دریا نیوز







صداي پاي مجازات تاوان يك اشتباه !

، 16:06   /   کد خبر: 7151   /   تعداد بازدید: 361


فريب اعتمادم را خوردم
  به اتفاق يك مراقب به اتاق وكلا‌ راهنمايي مي شويم ، يك ميز و چند تا صندلي و 2 نفر متهم كه مي پذيرند  پاسخگوي پرسشهاي ما باشند . با ظاهري آرام ، خونسرد و مرتب گوشه ي ديوار تكيه كرده بود،كتابي در دست داشت و گهگاهي نگاهي به آن مي انداخت، در واقع منتظر بود كه از او بخواهيم برايمان از خودش بگويد . انگار حرفهاي زيادي براي گفتن داشت  . نوبتش كه رسيد پشت ميز و روبرو من مي نشيند و در جواب اينكه نبايد اينجا باشد فقط لبخند مي زند ... خودش را محمد علي معرفي مي كند . محمد علي 37 سال دارد . متاهل و با دو فرزند دختر 14 و 3 ساله كه ساكن شهرستان اروميه هستند. مي گويد در ابتدا به اتهام تهديد به مرگ يكي از همكاران بازداشت شدم ، 4 روز بيشتر  از حبسم نگذشته بود كه فهميدم همسرم دادخواست مطالبه مهريه داده است البته همسر دومم !
مهريه همسر دومتان چقدر است ؟
 خيلي آرام و خونسرد در جواب مي گويد : 1352 عدد سكه و 50 مثقال طلا‌ ...! اما وقتي متوجه حيرت من مي شود ضمن لبخندي ادامه مي دهد : مي دانم خيلي عجيب و نامعقول است اما حقيقت اين است كه خودم هم
مانده ام چطور شد كه چنين كاري كردم؟!
اصلا‌ً چرا ازدواج دوم؟
    اعتماد بيش از حد ، اشتباه كردم من فريب اعتمادم  را خوردم .
   او با اين اعتراف ماجراي زندگيش را اينگونه تعريف مي كند :19  سال باهمسر اولم زندگي كرده ام ، زندگي خيلي خوبي داشتيم . او زن بي مثالي است (از حرفهايش معلوم بود كه قدر او را بيشتر از هميشه مي داند) او ادامه مي دهد كه همسرم به خاطر دوري از خانواده اش حاضر نشد اروميه را ترك كند و در بندرعباس كه محل كار من بود زندگي كند  هر چند ماه يكبار به خانواده ام سر مي زدم و مرتباً تلفني با هم در ارتباط بوديم .
علي (نام مستعار) يكي از همكاران صميمي ام بود كه رابطه دوستانه اي با هم داشتيم . مدتي بود كه مرتب زير گوشم پچ پچ مي كرد و اصرار داشت كه من ازدواج كنم. اولش فكر مي كردم اگر توجهي به حرفهايش نداشته باشم ديگر دست از سرم بر مي دارد ... اما انگار او دست بردار نبود و دائم مي گفت:  حالا‌ كه از خانواده ات دور شدي و نمي تواني زود به زود آنها را ببيني بهتر است كه تنها نماني و كسي را داشته باشي تا به زندگيت سر سامان دهد و از تنهايي درآيي .   

