنین فرآیندی زنان فقیر را قادر می سازد که خودمختاری، کنترل و اعتماد به نفس کسب کنند و با احساس قدرت فردی و جمعی در کنار گروهی از زنان و مردان برای تفوق بر شرایط اجتماعی مسلط و تبعیض گرا اقدام کنند. تشکیلات مردمی و نفوذ در ساختار دولت ها از دیگر راه های کاهش فقر و توانمندسازی زنان سرپرست خانوار است. حمایت از سازمانهای غیردولتی و مردم نهاد یکی از چشم -اندازهای برنامه های توسعه است که به افزایش آگاهی زنان سرپرست خانوار منجر می شود و اعتماد زنان به توانمندی هایشان را بالا می برد. با توجه به اینکه یکی از حرفه های یاورانه، حرفه مددکار اجتماعی است که با تکیه برنظریه های مددکاری اجتماعی، علوم اجتماعی، علوم انسانی و دانش بومی انسان ها و ساختارها را برای مواجهه با چالش های زندگی و ارتقاء رفاه و بهزیستی درگیر می کند. مددکاران اجتماعی با تکیه بر دانش و تجربه خود می توانند در توانمندسازی زنان سرپرست خانوار نقش موثری ایفاء کنند.
ضربه ای که کرونا به زنان سرپرست خانوار زد
شیوع ناگهانی ویروس کرونا از اواخر سال 98 در کشورمان ، هرچند برای همه اقشار جامعه به نوعی، چالشهای متعددی ایجاد کرده اما این مشکلات برای زنان سرپرست خانوار ملموستر و سخت تر بوده و هست. زنانی که در شرایط عادی به دلیل سطح سواد اندک، مشکلات اجتماعی و فرهنگی و نبود برابری در دستیابی به شغل مناسب همواره با مشکل رو به رو بوده اند؛ در شرایط کرونایی با تعدیل برخی مشاغل و تعطیلی برخی از کسب و کارها بیش از پیش بازار کاریشان کساد شده و این مشکل خود مسایل و مشکلات روحی و روانی و جسمی دیگری نه تنها برای آنها بلکه حتی برای فرزندان و دیگر اعضای خانوادهشان به همراه داشته است. زنان سرپرست خانوار با توجه به این که ترکیبی از وظایف رسمی و غیررسمی، قانونی یا عرفی، پیدا یا پنهان را در ارتباط با کارِ خانه دارند، چنانچه مجبور به حضور و کار در بیرون خانه برای کسب درآمد مورد نیاز خود و خانواده شان بشوند، بیش از پیش با خطر ورود به چرخة فقر و بی قدرتی روبهرو میگردند.
ساعات طولانی کار در مشاغل سخت و بعضاً زیان آور، با درآمدهای نابرابر نسبت به مردانی در موقعیت شغلی مشابه، دچار شدن به ضعف جسمانی و به دنبال آن بیماری، از دست دادن توان نظارتی و تربیتی در ارتباط با فرزندان و احیاناً حوادث غیرمترقبه که ضمن ایجاد اختلال های جدی در روندهای معمول زندگی، هزینه های سنگین مالی را نیز به چنین خانواده هایی تحمیل می کند، همه و همه می توانند این زنان را در معرض سقوط به ورطة فقر مطلق و ناتوانی غیرقابل بازگشت سوق دهند؛ حال تصور کنید این مشکلات با وجود شیوع ویروس کرونا چقدر بیشتر شده و شرایط را برایشان سخت تر کرده است. لازم به ذکر است آمارها حاکی از این هستندکه بیش از ۳ میلیون زن سرپرست خانوار در کشور وجود دارد، وجود این تعداد از زنان سرپرست خانوار از یک سو و تشدید مشکلات اقتصادی ناشی از کرونا از سوی دیگر سبب شده زنگ خطر زنانه شدن آسیبها به گوش برسد.کرونا دیر یا زود از بین ما رخت خواهد بست و جهان را با خاطرهای تلخ و سیاه ترک میکند اما قطعاً جسم و روح مادران به خصوص مادران شاغل در روزهای پسا کرونا بسیار نحیفتر از گذشته خواهد بود، مادرانی که کسب و کارهای خود را از دست داده، فشارهای اقتصادی را تحمل کرده، روزهای سخت بیماری عزیزانشان را از نزدیک دیده و نگران سلامتی اعضای خانواده بوده و در نهایت سلامت روان و جسم خود را در این روزها بیشتر از گذشته در خطر انداخته اند. از این رو نیاز است تا امروز پیش از بروز فاجعهای ناملموس و کمرنگ زیر پوست شهر برای بانوان و مادران اقدامات پیشگیرانه از آثار و تبعات منفی کرونا انجام شود تا این سرمایههای اجتماعی عظیم به خطر نیفتند.
فاطمه هوشنگی/ دریا