دریا نیوز







نقدی بر روند مطالبه‌گری و سهم‌خواهی هرمزگان از دولت جدید؛ با کدخدا ببندید

دریانیوز: این روزها بحث‌های داغی در محافل رسانه‌ای و فضای مجازی پیرامون دوئل بین رئیس مجمع نمایندگان هرمزگان با مدیرعامل پالایشگاه نفت ستاره خلیج‌فارس شکل‌گرفته است که برنده و یا بازنده آن، مسئله این نوشتار نیست، بلکه مسئله اصلی بردوباخت هرمزگان در رسیدن به رؤیاهای بزرگ‌تری است.

، 04:50   /   کد خبر: 40393   /   تعداد بازدید: 141


دریانیوز: این روزها بحث‌های داغی در محافل رسانه‌ای و فضای مجازی پیرامون دوئل بین رئیس مجمع نمایندگان هرمزگان با مدیرعامل پالایشگاه نفت ستاره خلیج‌فارس شکل‌گرفته است که برنده و یا بازنده آن، مسئله این نوشتار نیست، بلکه مسئله اصلی بردوباخت هرمزگان در رسیدن به رؤیاهای بزرگ‌تری است. زیرا همین چالش‌های مدیریتی و جدال‌های لفظی به شکل تندوتیزتری در استان جنوبی دیگری همچون خوزستان نیز جریان دارد اما از جنس دیگری است که منجر به بهره‌مندی سرمایه‌های انسانی خوزستان از زمین‌های بازی بزرگ‌تر شده است. به‌عنوان‌مثال تاکنون در دولت سیزدهم دو پست کلیدی معاون اولی (محمد مخبر دزفولی) و معاون اقتصادی رئیس‌جمهور (محسن رضایی) به نام چهره‌های سیاسی برخاسته از جغرافیای خوزستان سند خورده است. این در حالی است که حضور سایر نیروهای خوزستانی در سطوح میانی دولت و وزارتخانه‌ها نیز محتمل است که این پیروزی بزرگی برای تامین منافع استانی خوزستان محسوب می‌شود. همچنین اگر زاویه نگاه خود را از خوزستان به استان همسایه‌مان بچرخانیم، به جغرافیای کوچکی همانند جنوب فارس می‌رسیم که در دولت خاتمی، عبدالواحد موسوی لاری را در مقام وزارت کشور داشته است، در دولت احمدی‌نژاد رستم قاسمی در مقام وزارت نفت، در دولت روحانی، سید محمود علوی در مقام وزارت اطلاعات و در دولت جدید نیز رستم قاسمی، منصب وزارت راه و شهرسازی را سهم خودکرده است.

همین نقش‌آفرینی در سطوح بالای مدیریتی کشور منجر به جهش چشمگیر در توسعه مناطق جنوبی این استان شده است. و اما هرمزگان ... باتوجه‌به آنچه تاکنون بیان شد، چانه زنی برای انتصاب استاندار بومی کمترین خواسته برای مطالبه‌گری در سطوح کلان مدیریتی است که باید برای تحقق خواسته‌های مردمان این استان متصور باشیم. این در حالی است که فرصت‌های طلایی دیگری نیز در این برهه از چینش مدیران دولت جدید وجود دارد که سنگ محک بزرگی برای سیاسیون، نمایندگان ادوار مجلس، پنج عضو فعلی مجمع نمایندگان و سایر بازیگران عرصه سیاست و مدیریت هرمزگان محسوب می‌شود تا از طریق چانه‌زنی‌های وسیع با وزرا و رئیس جمهور، نیروهای هرمزگانی را در سطوح میانی مدیریت کلان کشور و وزارتخانه‌ها سهیم کنند.با بازخوانی و بررسی مدل‌های توسعه در استان‌هایی همچون اصفهان، فارس، خراسان، کرمان و آذربایجان با این پرسش مواجه می‌شویم که چه نگاه هایی بر نحوه حکمرانی کلان کشور و به تبع آن مدیریت استان هرمزگان حاکم بوده که حقوق و مطالبات ساکنان این استان محقق نشده است؟ شاید وقت آن رسیده که با حمایت از نیروهای شاخص ساکن استان و چهره‌های هرمزگانی پایتخت‌نشین، لابی‌های گسترده‌ای در عرصه‌ای فراتر از جغرافیای استان برای محقق شدن سهم هرمزگان در انتصابات مدیران دولت جدید صورت گیرد.

در شرایط فعلی، باید با درس گرفتن از تجربه تاریخی استان و عبرت از گل به خودی‌ها در دولت‌های گذشته از روند خودزنی های سیاسی جلوگیری کرد که قطعا چنین روندی منجر به پایمال شدن منافع استانی شده و خواهد شد؛ هرچند در این میان، تعریف واحد و مورد توافقی بین بزرگان استان از مدیر بومی هرمزگانی وجود ندارد و بسیاری از چهره‌ها که می‌توانند سرمایه اجتماعی برای استان محسوب شوند، هرمزگان زیستگاهشان بوده است نه زادگاهشان؛ بنابراین تأمین منافع استانی باید شاخص سنجش کارآمدی مدیران قرار گیرد و از سرمایه‌های اجتماعی آنان دربازی‌های بزرگ بهره گرفته شود نه در بازی‌های کوچک. 

اگرچه که کوچک‌ترین تلاش‌ها در تقویت جریان مطالبه‌گری و به چالش کشیدن مسئولان و مدیران استانی مورد ستایش است اما مطالبه‌گری صرفاً نباید معطوف به یک نماینده یا یک تریبون باشد بلکه همه نمایندگان مجلس، فعالان سیاسی و نیز یکایک شهروندان و رسانه‌های استان می‌بایست در جهت هم‌افزایی و تقویت این جریان مطالبه‌گری مشارکت نمایند تا هرمزگان برای هیچ‌کدام از مدیران و مسئولان - چه بومی و چه غیربومی - از حیث پاسخگو بودن به جامعه‌ای مطالبه‌گر، جای امنی نباشد؛ اگر چنین استراتژی طی سالیان گذشته پیاده‌سازی می‌شد، قطعاً دیگر لازم نبود وکلای مردم هرمزگان در خانه ملت که اصولاً به لحاظ جایگاه اجتماعی و وزن سیاسی هم‌تراز وزرا محسوب می‌شوند، سطح مطالبه‌گری خود را به سطح مدیران اجرایی استان تقلیل دهند. به قول پیشینیانمان: آقایان با کدخدا ببندید!

مینا کیانی/روزنامه نگار