|
|
|
|
|
|
بوسه بر پيشاني عشق را هديه خواهند گرفت
|
|
|
دريانيوز:چهره حاضران از خوشي درخشيدن گرفت ،سيماي آن مولود بزرگ كه بر دستان مادر بزرگوارشان در حال تقلا و جنب و جوش بود، نيز مي درخشيد !
|
|
|
|
|
|
، 13:02 / کد خبر: 6542 / تعداد بازدید: 344
|
|
|
پدران سرزمين آريايي من!
علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را
اين رويداد در نوع خود بي نظير بود ،ديوار خانه خدا بشكافد و زني باردار قدم به درون آن گذارد و در بيت الحرام ،اين مركز پرتوافشاني روحاني و بركت الهي ،مكاني كه از ديدگاه اعراب ،مقدس ترين و محترم ترين مكان ها محسوب مي شود ،كودك خود را بدنيا آورد . اين كرامتي بود براي بني هاشم و براي قريش بر اعراب ،چراكه صاحب خانه كعبه آنان را بدين عنايت ،به رياست و سروري خانه اش برگزيده بود و به زني از آنان اجازه داده بود كه كودك خود را با عزت وعظمت در خانه اش به دنيا آورد . اين خبر خوش در خانه ها ي بني هاشم نيز پيچيد و زنانشان باشگفتي و سروري ، به فاطمه شادباش مي گفتند . سران و بزرگان نيز به سوي ابوطالب مي رفتند و مقدم اين مولود بزرگ را به وي مبارك باد مي گفتند . در ميان آنان جواني بود كه نسبت به تولد آن كودك،بيش از ديگران توجه نشان مي داد ،او به كودك مي نگريست اما نه آنچنان كه مردان ديگر به او مي نگريستند . اين جوان محمد بن عبدالله (ص)نام داشت . وقتي كه وي طفل را بغل گرفت آيات خدا را خواند و از آن كودك در شگفت شد و ميلادش را تبريك گفت . نقل است كه اين كودك چشمانش را جز بر چهره مبارك محمد (ص) نگشود . او را "علي" نام نهادند و مادرش براي او نام "حيدر " را برگزيد . زندگي مولاعلي (ع ) دريايي گوهربار و بي كرانه است آيا آن كس كه از اين دريا حتي به اندازه قطره اي كوچك برخوردار نشود در زيان و خسران نزيسته است ؟ آري اين ابرهاي پرباران ،بيش از هزار سال است كه بر زمين هاي مرده مي بارند و خداوند به بركت اين بارش آنها را زنده مي دارد . پس آيا ما نمي توانيم قلبهايمان را زير اين بارش پاك شستشودهيم تا شايد خداوند بر آن نيز جامه زيستن وزندگاني بپوشاند؟ آيا نبايد زندگي گوهر بار ودرخشان آن حضرت را چون مشعلي در تاريكي روزگار خود فراروي خويش بگيريم و در پرتو نور آن گام برداريم ؟ علي (ع ) اين مولود بزرگ كعبه ،الگوي برتر آفرينش،آفتاب سرزمين ستاره ها ، آسماني است كه در زمين نمي گنجد . او قهرمان رسالت پدري پدرانمان بوده و هست .او جانشين لبخند خدا به زمينيان،مقتداي عالميان و يادگار عشق زلال زهرا (س ) است . چه هديه اي براي پدرتان مي خريد ؟ سوار اتوبوس كه مي شوم ابتدا ازخانم جواني كه كنارم نشسته مي پرسم چه هديه اي براي پدرتان مي خريد ؟ او خود را الهام معرفي مي كند و مي گويد: پدرم زحمت كش ترين پدر دنياست .تصميم دارم برايش صندل و پيراهن هديه بدهم. فهميه كه صحبت هاي ما را شنيده مي گويد: من معتقدم نوع هديه مهم نيست در واقع آنچه كه براي پدر ارزشمند است محبت و احترامي است كه فرزندانش نسبت به او دارند و اين مي تواند بهترين هديه براي او باشد . اعظم هم مي گويد: پدرم را خيلي دوست دارم و تصميم دارم برايش يك ساعت مچي بخرم اما فكر مي كنم سلامتي و خوشبختي ما برايش از هر هديه اي قشنگ تر باشد البته ما هم براي او آرزوي سلامتي داريم. حامد كه يك نوجوان 16 ساله است به خوبي درك كرده كه اگر گفته شده بهشت زير پاي مادران است از ارزش و جايگاه والاي پدر چيزي كم نمي شود و پدران نيز قابل ستايش اند . او مي گفت: پدر و مادر هر دو قابل احترام اند و جايگاه يكساني دارند،من آرزو مي كنم كه پدرم به همه ي خواسته