دریا نیوز







فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت

، 05:13   /   کد خبر: 40541   /   تعداد بازدید: 160


دریانیوز: نخستین بار شهد دیدار و دوستی با حاج ایوب رادر سفری زیارتی به مقصد کربلا چشیدم .تابستان هشتاد و دو در معیت جمعی از دوستان و زائران امام شهیدان از مرز زمینی خسروی به عراق رفتیم .حاج ایوب مدیر کاروان بود. مردی آرام،خوش برخورد ،موقر و مردمدار و بذله گو و اهل معاشرت .سفری که باب مراودت و مرافقت من و آن سفر کرده شد .نقطه مشترکی هم برای رفاقت و دوستی و هم انس شدن یافته بودیم:روزنامه و روزنامه نگاری. دریا چندسالی بود متولد شده و در دوران نوزادی خود به سر می برد .آن روزها دفتر دریا در طبقه سوم پاساژ هرمز قرار داشت .دفتری نه چندان بزرگ و مجلل اما لبریز حس اشتراک و همدلی و مهر و تلاش .روزنامه دریا به مدد کوشایی و حوصله گذاری ،دقت نظر و علاقه مندی حاج ایوب راه خودرا از میان پستی و بلندی ها ،تلخ و شیرینی ها ،کم و
کاستی ها به سمت رشد و اوج می پیمود و من بارها در جلسات هیات تحریریه و اندرونی روزنامه با تامل ها و تذکرهای ریز و حساب شده ای حاج ایوب روبرو شدم که نه سابقه انتشار نشریه ای پیش از این داشت و نه در مکتب و مدرسه و دانشگاهی درس روزنامه نگاری خوانده بود اما حسن اضافه تر و بزرگتر و مشهودتری در درون حاجی بود که اورا در زمره مدیری رسانه ای ، متبحر و آزموده نشان می داد :عشق به عرصه ای که پا در درون آن نهاده بود. به صبوری و ریزبینی و ظرافت هر شماره از نشریه دریا از ب بسم الله تا تای تمت از هر نظر (محتوا ،رنگ ،فونت ،عکس و ...) موشکافانه و ذره بینی بررسی می کرد و با روزنامه ها و نشریات مطرح کشوری مقایسه می کرد و بااهل فن و خبره این حرفه در جای جای کشور مشورت می کرد و هرگز نگاهش باری به هرجهت نبود .من از نزدیک شاهد بیان نکات بسی ظریف و گاه پنهان در لایه های پساپشت یک محتوا بودم و از او و مشی روزنامه نگارانه اش نکته ها و نغزها آموختم .

حاج ایوب بهترین رادر کار و محصول فرهنگی و رسانه ای که تولید می کرد می خواست و این در فردی که گاه مشغله های فراوانی در خارج از روزنامه داشت خستگی آور و زحمتی مضاعف به بار می آورد اما حاج ایوب حتی در غلیظ ترین روزهای اداری و خستگی و ملال دوران هم از روزنامه و نشریه غافل نبود و با همان نگاه منتقد ،کاونده و جویا به فرزند چهارمش می نگریست .او بدون تردید در زمره مدیران نشریات و رسانه های هرمزگان در دهه های معاصر است که کوشید و جهد بلیغی کرد تا ظرفیت و جایگاه روزنامه نگاری این دیار را با همت ،پشتکارو آزمون و خطا ارتقا دهد .جمعی از علاقه مندان و جوانان مشتاق را دورهم جمع کرد و در کنار خود آموزش و پرورش داد و میدانی را فراهم ساخت تا آنان عشق و هنر ،شور و قلم ،شوق و بیقراری ، دلواپسی و تعهد خودرا به صحنه صفحات روزنامه آورند و زبان گویای مردمان خطه خود شوند.حاج ایوب هیچگاه در زمان و شرایط توقف نکرد و علیرغم همه دل مشغولی های اداری و اجرایی و گیرودارهای روزمره خود ،ایستایی و درجازدن را نپذیرفت و همواره نگاه و گام به جلو و افق های فردا داشت . در مسیر روزنامه نگاری حرفه ای نه در قامت کسی که نشریه ای را بگرداند بلکه در مقام یک مدیر رسانه ای خودرا بی نیاز آموختن و دانستن و خواندن و تجربه اندوزی نمی دانست و همین روحیه سبب شد تا فرق ممیزی بین او و برخی دیگر باشد که برای‌ کسب نان و نامی به ساحت ژورنالیسم قدم نهاده بودند.

درسومین سالگشت فراق او که ناباورانه و به ناگاه از میان ما کوچید و ثمر بذرهای کاشته شده خویش را ندید به واپسین خاطره خوش دیدار حاج ایوب هم در جشن مردادماهی سال ۹۷ در هتل هرمز اشاره کنم .مثل همیشه شاد و سرزنده و پراز شوخی و نکته بود .درآن جشن من در کنار دوستان ، داوری جشنواره مطبوعات را برعهده داشتم. جشنواره ای که خانه مطبوعات و برخی نهادهای دیگر متولی آن بودند .ساعاتی در کنار حاج ایوب بودم و هیچگاه تصور نمی کردم که به فاصله ای یک ماه و چندروز بعد در میانه یک مسافرت خبر دردناک و غمبار عروج مرد نجیب مطبوعات و رسانه های استان را بشنوم. سه سال از آن حادثه جانگداز و اسف انگیز گذشته و جای حاج ایوب در سپهر رسانه ای ، نه تنها همچنان خالی  مانده  بلکه سایه  همدلی و دلسوزی های یک اخلاقمرد شریف هم از آسمان هرمزگان رخت بربسته است .تقدیر الهی چنین بود که حاج ایوب در بارورترین زمانه عمر نیکو و ثمربخش خود ،مسافرسرایی شود که مانیز در همان جاده رو به سفریم .کوتاه شاید زیست اما در همین پنجاه و هفت سال نیز خدمات و آثار ماندگار و خیر مانایی از او ماند که نام نیک و ذکر جمیل است و خواهد ماند .
رفت تا دامنش از گرد زمین پاک بماند
آسمانی تر از آن بودکه درخاک بماند

سیدرضا هاشمی زاده/دریا