 يكماهي گذشت اما علي همچنان روي حرفش پافشاري مي كرد . پيشنهاد  او به من زن بيوه اي بود كه 4 تا بچه داشت و در ضمن دختر عمويش مي شد . بهانه اش  هم اين بود كه ثواب دارد !اينجوري هم خودت وهم يك زن بي سرپناه سر سامان مي گيرد .بالا‌خره با اصرارهاي علي حاضر شدم دختر عمويش را ببينم تا خيالش راحت شود و دست از سرم بردارد .
 دستانش را بهم گره مي زند و با لحني آكنده از  پشيماني ادامه مي دهد ... باور كنيد اصلا‌ً نفهميدم كه چطور شد ؟ در فاصله 1 ساعت كه منزل آن خانم بودم و با خوردن يك چاي پذيرفتم كه با او ازدواج كنم .چطور شد كه چنين تصميمي گرفتم نمي دانم ؟! صبح فرداي آن روز در حاليكه هنور صبحانه نخورده بودم علي با من تماس گرفت و تاكيد داشت كه به خانه دختر عمويش بروم و مراسم عقد برگزار شود .
   با اصرار پذيرفتم ، وقتي آنجا رسيدم  همه جمع بودند و منتظر آمدن من . همه چيز خيلي زود تمام شد و من بي آنكه خواسته باشم او را به عقد خود درآورده بودم آنهم با مهريه اي سنگين و نامعقول ! در حاليكه مهريه همسر اولم تنها 3   ميليون و 500 هزار تومان بود ...
چه مدت با همسر دومتان زندگي كرديد؟
  تنها 28 روز با او زندگي كردم بعد از اين مدت ، علي كه به تصورم دوست مورد اعتمادم بود با ادعاي كذب و بي پايه و اساسش از من شاكي شد و مدعي شد كه از طرف من تهديد به مرگ شده؟! و با ادعاي او من بازداشت شدم .نمي دانم چرا چنين ادعايي كرد اما معتقدم اين ادعا مقدمه اي براي اخاذي و كلا‌هبرداري از من بوده است .
چه حكمي برايتان صادر شد؟
   بعد از مدتي كه در بازداشت بودم ،حكم برائت دادند اما همچنان در حبس ماندم ، در اين فاصله متوجه شدم كه همسرم دادخواست مطالبه مهريه داده و هم اكنون 14 ماه است كه در زندانم .
همسر اولت از ازدواج شماخبر داشت ؟
   نه هيچ كس از ازدواج من خبر نداشت حتي همسرم تا زماني كه به زندان افتادم و همسرم مطلع شد . هنوز هم بعد از 14 ماه كسي جز همسرم خبر ندارد حتي خانواده ام او در رابطه با اينكه عكس العمل همسرش بعد از مطلع شدن چه بوده جواب روشني نمي دهد و ادامه مي دهد هنوزم هم تلفني با هم در ارتباطيم اما هيچ وقت در اين مدت حاضرنشده كه به ملا‌قاتم بيايد، هيچوقت قبول نكرد.
بالا‌خره براي پرداخت مهريه با همسرتان به چه توافقي رسيده ايد ؟
   در تواقفي كه بين من و همسرم در زندان  بود او به 10 ميليون تومان راضي شده بود اما پس از مدتي عقيده اش عوض شد و ابتدا تقاضاي 5 ميليون تومان وجه نقد را كرد و با درخواست من كه رضايت دهد تا پس از آزادي اين مبلغ را تهيه كنم نيز مخالفت كرد . ازآنجايي كه كسي از بستگانم از وضعيت من اطلا‌عي نداشتند هيچ كاري ازمن ساخته نبود. مكثي مي كند و ادامه مي دهد : هر چند اينها همه بهانه اش بود و فقط مي خواست مرا بازي دهد و با پسر عمويش قصد اخاذي از من داشتند چون هر بار كه به توافق مي رسيديم با حضور در دادگاه بر مطالبه كل مهريه تاكيد داشت .
چرا ازآنها شاكي نشديد ؟
   بارها شكايت كردم اما كسي را نداشتم كه بيرون زندان پي گيركارم شود از وكيل هم كاري ساخته نبود چون طبق قانون بايد مهريه را مي پرداختم .
   الا‌ن هم منتظر جواب اعتراضم هستم تا با قبول اعتراض از سوي دادگاه ادعاي اعسار نمايم .
 فكر نمي كنيد اگر خانواده تان مطلع مي شدند وضعيت بهتري داشتيد ؟
   با لبخند پاسخ مي دهد ، نمي توانستم ، هنوز هم نمي توانم ، اگر پدرم بفهمد ...؟(!معلوم بود كه به هيچ وجه حاضر نيست خانواده اش موضوع را بفهمند ) وادامه مي دهد:يك عمر با آبروزندگي كرده ايم نمي خواستم ،سرافكنده و شرمنده شان كنم . شايد اگر الا‌ن هم  پدرم بفهمد حاضر شود مهريه همسرم را بپردازد ولي من از گفتنش شرم دارم ، نمي توانم ...
به چه قيمت ؟
   با خنده  مي گويد: حتماً قسمت اينه ! اشتباه كردم هر آدمي ممكنه اشتباه كنه حتي ... كلا‌مش را قطع مي كنم ومي پرسمحرف آخر تان ؟
    قبل از ايجاد هر ارتباطي با ديگران بايد نسبت به آنها شناخت كافي پيدا كرد تا مثل من... يك لحظه اعتماد بيش از اندازه برابر يك عمر پشيماني كه هيچ فايده اي ندارد .

با تشكر از جناب آقاي احمدي، مدير كل زندانهاي استان هرمزگان ،آقاي سبك رو، رئيس زندان مركزي استان ،رئيس حراست  زندان و همه عزيزاني كه با استقبال گرمشان ما را در تهيه اين گزارش ياري نمودند .