دریانیوز: هر روز می بینمش. کیف کوله ای مشکی و بزرگ بر روی دوشش دارد که سنگینی آن از کشیدگی بندهایش روی شانه های نحیفش پیداست . از تعداد کتاب هایی که در دست دارد می توان حدس زد که درون کوله ی سنگینش چه چیزی حمل می کند.هر روز ساختمان به ساختمان، مطب به مطب، کافه به کافه در حال رفت و آمد است تا شاید تعدادی از آن کتاب ها را بفروشد؛ سلام کتاب دارم، کتاب برای بچه ها، کتاب قصه، رمان، کتاب برای خودتون ممنون می شم نگاهی بندازید؛ در طول روز بارها و بارها بدون خستگی این جمله را تکرار می کند. افراد اما بی تفاوت به سقف، دیوار و سرامیک زل زده اند گویا اصلا چیزی نشنیده اند یا اصلا کسی در آنجا حضور ندارد. ناامید نگاهی به آنها می اندازد و خارج می شود.همیشه با خود می گویم چه شغل سختی را برای امرار معاش خود انتخاب کرده است یا از خود می پرسم ممکن است انتخاب این شغل به خاطر علاقه اش به کتاب باشد؟ چرا این شغل را انتخاب کرده است مگر نمی داند دیگر کسی علاقه ای به خواندن کتاب ندارد؟ مگر نمی داند دیگر مانند قدیم شور و شوق کتاب خوانی در برخی افراد وجود ندارد ؟ مگر نمی داند خیلی ها بوی کاغذ های کتاب را فراموش کرده اند؟ آیا امیدوار است این کار قدمی برای ترویج کتاب خوانی در بین مردم باشد؟
سرانه مطالعه پایین کتاب در ایران
یکی از مشکلات عمده حوزه کتاب نیز به وضعیت فرهنگی و سرانه مطالعه بازمیگردد. سرانه مطالعه در دنیا با یک فرمول انجام میشود. عامترین تعریفی که از سرانه مطالعه ارائه شده میانگین مدتزمان مطالعه افراد یک جامعه در یک شبانهروز است. در این حالت میزان مطالعه همه افراد یک جامعه را با هم جمع و سپس نتیجه را بر تعداد افراد آن جامعه و تعداد روزهای درنظر گرفته شده تقسیم میکنند. برای مثال سرانه مطالعه ۱۳ دقیقهای به این معنی است که در ایران ۸۰ میلیون نفری، هر روز بیش از ۱۷ میلیون ساعت مطالعه انجام میشود.هرچند سال یکبار آمار سرانه مطالعه کشورهای مختلف و مقایسه با سرانه مطالعه در کشور در رسانهها منتشر میشود. شاید برای شما هم جذاب باشد که بدانید آدمها در کنارشان زندگی میکنید در روز و ماه چقدر مطالعه میکنند؟آمارهای سرانه کتابخوانی و یا نرخ مطالعه در ایران متناقض اند اما با این وجود باز هم این سرانه و این شاخص ارزیابی رشد و توسعه فرهنگی در کشور، کمتر از نیم ساعت در روز برای هر فرد است و عوامل زیادی در این پایین بودن سرانه مطالعه ایرانیان دخیل است.طبق آمارهای جهانی، آمریکایی ها ۲۰ دقیقه، انگلیسی ها ۵۵ دقیقه و ژاپنی ها ۹۰ دقیقه از وقت خود را در شبانه روز به مطالعه کتاب اختصاص می دهند. سرانه مطالعه و کتاب خوانی در ایران در آخرین آمار اعلامی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، برای هر فرد در هفته ۳.۷ ساعت اعلام شد. یعنی روزانه حدود نیم ساعت! اگر نگاهی به کتابفروشیهایمان، چه در تهران و چه در مراکز استانهای مهم بیندازیم، خلوتی، کسادی و فروش کم کتاب از در و دیوار آنها هویداست. با اینکه رشد علمی در کشور در وضعیت مناسبی قرار دارد اما همه افراد جامعه مطالعه نمی کنند و سطح آگاهی های افراد فاصله عمیقی با یکدیگر دارد. بنابر این مطالعه فقط در بین شمار اندکی از ایرانیان جریان دارد و حتی بسیاری از دانش آموزان و دانشجویان نیز جز کتاب درسی، مطالعه دیگری ندارند.
عدم توجه عموم به مقوله کتاب و کتابخوانی
این بیگانگی با کتاب و کتابخوانی از کجا نشأت می گیرد؟طی بررسی هایی که در سال های اخیر انجام شده، مشاهده می شود توجه عموم مردم به مقوله کتاب و کتابخوانی نسبت به قبل کم تر شده است.به گفته یکی از کتاب فروشان حذف یارانه کاغذ موجب افزایش قیمت کتاب شده است و همین امر باعث عدم استقبال از خرید کتاب و کسادی بازار است.از طرفی اقلام سبد فرهنگی مردم در آخرین مرحله نیازسنجیهای آنان قرار دارد و آنها پس از خرید همه ملزومات خود اگر پولی باقی ماند آن را صرف رفع کردن نیازهای فرهنگی خود و بخصوص خرید کتاب میکنند. عدم اطلاع کافی مردم از کتابهای منتشر شده نیز یکی از دلایلی است که موجب شده تا مخاطبان نتوانند به کتاب مورد نظر خود دسترسی داشته باشند.یکی دیگر از کتاب فروشان می گوید زمانی در چاپخانه من کتابهایی به تیراژ ۱۰ هزار نسخه چاپ میشد اما الان متأسفم که باید بگویم تیراژ برخی از کتابها به ۵۰۰ و یا هزار نسخه رسیده است.برخی از افرادی که هنوز در زمینه کتاب فعالیت میکنند یا برای علاقهای است که به این امر دارند و یا اینکه برای حفظ پایگاه وشان اجتماعی خود مجبور هستند که این حرفه را ادامه دهند.
