بر پايه اين گزارش؛ سرهنگ " اصغر قطب زاده" در تشريح ماجراي اين كلاهبرداري، اظهار داشت: شخصي به قصد خريد يك قطعه زمين مرغوب به يكي از بنگاه هاي معاملاتي (آژانس مسكن) سطح شهر بندرعباس مراجعه مي نمايد. بدنبال طرح درخواست اين فرد، مالك بنگاه با اعلام اينكه شخصي به هويت (ع.م) با سپردن قطعه زمين مرغوب در بهترين نقطه شهر قصد فروش آن را دارد، جزئيات موضوع را با خريدار در ميان مي گذارد.
با اظهار رضايت خريدار مبني بر خريد زمين مذكور ، مالك بنگاه فروشنده زمين ( شخص كلاهبردار )را در جريان حضور مشتري در بنگاه و قبول شرايط خريد زمين قرار مي دهد. (ع.م)، كلاهبردار هزار چهره با طراحي نقشه حساب شده و ارزيابي همه موارد جانبي به بنگاه مذكور مراجعه و با خريدار در خصوص جزئيات ملك به گفت و گو مي پردازد. وي به خريدار گفت: زمين متعلق به خانمي به هويت (ز.م) مي باشد كه در حال حاضر به دليل بيماري شديد خوني در بيمارستانهاي تهران تحت معالجه است و با سپردن جزئيات فروش ملك به بنده خواستار فروش آن مي باشد.
وي ادامه داد: با توجه به شرايط سخت جسمي و عدم امكان حضور وي در بندرعباس ، بنده به عنوان رابط ايشان ، كليه مراحل فروش زمين را برابر قانون انجام خواهم داد. اين مرد هزار چهره پس ازفضاسازي لازم و جلب نظر خريدار و همچنين ، صاحب بنگاه، نقشه شيطاني خود را با ظرافت خاصي مطرح كرد به گونه اي كه براي اطمينان خريدار و همچنين صاحب بنگاه معاملاتي، اظهار داشت: براي انجام معامله و اجراي روند امور بر مبناي قانون ، بايد خريدار به تهران مراجعه و در يكي از دفاتر اسناد رسمي در حضور مالك اصلي كه به دليل بيماري توان خارج شدن از تهران را ندارد، اقدام به خريد ملك نمايد.
بنابراين شخص خريدار بدون پرداخت هر گونه وجهي به تهران بيايد و در صورت اطمينان از قانوني بودن ملك آنگاه اقدام به پرداخت مبلغ زمين نمايد. از آنجائيكه قيمت فروش با توجه به موقعيت عالي ملك ، نظر خريدار را به شدت جلب نموده بود، درخواست مرد كلاهبردار را پذيرفت و با هماهنگي وي با تهران عزيمت كرد.
مرد هزار چهره در اجراي پرده دوم سناريوي كلاهبرداري خود ، با اجير كردن زني كه ظاهراً به دليل اعتياد جسمي نحيف داشت و تداعي گر بيماري شديد وي بود، شخصي خريدار را به نزديكترين دفترخانه در حوالي ايستگاه قطار كه از قبل پيش بيني نموده بود، هدايت مي نمايد. با مراجعه فرد خريدار در دفتر خانه و مشاهده زن به اصطلاح بيمار، وي خواستار رويت اسناد زمين و تطبيق آن با شرايط موجود مي گردد.كلاهبردار حرفه اي كه در جعل سند تبحر خاصي داشته است، مدارك جعلي را در اختيار نامبرده قرار مي دهد .به منظور حصول اطمينان از هويت اوراق، فرد خريدار با دقت نظر خاصي مدارك را بررسي و سپس آنها را به دفتر املاك در بندرعباس دورنويس مي نمايد و از مالك بنگاه مي خواهد دقيقاً مدارك را با ملك تطبيق داده و حتي از مراجع ذيصلاح نيز استعلام نمايد. مالك بنگاه نيز با رويت مدارك به بررسي موضوع پرداخته و از مراجع قانوني نسبت به صحت و سقم مدارك استعلام مي نمايد. با توجه به اينكه فرد كلاهبردار اقدام به جعل سند بر اساس اسناد قانوني زمين نموده بود و كليه موارد منطبق با اوراق اصلي ملك بود، مالك بنگاه به خريدار اعلام مي كند كه همه موارد صحيح و اسناد مذكور به ملك مورد نظر تعلق دارد و مالك نيز خانم مورد نظر يعني (ز.م) مي باشد. خريدار بخت برگشته با توجه به اعلام بنگاه مبني بر قانوني بودن موارد، با رابط مالك زمين (فرد كلاهبردار) وارد معامله شده و در نزديكترين شعبه بانك مبلغ 860 ميليون ريال را واريز و امور مربوط به انتقال سند را انجام مي دهد.
