جامعه اي چند نفره به بالا كه بنا بر مدل هاي اجرايي آماري مي تواند در قالب هاي متفاوت، بازگو و انعكاس دهنده محتوا و درونه هاي فكري و ذهني و سمت وسو گيري هاي جوامع مورد سنجش باشد. سرنشينان خودروهاي مسافر كش هم كه هر روزه بدون كمترين شناخت از يكديگر و كاملاً بر حسب تصادف و اتفاق ، پيمايشگر خيابا نهاي شهرند از مستمر ترين و معروفترين جوامع آماري محسوب مي شوند كه اگر چه صددرصد با معيارها و قاعده هاي آماري - مهندسي جامعه آماري منطبق و همزاد نيستند اما بهره روي بدليل در بر دارندگي طيف وسيع نظرده و تعلق آن به عمق توده هاي مردمي قابل توجه اند. جامعه آماري سياري كه روزانه در خيابان ها گردش مي كنند و از تورم روزانه تا روياهاي حمله اسرائيل را نقد و بررسي و تجزيه و تحليل مي نمايند و حتي گاه پيشنهادهاي قابل توجهي نيز از دل همين جوامع آماري تراوش مي كند. چندي پيش به مناسبتي من هم در يكي از همين جوامع آماري جاي گرفتم و بحث از سخن راننده شروع شد كه از وضع نابهنجار آسفالت خيابان ها شكوه و گلايه مي كرد. بقيه ماجرا به شكل روايي -نمايشي و در قالب ديالوگ ها و گفتگوهاي چند نفره و مثلثي و مربعي بر اين منوال ادامه يافت: راننده : آيا روزي ممكن است وضع آسفالت خيابانها بهبود بيابد.
مسافر اول: تا پيمانكاران ايراني دست اندركار هستند نه امكان ندارد.
مسافر دوم: اشكال فقط از پيمانكاران نيست شهرداري و ناظرينش هم در اين مساله مقصرند.
مسافر سوم: تا وقتي مناقصه ها و طرح ها و پروژه ها بر اساس روابط باشد همين است.
مسافر چهارم: آقا، پيمانكار هم مقصر نيست. آن هم از نرخ پائين و گراني قير و مصالح و كارگر در عذاب است مجبور است از كارش بزند.
راننده : آقا فقط همين نيست. همه به فكر خوردن و بردن و كندن هستند.
مسافر اول: من الان چند تا خيابان را مي شناسم كه آسفالت پاش شده يعني واقعاً همين طور است.
وانمود كردند آسفالت كردند انگار با قلم مو به خيابان به اسم آسفالت رنگ زدند
.
مسافر چهارم: آقا آنها هم تقصير ندارند وقتي يك دفعه و يك شبه قير چند برابر مي شود، پيمانكار مجبور است براي فرار از ضرر از كارش بزند.
مسافر سوم : چرا تعارف مي كنيد بگوييد مي دزدد اصلاً الان يعضي پيمانكارهاي دولتي به نوعي از كارشان مي زنند براي سود بيشتر.
مسافر اول: از نتايج بي ثباتي اقتصادي و نوسان قيمت هاست اقتصاد بيمار يعني همين.
مسافر دوم: همين چند روز پيش از يك پياده روي تازه سنگفرش شده مي گذشتم باور نمي كنيد موزائيك ها را بدون سيمان چيده بودند و زير پاي من صدا مي كرد.
راننده: اين قصه توي كار زدن هاهمه جايي است. هر جايي كه يك طرف دولتي وجود دارد سفره اي هم پهن شده است.
مسافر اول: آقا همه اين مسائل بر مي گردد به انحصار دولتي و اقتصاد وابسته به نفت. تا وقتي دولت خودش مجري همه كارها باشد همين است.
مسافر سوم: پسر من كارمند شركت... است صبح ساعت 7 مي روند سر كار . خودش مي گويد وقتي مي رسيم درها را مي بنديم و مي خوابيم تا ساعت 9-10 صبح. مراجعه كننده هم ندارند بعدش دو ساعت كار مي كنند ناهار و دوباره خواب. لابلاي اين ساعتها هم با كامپيوتر بازي مي كنند.