هايش برسد . هم مادر بودم و هم پدر از اتوبوس كه پياده شدم با خانمي كه سالها پيش شوهرش را از دست داده بود هم صحبت مي شوم . او مي گفت: در طول اين سالها سعي كردم براي فرزندانم هم مادر باشم و هم پدر كه آنها جاي خالي پدرشان را حس نكنند. اين مسئوليت سنگين و سختي مي باشد . به عقيده او بهترين هديه اي كه يك پدر مي تواند از فرزندش دريافت كند رضايت از فرزند است و احترامي كه فرزند نسبت به او قائل است . خانم ديگري كه به گفته خودش نزديك 2 سال است كه پدرش را نديده يك بوسه به او هديه مي كند و آرزو مي كند كه پدرش هركجا كه هست زنده و سلامت باشد و هر چه زودتر او را ببيند. پدر ندارم اما مادرم قهرمان زندگيم است روي صندلي با چهره اي آرام و محجوب نشسته است ،نزديكش مي نشينم و سلام مي كنم ، حس مي كنم پاسخگوي خوبي براي پرسشهايم است . از او مي پرسم براي روز پدر چه هديه اي خواهد خريد و او با تبسمي لبريز از دريغ مي گويد: پدر ندارم اما مادرم قهرمان زندگيم است . دلم مي لرزد و فقط سكوت...شايد سكوت بهترين پاسخ براي شكستن اين احساس نازيبا بود ،احساس نداشتن آنچه كه حق توست . رويا ادامه مي دهد : 25 سال دارم،در 4 سالگي پدرم را از دست دادم و هيچ ذهنيتي از او ندارم اما فكر مي كنم اگر زنده بود خوب بودن و خوب زيستن من بهترين هديه برايش بود. رويا گرچه پدر ندارد اما روياي شيرين پدرش را هميشه با خود خواهد داشت و همواره الفباي پدر را زمزمه خواهد كرد : "چرا لب به سخن نمي گشايي؟مگر نمي داني كه زمزمه هاي تو حيات را در من جاري مي كند و روح تازه به كالبد جان من مي دهد ،چقدر تو در من زندگي مي دمي ، هوا را از من بگير ،نجوايت را نه! هنوز شور نگاهت به در و ديوار كوچه هاي نمناك دلم گرمي مي دهد . آه! كه چقدر اين بوي نم زده را دوست دارم،حسرت تكرار نگاه ديگر تو ديوانه ام كرده است ." پدربودن ،ادامه رسالت پدري حضرت علي (ع ) در گوشه اي از پارك بر روي نيمكتي نشسته در حاليكه دستانش را روي چوب دستي اش گره زده سخت در افكارش غرق است .انگار كه به آئينه عمر گذشته اش مي نگرد و اينكه روزگار چه زود گرد پيري را بر پيشانيش نشاند و جواني اش را به پاييز پيري سپرد . جلوتر مي روم و اجازه مي خواهم كه دقايقي را در خصوص نقش پدر و جايگاه حضرت علي (ع )درمقام پدر ،به صحبت بنشينم . عباس آقا با متانت و مهرباني تقاضاي مرا مي پذيرد او اينگونه شروع مي كند : الحمدلله سه فرزند صالح دارم . دو دختر و يك پسر از هر سه آنها هم راضي ام و توقع هيچ هديه اي را از طرف آنان ندارم . او به عنوان يك پدر معتقد است فرزندان ،خود نعمتند و بودنشان بزرگترين هديه براي اومي باشد . آرزوي او براي فرزندانش سلامتي و خوشبختي آنهاست. او مي گويد : پدر بودن تنها ايفاي نقش رياست خانواده نيست بلكه يك رسالت است رسالتي كه از حضرت علي (ع) آغاز شده و به ايشان نيز ختم مي شود . حضرت علي (ع )يك الگوي كامل و تمام براي همه ما پدران است و تنها ادامه اين رسالت مي تواند ما را در تربيت فرزنداني سالم و صالح ياري نمايد . بعد از خداحافظي از عباس آقا به سراغ محمدحسين عرب مي رويم ،پدري كه از پدر خود و پدر بودن خود برايمان مي گفت . او به راز نهفته در عبارت <انسان از هر دستي كه بدهد از همان دست مي گيرد >كاملا واقف بود . او معتقد است كه داشتن فرزندان سالم و احترامي كه آنها براي وي قائل اند ثمره ي احترام و عزتي است كه او نسبت به پدرش قائل بوده است.وي مي گفت: سلامتي فرزندانم بزرگترين هديه آنان به من است و آرزو مي كنم كه توانسته باشم جاي خالي مادرشان را پر كرده و سايباني براي حفظ خوشبختي شان باشم.
