|
|
|
|
|
|
صاحبان آرای باطله چه کسانی هستند؟
|
|
|
، 04:13 / کد خبر: 39695 / تعداد بازدید: 250
|
|
|
دریانیوز: 28خرداد بود که رای گیری برای سیزدهمین انتخابات ریاست جمهوری و شورای های شهر و روستا آغاز شد و بر خلاف چیزی که از پچ پچ های در گوشی برخی افراد از شرکت نکردن در انتخابات به گوش می رسید؛ مردم به پای صندوق های رای آمدند و باری دیگر حضور پر رنگ خود را در حماسه های ملی به رخ دشمنان کشیدند . در روز 29 خرداد شمارش آرا شروع شد و طبق پیش بینی اغلب تحلیل های سیاسی سید ابراهیم رئیسی با ۱۷ میلیون و ۸۰۰ هزار رای بر تخت ریاست جمهوری نشست و تعداد آرای باطله نیز به ۳.۶۵۳.۵۹۵ نفر رسید؛ و این در حالی است که در ادوار گذشته انتخابات ریاستجمهوری در کشورمان، معمولا این آرا ۲ تا ۳ درصد کل آرای ماخوذه را تشکیل میداده است. این نشان داد انتخابات ریاستجمهوری چه از نظر فرآیند برگزاری و چه از نظر نتیجه نهایی، متفاوت از ادوار پیشین بوده است. در واقع افزایش بیسابقه آرای باطله میتواند یک پدیده اجتماعی نوظهور تلقی شود .
با توجه به ترکیب نامزدها، نتیجه انتخابات قابل پیشبینی بود. اما آنچه در نتیجه نهایی آرا توجه ناظران را بهخود جلب کرد، این بود که بعد از نفر اول، شاهد آرای باطله به اندازه نزدیک به ۱۳ درصد آرای اخذشده هستیم، بهطوری که فراوانی آرای باطله از تعداد آرای هر کدام از ۳ کاندیدای دیگری که انصراف ندادند و تا پایان در رقابتها ماندند نیز بیشتر شده است. اما صاحب آرای باطله چه کسانی هستند؟ کارشناسان دیدگاه شهروندانی که در انتخابات ریاستجمهوری رأی باطله به صندوق انداختند را بررسی میکنند. صاحبان این رایها را میتوان کسانی تلقی کرد که ضمن وفاداری به سازوکار انتخابات، علاج دردهای مزمن جامعه و مسیر کنشگری عمومی را خارج از چارچوبهای سنتی جستوجو میکنند و از دوگانه مرسوم در همه ادوار انتخابات عبور کردهاند.
آرای باطله اگرچه در نتیجه نهایی انتخابات تأثیرگذار نبود اما میتواند پدیده انتخابات سیزدهم لقب بگیرد؛ پدیدهای که بیش از ظاهر سیاسی، بر دلالتهای اجتماعی روشنی اشاره دارد و باید درصورتبندی تحولات جامعه مورد توجه قرار بگیرد. به زعم نگارنده آنها در زمره شهروندانی هستند که هم معتقد به دمکراسی و نهاد انتخابات بوده و هم در میان کاندیداها فردی را نمیشناختند که از نظر آنها صلاحیت اداره کشور را داشته باشد. یعنی این حدود ۴ میلیون نفر ضمن این که به دمکراسی و مشارکت سیاسی اعتقاد داشتهاند، اما در مجموعه انتخابات فاقد کاندیدا برای نمایندگی خود بودهاند.
این دست از شهروندان در واقع خواهان نامزد جدید هستند. آنها با آرای باطله عملا از دوگانه اصلاحطلب-اصولگرا عبور کردهاند. آنچه در این بین اهمیت دارد، نوع تلقی از افزایش چند برابری آرای باطله در سیزدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری و نحوه مواجهه با آن است. بهنظر میرسد که اصلا نباید به این موضوع بهعنوان یک پدیده ناخوشایند نگاه شود؛ این پدیده نشان میدهد که بخشی از جامعه دیگر در چارچوب دوگانه سبز و قرمز عمل نمیکنند و عمل اجتماعی خود را از مسیر دیگری پیش میبرند. در سوی مقابل به اعتقاد من این اجازه را هم نداریم که آرای باطله را «رای اعتراضی» تلقی کنیم، چون شهروندان معترض که اصلا نیامدند رأی بدهند. بهنظر میرسد رایدهندگان باطله حتی اگر در دوره بعدی انتخابات ریاستجمهوری نیز کاندیدایی نداشته باشند، چون به مشارکت اعتقاد دارند، باز هم پای صندوق حاضر میشوند اما باز هم به هیچکدام از کاندیداهای حاضر در صحنه رأی نخواهند داد و آرایشان جزو باطلهها خوانده خواهد شد.
|
|
|
|