پس از گذشت چندي از ماجراي خريد زمين، خريدار براي ساخت و ساز در ملك خود به بندرعباس مراجعه و اقدامات اوليه را انجام مي دهد. با شروع مراحل ابتدايي ،ناگهان سروكله زني به هويت (ز.م) پيدا و به مالك فريب خورده اعلام مي كند كه به چه حقي در ملك قانوني وي قصد ساخت و ساز را دارد و تهديد به شكايت مي نمايد
.
خريدار نيز با شرح ماجرا مي گويد؛ زمين را از شخصي به نام (ز.م) خريداري نموده و همه مراحل قانوني را طي كرده است. با ارائه توضيحات (ز.م)به عنوان مالك اصلي زمين ، پرده از راز كلاهبرداري فرد شياد برداشته شد و محرز گرديد خانم (ز.م )كه در تهران مبادرت به فروش زمين نموده است ، همدست كلاهبردار هزار چهره است و... موضوع با طرح شكايت فرد فريب خورده از مرد كلاهبردار بلافاصله در دستور كار پرسنل پليس آگاهي فرماندهي انتظامي استان قرار گرفت. ماموران آگاهي در بررسي شكايت به موضوع جالب توجه اي برخورد كردند و آن نيز كلاهبرداري مشابه روي همين ملك در سالهاي گذشته بوده است، بطوريكه دو سال پيش فردي با جعل اسناد رسمي مبادرت به فروش همين ملك كه متعلق به( ز.م) مي باشد به غير نموده و با طرح شكايت به دام قانون گرفتار مي شود. پيگيريهاي پليس و رديابي موضوع،جزئيات جالب توجه اي را از اين پرونده كلاهبرداري عيان نمود وآن چيزي نبود جز اينكه فرد شياد پي از ناكامي در كلاهبرداري اول و تحمل كيفر ، بار ديگر با طراحي يك نقشه حساب شده، در سوداي پول بادآورده، مجددا همان ملك را با اوراق جعلي به خريدار ديگري قالب نموده و متواري مي گردد.
اما اين پايان ماجرا نيست، چرا كه مزه ثروت يك شبه چنان به دهن كلاهبردار شيرين آمده بود كه در كمال وقاحت براي سومين بار با حضور در بندرعباس درصدد پيدا كردن مشتري و سركيسه كردن آنان براي دو قطعه زمين ديگر برمي آيد. بنابراين به بنگاه هاي معاملاتي مراجعه و موضوع فروش زمين هاي خود را مطرح مي كند. اين فرد هزار چهره به رغم تبحر خاص در كلاهبرداري و فرضيه سازي ، در سومين اقدام خود در حالي به دفاتر املاكي سطح شهر بندرعباس مراجعه مي نمايد كه تور گسترده پليس براي به دام انداختن وي گسترده شده بود.
به محض مراجعه نامبرده به يكي از دفاتر املاك ، اين بار ماموران پليس در مقام خريدار با فرد هزار چهره وارد گفت و گو شدو پس از اطمينان از ماهيت آن ، وي را دستگير مي نمايند كه سرانجام در بازجوئيهاي فني پليس به جرم خود اعتراف مي نمايد. رئيس پليس آگاهي استان در خاتمه شرح اينماجرا ي كلاهبرداري ، ضمن تقدير و تشكر از هوشياري پرسنل آگاهي استان و تلاش بي وقفه رئيس و عوامل كلانتري 17 شهر بندرعباس، به خريداران هشدار داد؛ همواره مراقب باشند در دام افراد شياد كه به عناوين مختلف و در پوشش هاي متنوع مبادرت به جعل اسناد و كلاهبرداري مي نمايد نيفتند و قانوني بودن يك ملك را از همه زوايا مورد بررسي قرار داده و به اقدامات صوري و چنين فضاسازي هايي اطمينان نكنند.