بي شك اگر از هزاران پدر ديگر هم بپرسيم كه بهتري ن هديه فرزندان به آنان چيست تنها پاسخي كه از آنها خواهيم شنيد همين است :<خوشبختي و سلامتي آنها> اما همين جمله تكراري ،تكرار محبت و عشق پدري را به ما گوشزد مي كند و اينكه او ديوانه وار عاشق ميوه هاي زندگي اش است و بي دليل مهرباني دستان را به پاي درخت زندگي مي نشاند و با لبخندش آن را آبياري مي كند او تمام بهار جواني اش را هديه مي كند تا ميوه هايش بالنده و باشكوه شوند .او يك "پدر" است و پدر هم خواهد ماند. مهربان ترين پدر دنيا "پدر"اين منبع مهم كانون عاطفه ،پناهگاه گرم و لبريز از محبت كه احساس آرامش را براي فرزندان در آشيانه و آغوش خانواده به ارمغان مي آورد .اما پدري كه مهرباني اش بي حد و حصر است و عشق پدري اش در زمين و آسمان همتا ندارد ،حضرت مهدي موعود ( عج ) مي باشند . مهدي موعود (عج) در آيات و روايات به عنوان پدر انسانها ،بلكه مهربان ترين پدر معرفي شده است كه با توجه به دلسوزي ،قدرت ،رحمت و صفات عالي و عصمتي كه ايشان دارند قوي ترين كانون عاطفه درجهان براي انسان هستند .امام زمان (عج) فرموده اند: ما شما را مراعات مي كنيم و شما را فراموش نمي كنيم . در روايات نيز ذكر شده :<الام اب شفيق> امام پدر دلسوز است. همچنين رسول اكرم (ص) فرموده اند :<انا و علي ابوا هذه الامه " من و علي پدران اين امت هستيم و امام زمان (ع ) نيز پدر امت اسلام اند . در روايات ذكر شده انسان سه پدر دارد :اول پدر ولادي كه از او متولد شده است ،دوم پدر علمي كه استاد انسان است ،سوم پدر همسر . و از آنجا كه امام زمان (عج) معدن و سرچشمه علوم الهي است "معدن العلم " پدر علمي انسان ها و شيعيان است .وقتي بفهميم حضرت مهدي (عج ) مهربان ترين و دلسوزترين پدر علمي و معنوي و ولائي ماست از آثارش ،توجه انسانها بالاخص شيعيان به سوي آن كانون عاطفه خواهد بود و با وجود چنين پدري مهربان استرس ها و اضطراب هاي رواني از انسان رخت بر مي بندد وانسان مي داند پناهگاه عظيمي دارد كه در همه جا دلسوزانه و فريادرس اوست. حضور سبزت را جشن خواهم گرفت در يلداي نگاه شبهايم هنوز لبخند بي دريغ چشمانت را به ياد دارم ،روزي كه پرواز را به من آموختي و نگاهت را به دستانم هديه كردي، تا دستانم تشنه دستانت شود. دستانت را مي ستا يم ،سر بر شانه هايت مي گذارم و ناب ترين غزل نگاهم را براي چشمانت مي سرايم. بر اشتياق پيشانيت كه بوسه گاه سجده هاي انس با خداست دو ركعت نماز عشق به نيت "پدر" مي خوانم و براي داشتنت دست به دامان آسمان خواهم شد و براي بودنت التماس را فرياد خواهم زد .مرا ببخش كه هيچگاه خاطراتم شاعر واژه هايت نبوده است و باران سكوتم از ابري نگاهت دلگير نشده است اما امروز براي سرودن از مهربانيت جشن خواهم گرفت و تمام شعرهايم را تقديم واژه هايت خواهم نمود. "پ"، "د " ، "ر: " برايم بمان! برايت خواهم مرد و بگو برايم از مردي قلبي سرشار از طپش براي لحظه اي،تنهاي او و تمام.
زهرا بيگلري
|
|
|
|