دریا نیوز







تعزيه و هنر اير اني

دريانيوز: تعزيه حاصل افكار مذهبي اقوامي است كه در طول سالهاي متمادي به سبب تغييرات حكومتي و سياسي ، فشارهاي اجتماعي بسياري را متحمل شدند ، ولي هرگز از آرمانها
، 16:24   /   کد خبر: 5136   /   تعداد بازدید: 375


 عقايد و هنر هميشه جاويد خويش دست نكشيدند ؛نتيجه عشقي است جاودان به خاندان عصمت و طهارت كه در قالب نمايش ، شعر و موسيقي متبلور گشته است ؛راوي ارزشمندي است كه در طي سالها به صور  گوناگون نمايان گشته و سرانجام خود را به شكل نمايشي شكوهمند و عاشقانه كه حاصل عرفان والاي آدمي است نشان داده است .
    هنري كه از ژرفاي وجود ايرانيان برخواسته و برجان و دل و روح هر صاحب دلي اثري مي گذارد . كيست كه آن آوازهاي جان بخش را شنيده باشد و در هستي خويش زمزمه و غلغله اي را احساس نكرده باشد .
    ايرانيان هنر تعزيه را با كمك ادبيات غني ،موسيقي پربار و ذهن خلاق خود هستي بخشيدند. تعزيه گمشده اي بود كه از ميان آوازها و ترانه هاي جاويدان ايراني سر برآورد ، خورشيدوار درخشيد ويگانه حامي هنر موسيقي ايراني
شد .
   آنها كه خدا را در آوازهاي ايراني يافته بودند آن آوازها را به ديار تعزيه سپردند و خود راوي دردهاي مظلومان كربلا‌ و مدينه شدند.
    آوازهاي ايراني در حنجره اين عاشقان متبلور شد ،تعزيه آمد و گمشده ها را راوي شد .تعزيه موسيقي ناب نواحي هنر پرور ايران را در چهار سوي كشور به جريان درآورد . از شمال به جنوب ،از غرب به شرق .
    آواز سوزناك دشتي را به شمال فرستادو آوازهاي گرم تركمنها را به سوي دوتار خراسان پرواز داد. موسيقي دستگاهي را به نقاط دور دست ايران فرستاد و زيبايي موسيقي سنتي را با افزودن مقامها و گوشه هاي محلي صد چندان نمود و اين گونه موسيقي پا به پاي تعزيه رشد كرد و باليد .
    آنكه صداي خوشي داشت عاشقانه تمام حنجره اش را به پاي عشق حسين (ع)ريخت و آن كس كه موسيقي مي شناخت بادانسته هايش به تعزيه رونق بخشيد . تعزيه در جان ودل و روح مردم نفوذ كرد .
     آنكه عاشق بود معشوقش را يافت . آنكس كه عارف بود و قلندر مسلك در درياي عرفاني تعزيه غرق گشت و حتي آن عامي بي سواد كه هيچ چيز نمي دانست به جز عشق محمد(ص)و آل محمد چنان مجذوب اين هنر غمگين شد كه هر شب و روز انتظار بر پايي دوباره تعزيه را مي كشيد تا اشكهايش را نثار قدوم فرشتگاني سازد كه با صداي آسماني شان مظلوميت و انسانيت را خاموشانه فرياد مي كردند و اين گونه بود كه تعزيه نه تنها يك هنر بلكه يك ارزش ملي شد .
  تعزيه فريادي است خاموش ، برخواسته از اعماق قلب انسانيت در رثاي بزرگ مردان و شيرزناني كه تاريخ را ارزش بخشيدند . حق آن است كه آن را با نگاهي ژرف تر بنگريم كه حاصل همكاري مذهب ، عشق ، ادبيات و موسيقي ؛هنري است ملي ، مذهبي ، يادگار انديشه والا‌ و هميشه خروشان بزرگان اين ديار و ميراث گرانبهاي صاحب دلان اين مرز وبوم براي جويندگان طلاي ناب حقيقت .
