دریانیوز: یکی از مسائل و مشکلاتی که امروزه گریبان کشورهای جهان چه صنعتی و غیر صنعتی و چه کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه شده است پدیده کودکان خیابانی و کودکان کار است که از موضوعات آزار دهنده شهری است . این کودکان در کنار مراکز خرید مشغول گل فروشی ، فال فروشی هستند یا کنار خیابان و در پیاده رو بساط پهن کرده اند. اگرچه این روزها کرونا در هرمکانی جا خوش کرده و با جهش یافتگی ویروس لحظه به لحظه شرایط پیچیدهتر میشود اما قصه کودکان کار روایتی دیگر دارد، این طیف از جامعه با چالشهای اقتصادی و کرونا روزگارشان ابعاد دشوارتری به خود گرفته و شانههای کوچکشان را یارای تحمل فشارهای سنگین ناشی از این بیماری نیست.
ویروس کرونا نه فقط کشور ما که همه جهان را تحت تاثیر قرار داد اما شدت تاثیرگذاری آن مثل همه پدیدههای دیگر، در لایههای مختلف اجتماعی متفاوت بود و تاثیر این بیماری مانند دیگر مشکلات جامعه بر قشر ضعیف بیشتر نمایان می کند به طور مثال بسیاری از مشاغل خُرد، تعطیل شدند. در کل وقتی بیکاری، فقر و رکود اقتصادی اتفاق میافتد، این حوزه را فربهتر میکند و در دوران کرونا نیز این دسته از خدمات ما به ناچار وسعت بیشتری گرفت. کودکان کار قربانی زنجیرهای فقر، بیخانمانی، حاشیهنشینی، طلاق والدین و گسستها و خلاهای عاطفی و اقتصادی در خانواده هستند، با قد و قواره کوچکشان مجبورند که نان آور باشند و سهمشان را در سبد هزینههای خانوار ادا کنند، این کودکان با خطر، تهدید و بیمهرها مواجهاند و میطلبد که چتری از حمایت بر سر آنان گرفته شود تا تازیانههای روزگار، پیکر نحیفشان را کمتر بیازارد و بتوانند در کوران دشواری زندگی دوام بیاورند و طعم دلخوشیهای کودکانه را قبل از پا گذاشتن به سن بزرگسالی بچشند. آمار کودکان کار در ایران نشان می دهد حدود 400 هزار تا یک میلیون کودک خیابانی وجود دارد همچنین آمارها نشان می دهد 20 هزار کودک کار در تهران زندگی می کند .
ویژگی بچه های خیابان این است که در فقر زندگی می کنند و وضعیت تغذیه ، بهداشت جسمی و روانی آن ها اصلاً مناسب نیست . جدال های زوج ها جدا از اینکه بنیان زندگی را سست می کند، قربانی هم دارد، این قربانی، فرزند یا فرزندانشان هستند که این جدال ها به آنها تحمیل شده است. برای رفع این مشکل قبل از هر چیز باید ببینیم چه عامل یا عواملی موجب بروز این آسیب شده است؟ به نظر میرسد که اصلیترین عامل در این خصوص، تامین هزینههای زندگی است. باید به بررسی این موضوع بپردازیم که کودک قرار است هزینههای چه کسانی را و چه طور تامین کند. اگر کار آنها برای تامین هزینه والدین است، باید از نهادهای حمایتی خواست که به معیشت چنین خانوادههایی توجه کنند و در صورت ضرورت به آنها کمک کنند تا دیگر نیازی به کار کودکان وجود نداشته نباشد. گاهی هم مشاهده میشود که والدین یا افراد ثالث از کودکان به عنوان فرصتی برای تامین درآمد بیشتر نگاه میکنند و به دنبال سودجویی از کودکان هستند، در این صورت باید اقدامات موثری از سوی سازمانهای خدماتی و انتظامی صورت گیرد و راهکارهای مناسب برای برخورد با این پدیده جستجو و بکار گرفته شود. با توجه به نقش والدین در تبدیل شدن کودک به ابزار درآمد و بروز این آسیب اجتماعی جدی، تصور میکنم که اصلیترین راهکار مقابله با این پدیده «آموزش» باشد.
در مراتب بعدی فعال شدن بیشتر نهادهای و سازمانهای خدماتی برای ارائه خدمات به والدینی که واقعا نیازمند هستند، اهمیت دارد، زیرا کودکان در جهت تامین هزینههای زندگی و تحت تاثیر اجبار شرایط اقتصادی در این موقعیت قرار گرفتهاند. راهکارسوم نیز آموزش حقوق کودک به صورت مداوم و از طریق رسانهها، صدا و سیما، بیلبردها، مدارس و ... است. کودک باید بداند که ابزار تولید درآمد نیست و بر اساس قوانین کشور اجازه کار کردن ندارد و هر کارفرمایی که کودکی را به کار بگیرد مجرمانه عمل کرده و مجازات خواهد شد. آخرین راه حل موثر نیز عملیاتی کردن قوانین مصوب مربوط به حقوق کودکان به خصوص، قانون اخیر است که برگ زرینی بر فعالیتهای حمایت از کودکان محسوب میشود.
بهاره محمد حسینی زاده/ دریا