مردم بد مطالعه میکنند
متاسفانه مردم ما بیشتر از کتاب، رمان نمیخوانند. حتی طبقهای که خود را روشنفکر می دانند اهل مطالعه رمان نیستند و این روزها بیشتر گرایشها به سمت کتاب های روانشناسی و کتابهایی زرد با محتوا چگونه پولدار شویم، چگونه موفق شویم و ... است که خواندن آنها در یک برهه زمانی با توجه به تبلیغات زیاد مد شده و ظرف مدت کوتاهی هم پرفروش میشوند. متاسفانه آنها با پژوهش و آگاهی اقدام به تهیه کتاب نمیکنند و تحت تاثیر تبلیغات انتخاب خود را انجام میدهند به همین خاطر است که در بیشتر موارد از خریدن کتاب پشیمان شدهاند. در واقع جامعه امروز ما در کتابخوانی در این حد نزول پیدا کرده است که در خصوص تماشای فیلم به شما فیلم هندی را پیشنهاد بدهند، کتاب هایی که این روزها با رانت و تبلیغات به فروش بالایی می رسند در حد همان فیلمهای هندی دهه ۶۰ هستند. ترویج دادن کتاب خوب بین مردم نیاز به تبلیغات رسانهای دارد، صداوسیما و نهادهای فرهنگی میتوانند ذائقه مردم را تغییر دهند. چیزی که این روزها مردم به آن احتیاج دارند این است که چه کتاب هایی را بخوانید؛ نه اینکه مدام برای خالی نبودن عریضه بگوییم مردم کتاب بخوانید. متاسفانه گروه دیگری نیز در جامعه ما حضور دارند که کتابهای خوب می خرند، اما آنها را مطالعه نمی کنند. در واقع معضل دیگر این روزهای کتاب خوانی را می توان این موضوع دانست که امروزه کتاب به جزیی از ویترین خانهها تبدیل شده است و عدهای تصور میکنند اگر کتابخانه پرباری در منزل خود داشته باشند که شامل کتابهای رنگی قطور و خوش منظره باشد نشان دهنده این است که آنها به جامعه روشنفکر تعلق دارند.
نویسندگان
مشکل دیگر در صنعت نشر نویسندگان هستند. نویسندگان یا از مسائل و دغدغههای روز بیاطلاع هستند یا به آنها ورود پیدا نمیکنند؛ به همین دلیل نوشتههای آنها از سوی نسل جوان و قشر فرهنگی که بزرگترین مخاطبان رسانه هستند، مورد استقبال قرار نمیگیرد. البته نویسندگان جدیدی نیز هستند که بهروز هستند، ولی اغلب این نویسندگان تبحر و تجربه کار بالایی ندارند و آثار آنها در حوزههای تخصصی نویسندگی دچار ضعف است. مشکلات اقتصادی و معیشتی به مردم فرصت و فضای رسیدگی به امور فرهنگی را نمیدهد. در حال حاضر دو قشر دانشجو و فرهنگی بیشترین مصرفکنندههای کتاب هستند که هر دو به دلیل مشکلات اقتصادی و گران بودن کتاب از خرید آن امتناع میکنند.ممیزی کتابها و سیاستهای مسئولان در حوزه نشر کتاب مشکل دیگری است که صنعت نشر را دچار اشکال کرده است.طولانی شدن زمان کسب مجوز و برخوردهای گاه سلیقهای در حوزه ممیزی، ناشران و نویسندگان را با سرگردانی فکری و کاری مواجه کرده است.این آشفتگی به حدی است که گاهی کتابی که بارها اجازه نشر گرفته است به دلیل تغییر کسانی که ممیزی میدهند دیگر اجازه نشر نیافته است یا اینکه در دورهای به یک کتاب اجازه نشر داده نمیشود اما در دورهای دیگر داده میشود.
نیاز ورود دستگاههای متولی
با ورود انواع رسانههای مجازی، تعداد مخاطبان کتاب بسیار کاهش پیدا کرده است. در حوزه مطالعه کتاب نیز برنامهریزی و فرهنگسازی اصولی وجود ندارد. به میزانی که برای مصرف چیپس و پفک تبلیغ میشود برای کتاب نمیشود به همین دلیل نیز دستگاههای متولی امور فرهنگی مستلزم این امر هستند که به طور جدی در این حوزه فعالیت و با همکاری و همفکری، مشکل پایین بودن سرانه مطالعه کتاب را برطرف کنند؛ چراکه وقتی در جامعهای مصرف کالاهای فرهنگی از جمله کتاب پایین باشد، اخلاق و فرهنگ کمرنگ میشود و دنبال کاهش آگاهی و دانش، آسیبهای اجتماعی و روحی و روانی را نیز در پی خواهد داشت.
فاطمه هوشنگی/دریا