    تعزيه حاصل افكار مذهبي اقوامي است كه در طول سالهاي متمادي به سبب تغييرات حكومتي و سياسي ، فشارهاي اجتماعي بسياري را متحمل شدند ، ولي هرگز از آرمانها ، عقايد و هنر هميشه جاويد خويش دست نكشيدند ؛نتيجه عشقي است جاودان به خاندان عصمت و طهارت كه در قالب نمايش ، شعر و موسيقي متبلور گشته است ؛راوي ارزشمندي است كه در طي سالها به صور  گوناگون نمايان گشته و سرانجام خود را به شكل نمايشي شكوهمند و عاشقانه كه حاصل عرفان والاي آدمي است نشان داده است .
    هنري كه از ژرفاي وجود ايرانيان برخواسته و برجان و دل و روح هر صاحب دلي اثري مي گذارد . كيست كه آن آوازهاي جان بخش را شنيده باشد و در هستي خويش زمزمه و غلغله اي را احساس نكرده باشد .
    ايرانيان هنر تعزيه را با كمك ادبيات غني ،موسيقي پربار و ذهن خلاق خود هستي بخشيدند. تعزيه گمشده اي بود كه از ميان آوازها و ترانه هاي جاويدان ايراني سر برآورد ، خورشيدوار درخشيد ويگانه حامي هنر موسيقي ايراني
شد .
   آنها كه خدا را در آوازهاي ايراني يافته بودند آن آوازها را به ديار تعزيه سپردند و خود راوي دردهاي مظلومان كربلا‌ و مدينه شدند.
    آوازهاي ايراني در حنجره اين عاشقان متبلور شد ،تعزيه آمد و گمشده ها را راوي شد .تعزيه موسيقي ناب نواحي هنر پرور ايران را در چهار سوي كشور به جريان درآورد . از شمال به جنوب ،از غرب به شرق .
    آواز سوزناك دشتي را به شمال فرستادو آوازهاي گرم تركمنها را به سوي دوتار خراسان پرواز داد. موسيقي دستگاهي را به نقاط دور دست ايران فرستاد و زيبايي موسيقي سنتي را با افزودن مقامها و گوشه هاي محلي صد چندان نمود و اين گونه موسيقي پا به پاي تعزيه رشد كرد و باليد .
    آنكه صداي خوشي داشت عاشقانه تمام حنجره اش را به پاي عشق حسين (ع)ريخت و آن كس كه موسيقي مي شناخت بادانسته هايش به تعزيه رونق بخشيد . تعزيه در جان ودل و روح مردم نفوذ كرد .
     آنكه عاشق بود معشوقش را يافت . آنكس كه عارف بود و قلندر مسلك در درياي عرفاني تعزيه غرق گشت و حتي آن عامي بي سواد كه هيچ چيز نمي دانست به جز عشق محمد(ص)و آل محمد چنان مجذوب اين هنر غمگين شد كه هر شب و روز انتظار بر پايي دوباره تعزيه را مي كشيد تا اشكهايش را نثار قدوم فرشتگاني سازد كه با صداي آسماني شان مظلوميت و انسانيت را خاموشانه فرياد مي كردند و اين گونه بود كه تعزيه نه تنها يك هنر بلكه يك ارزش ملي شد .
  تعزيه فريادي است خاموش ، برخواسته از اعماق قلب انسانيت در رثاي بزرگ مردان و شيرزناني كه تاريخ را ارزش بخشيدند . حق آن است كه آن را با نگاهي ژرف تر بنگريم كه حاصل همكاري مذهب ، عشق ، ادبيات و موسيقي ؛هنري است ملي ، مذهبي ، يادگار انديشه والا‌ و هميشه خروشان بزرگان اين ديار و ميراث گرانبهاي صاحب دلان اين مرز وبوم براي جويندگان طلاي ناب حقيقت.

شهرام جعفري