|
|
|
|
|
|
ماجرای آخرین خبر فوری یک خبرنگار
|
|
|
، 04:02 / کد خبر: 40070 / تعداد بازدید: 164
|
|
|
دریانیوز: ((مزار شریف سقوط کرد. هفدهم مرداد ماه ۱۳۷۷، اینجا محل کنسولگری ایران در مزار شریف است، من محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران هستم، گروه طالبان چند ساعت پیش وارد مزار شریف شدند. خبر فوری، فوری. مزار شریف به دست طالبان سقوط کرد، عدهای از افراد طالبان در محوطه کنسولگری دیده میشوند به من بگویید که چه وظیفهای ... )) ( آخرین پیام ارسالی از شهید صارمی) این آخرین پیام خبرنگاری است که در تقویم کشور روزی را به یاد شهادتش گرامی می داریم. به راستی چه عاملی موجب می شود انسانی معمولی و ساده ، درگذشتش تا این اندازه مهم بشود؟ تا آنجا که یک روز را در تقویم به نام خودش اختصاص می دهد؟
زمان، مکان و شیوه وقوع حوادث و اتفاقات مختلف دست به دست هم می دهند تا یک حادثه معمولی و پیش پا افتاده به یک خبرمهم یا واقعه ای حماسی و ملی تبدیل شوند. اما این قیود به تنهایی کافی نیستند چرا که هر روز و هر ساعت حوادثی متعدد با همین معیار های مشترک در دنیا به وقوع می پیوندند ولی هیچکدام در تقویم ملی کشورها ثبت نمی شوند. آنچه مشخص است این که؛ شخصیت افرادی که این حوادث را رقم زده اند، بیش از هر عامل دیگری در شکل گیری و اهمیت آن موثر هستند.شخصیت های بزرگی نظیر شهید استاد مرتضی مطهری، شهید مرتضی آوینی، شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی و شهید محمود صارمی عروجشان تا آن اندازه ملکوتی و حماسی می شود که سالهای سال نام آنها بر زبان ها می چرخد و راه و منش زندگی شان الگو و مکتبی می شود برای سایر انسان ها .
محمود یک بچه روستایی بود، از کودکی یاد گرفته بود که باید تلاش کند، سختی کشیده بود ، درد و رنج مردم افغانستان را با تمام وجود حس می کرد و شاید به همین خاطر بود که در بخشی از وصیت نامه اش می گوید؛ در کنار مردم افغانستان خواهم ماند؛ قسمت من یا شهادت خواهد بود یا اسارت. خوب است یک بار دیگر جملات آخر شهید را مرور کنیم ، محمود می گوید؛ افراد طالبان در محوطه کنسولگری دیده می شوند ، به من بگویید که چه وظیفه ... ( دارم). چه وظیفه ای؟ در چنین لحظات دلهره آور و مخاطره آمیزی یک انسان چه وظیفه ای می تواند داشته باشد جز اینکه راهی برای نجات خودش پیدا کند! ولی انسان های بزرگ نجات خودشان را راه رهایی نمی دانند آنها انجام وظیفه و قدم گذاشتن در مسیر اعتقادات را راه نجات خود و دیگران می دانند و برای آن شبانه روز تلاش می کنند. شهید محمود صارمی خدمت به مردم مظلوم و ستم دیده و حضور در بین آنها را تا لحظه ی شهادت آرزو و وظیفه ی خود می داند این مردم مظلوم می خواهند در ایران باشند، یا در افغانستان، برای او فرقی ندارد. همین اعتقاد باعث شد در آخرین لحظات زندگی دست از وظیفه خود برندارد و به دنبال انجام وظیفه اش باشد. وظیفه ای که انجامش جان دنیایی او را گرفت و جانی تازه به او داد، جانی که هم در دنیا عزت را برایش آورد و هم در آخرت. شهید محمود صارمی بیش از آنکه نام بلندی داشته باشد روح بلندی داشته است.
* فرازی از وصیتنامه بسمه تعالی ،ای برادران و خواهران جهادگر خطاهای من گنه کار روسیاه را که باعث رنجش شما شده ببخشید تا خدای بزرگ از من راضی شود. ای خدا مرا که در اثر غرور و خودپرستی گناه میکنم ببخش زیرا این بدن ضعیف من توانایی تحمل آتش جهنم را ندارد و خدایا مرا جزء توبه کاران واقعی قرار بده.
محمد زارعی/ دریا
|
|
|
|