مسافر اول: خب گفتم تا وقتي دولت همه كاره است و پول نفت هم است يعني همين كه پسرش مي گويد زير كار در رفتن و پشت هم اندازي و فرار از مسئوليت.
مسافر چهارم: باور كنيد سيستم اداري ما طوري است كه پيمانكارهاي سالم و با وجدان را ورشكست مي كند چرا كه بهر حال آن طرفها هم شيتيل مي خواهند، تا ندهند نه پيماني واگذار مي شوند و نه كارشان پيش مي رود .
راننده: اگر دو تا<پ > در اين مملكت داشته باشي كارت خيلي خوب پيش مي رود، پول و پارتي. گاهي وقت ها پول هم كار ساز نيست و پارتي قوي تر عمل مي كند چرا كه بايد يكي را پيدا كني تا پول به او بدهي تا كارت را راه بياندازد.
مسافر سوم: گاهي يك تلفن كار صد بار رفت و آمد را مي كند. الان طوري شده كه وقتي يك كاري در اداره اي داشته باشي بايد اول سراغ يك آشنا بگردي تا بتواني لااقل راهنماي درستي هم بگيري.
مسافر اول : همه اش به نوع ساختار مديريتي و اداري بر مي گردد تا اين وضع اصلاح نشود و دولت خودش را از اين همه بار اضافي خلاص نكند راحت نمي شود.
فرقش را مي توانيد در نحوه رفتار ادارات و موسسات دولتي و خصوصي با ارباب رجوع ببينيد. من خودم چند روز پيش به يك بانك خصوصي مراجعه كردم آنقدر چرخه كارشان سالم كار مي كرد كه شايد ده دقيقه معطل شدم اما هنگام مراجعه به بانك در خيابان ... كه ساختماني تازه ساز و چند صد ميليوني هم دارد براي يك حواله يكساعت معطل شدم.چون دولتي بود.
مسافر دوم: در روزهايي كه ادارات دولتي تعطيل هستند مردم راحت ترند.
چون برخي از اين ادارات با قوانين دست و پا گيرشان فقط براي مردم ايجاد دردسر و مشكل مي كنند.
مسافر چهارم: به هر حال بايد بسوزيم، اينجا همين طوري بوده و خواهد بود. شما ببينيد اين روزها همه صحبت از صرفه جويي در آب و برق و گاز و همه چيز مي كنند. ولي خود دولتي ها كمتر رعايت مي كنند.
جامع آماري سيار ما به مقصد رسيد و تجزيه و تحليل گران نيز پياده شدند و پي كار خويش رفتند و راننده هم دوباره براي كاويدن جامعه آماري ديگري به خيل خودروهايي پيوست كه مسافران گرمازده ، خسته و كلافه و سينه
پر سخن را اين سو وآن سو برد. به راستي اگر
جامعه كوچك آماري تاكسي نشين را در ابعادي تعميم يافته و بزرگ شده فرض كنيم چه نتيجه و دستاوردي را مي توان كسب كرد ؟
شهروندان ( همان جوامع آماري روزانه ) هميشه و همه جا و پيوسته با چشم جسم و روح و عقل باور خويش در حال پايش و تحليل داده هاي گوناگون از اقدامات ، رويدادها و اتفاقات پيرامون خويش مي باشند.
كم تدبيري ها ، ندانم كاري ها، پشت هم اندازي ها ، بي برنامگي ها ، باري به هر جهت بودن ها، روز مرگي ها، پسر خاله بازي ها، بي سر و ساماني ها، حيف و ميل كردن ها، ريخت و پاش نمودن ها، و... هزاران رذيله آشكار وفضيحه
پديداري اندكه چون زخم ناسور چركيني سر باز كرده است و امروزه در همه جوامع آماري ما به وفوراثرات آزار دهنده آن در كلام و لهجه و لحن و رفتار و كنش مردمان هويدا ست
.براي درمانش چه انديشيده ايم؟ آيا شما ضماد درمانگر و شفابخشي مي شناسيد؟
سیدرضا هاشمی زاده