|
|
|
|
|
|
اي بانوي ياس هاي كبود؛باز هم هنگامه بدرقه آسمانيت فرا رسيد
|
|
|
دريانيوز : يا فاطمه جان: در مطهر ،باز هم روز شهادتت رسيد و داغ دل شيعيان بار دگر تازه گشت،يا فاطمه ( س ) عطيه خداوند به رسول خدا،باز هم زمان هجرت به سوي پروردگار عالم رسيد و قلوب مومنين سنگين شد>>>
|
|
|
|
|
|
، 22:14 / کد خبر: 6096 / تعداد بازدید: 301
|
|
|
السلام عليك ايتها الصديقه الشهيده يا فاطمه جان: در مطهر ،باز هم روز شهادتت رسيد و داغ دل شيعيان بار دگر تازه گشت،يا فاطمه ( س ) عطيه خداوند به رسول خدا،باز هم زمان هجرت به سوي پروردگار عالم رسيد و قلوب مومنين سنگين شد . يا فاطمه بانوي زمان جهان باز هم وقت پروازت رسيد و رخ محزون مظلومان تاريخ عيني شد ،اي بانوي ياس هاس كبود باز هم هنگامه بدرقه آسمانيت فرا رسيد و عاشقانت مانده اند كه در كجا به گرد مزارت آيند، اي فاطمه (س)تا چه هنگام مي بايست عاشقانت پشت درب قبرستان بقيع بايستند و نظاره گر قبور غبار گرفته اولياء خدا باشند؟ يا زهرا (س ) حلقه اتصال رسالت به كدام سوي بقيع به بهانه چشم دوختن به مرقد مطهرت نگريند؟! دلها به تنگ آمده و نفسها به شماره افتاده است اي غروب ريحانه رسول خدا هنوز خيلي زود بود كه علي را تنها بگذاري اما بانوي پهلو شكسته احساس مي كرد خيلي دير شده است و به او گفته بودند از خاندان نبوت اولين كسي هستي كه به پيامبرمي پيوندي و خيلي زود 75 روز يا 95 روز گذشت و او با اين مژده كه خبر او براي همه پيام سوگ و ماتم بود آرام گرفته بود و آن شب شماري اندك خورشيد را بدرقه مي كردند خورشيد و شب و تاريخ به ياد ندارد اين دو را با هم ديده باشد و 95 روز پيش ،پدر چيزي گفته و او بشدت گريسته بود و بعد سخن ديگري گفته و او تبسم كرده بود ،مي گويند خبر جدايي از پدر بود كه غم بردل بانوي دو عالم قرار گفت و او گريسته بود و خبر پيوستن به او بود كه تبسم بر لب زهرا(س) نشانده بود ولي هر دو خبر براي علي (ع)غم انگيز بود چون براي حسن،حسين،زينب،ام كلثوم،سلمان،ابوذر،مقداد و همه فاطمه دوستان از آن شب تا هميشه تاريخ زمزمه جوي باران شنيده شد يادها مرثيه مي خواندند دريا خروشيد ،آسمان غريد ،باراني باريد و بلبل ناليد واشك شفق سرخ دل سياه و سينه صبح سپيدشد. اي بانوي آب و آينه يا زهرا(س ) اشك هايي را كه براي مظلوميت دين خدا . ريختي گريه هايي كه براي غربت مولا، كردي و تومي دانستي كه درب خانه ات را آتش خواهند زد به خيمه گاه حسينت آتش خواهند زد و پهلويت را مي شكنند حسينت را زير سم اسبان لگد كوب مي كنند و آنگاه كه ريسمان سياهي به گردن علي (ع ) انداختند و ناجوانمردانه او را ، كشان كشان براي بيعت به سوي مسجد بردند از همان وقت سجاد داغدار تو را ، بي رحمانه با غل و زنجير ،بر شتر بي جهاز بستند و گريه هاي تو براي آن روزشان نشان اعتراض تو بود لابه هاي تو براي غربت مولايت بود و امشب ديگر ستارگان آسمان بي فروغ گشته اند و نخلستانها همراه با فاطمه نجوا نخواهند كرد و چشم يتيمان علي (ع ) در غم غريبي با چشم گريان خواهند ماند و بيت الاحزان ديگر صداي فاطمه را نخواهد شنيد. آه چه حس غريبي است احساس علي ( ع ) در اين شبهاي ظلمت و چه طاقت فرسا فراق فاطمه ( س ) و آن شب فاطمه را به رسول خدا سپردند دختر را به پدر. اين بود مزار بي نشانش تا فرداي قيامت كه فرزندش آقا امام زمان ظهور خواهد كرد تا نشانه اي باشد كه راه گم نشود سالروز شهادت دگر بار بانوي آب و آينه حضرت زهرا( س)به پيشگاه آقا امام زمان(عج )و دوستداران اهل بيت تسليت باد .
عبدالحسين اسدپور
|
|
|
|