دریا نیوز







ضربت کین که فرق عدالت شکافت ؟

دريانيوز :سوز نوای مناجات کیست که شبانگاه نخلهاراناآرام کرده است ؟ کدامین سینه سوخته است که محرمی رازدارترازچاه نیافته وچنین سردرعمق حزن >>>
، 14:05   /   کد خبر: 7174   /   تعداد بازدید: 543


به مناسبت شهادت پیشوای قبیله ایمان حضرت علی (ع )
ضربت کین که فرق عدالت شکافت ؟

دريانيوز :سوز نوای مناجات کیست که شبانگاه نخلهاراناآرام کرده است ؟ کدامین سینه سوخته است که محرمی رازدارترازچاه نیافته وچنین سردرعمق حزن فروبرده وشعله اندوه جانش رابا تنهایی شب کوفه تقسیم می کند؟ آشنامرد لحظه پیمای سجده هاونیایشهای سحرگاهان چه می گوید با این دل شب وفوران عطش ستاره ها که آسمان رانیز فرش راهش کرده اند؟غبارقدمهایش چه سبک ومعطر بردیدگان انتظارپروانه ها سرمه افشانی می کند که اینگونه سرازپانشناس بال به سویش گسترده اند؟شبهای کوفه بی مزه خلوت نشینی های آسمانی اش سربه صبح نمی سپارد و بی بوسه زمین برپینه گاه پیشانی سبزش ، زمان هم ایستاده می ماند . تپش های ماذنه ،سرمست حضورعارفانه اوست گاه که سپیده دم ،چشمه ایمان رابرتشنگی گلوی غفلت شهر می شکفد.ملایک چراغدارپاک باخته کرامت مرام اویندو گلاب ریز شکوه مهربانی وسخاوت پایان ناپیدایش .یتیمان وبیوگان وافتادگان رادستگیرونوازشگر اوست که استخوانی درگلوخاری درچشم دارداما پای ازکومه های فقروجنوب شهروحاشیه نشینها نمی کشد.اوفرمانروای دلهاوخلیفه جانهاوامیرالقلوب سرسپردگان حقیقت است کجامی توان برتخت کاخ زرنشان آسوده اش یافت .انبان عطوفت بردوش وکیسه الفت برپشت ، سایه خمیده قامت نیم شبان اوست که گمنام ازارتفاع سردشب صعودمی کندوبغض گرسنگی چشمان ملتهب خیابان خواب هارابه طعمی مهربان التیام می بخشد.اوست که زخم پایش راازنیش تیرخلیده دشمن به حوصله رکوعش می توان مرهم نهاد.غیرت ومردانگی وجوانمردی را اعتباراوست که خشم وغضبش برمداریگانه اخلاص و حق می گردد.پایه وبنیان تمام عدالت وانصاف اوست که ازخزانه فرمانداری حکومتش حتی شمعی رابرای خویش دریغ می کند و دست برادر به آهن تافته می گدازد وازطعن وطرد نارفیقان آزرده خاطر زیاده خواه نمی هراسد. که درهرم ظهرنخلزارها ،خلعت امارت ازتن می کند وپابرهنگان بی نشان راهمدم وچونان می شود؟.وسعت دروازه بینش وباب العلم اقیانوس ژرف محمدی ،تنها اوست وقامت دلارای نازنینش که پرده ازاسرارهستی به غمزه ی ابرو واشاره ی چشمی برمی افکند.شکفتن لب گلدسته های منظومه خاک به عطرگلبانگ تکبیر، ازصلابت حیدری وجانفشانی های اوست .ضربت کین که فرق عدالت راشکافت ؟بارسم الخط عاشقی مولای بیدلان چه کسان راسرسازش نبود؟کدامین زرپرستان ودست درازان ، عدل خالص علی راتاب وتوان نمی داشتند ؟قطام شهوت وهوس راکه آفت حماقت جهل پیشانی پینه داران مرده دل کرد؟ آن سالوس مردک راکه برانگیخت تا تیغ کینه ونادانی برفرق همه آزادگی وصداقت فرودآورد وانسانیت را برای همیشه سوگوارآفتابی دارد که عصاره شعاع پرتوی خداوندگاراست . مردک ننگ آلوده چه گمان می برد درآن سحرخونین ؛ تیغ آخته حواله سرتکدانه ایی می دارد که فقط خدا ازنگاهش می بارد. ماتم نشسته ی بامداد تلخی بود درآن سحرگاه بی طلوع محراب مسجد کوفه که سوخته جان وخراشیده جگر،آوای شادمانه "فزت برب الکعبه " سپهسالارعشق را شنود و دم نیاورد و برخود زار گریست .آنگاه بود که شانه ی نخلها درآغوش طواف سوگ او لرزید و حلبی آباد نشینها، انگشت حسرت گزیدند که چرا ناشناس مردشبانه را هیچ کس نمی شناخت.غیرعلی (ع ) آن سبوکش میخانه های عشق ورادی ،که می تواند دارالخلافه ثروت وقدرت را دارالامان قسط و داد دارد و کدام پاکبازی می تواند به مدد تازیانه های هیبت واستواری ، دستان برآمده به بیت المال راکوتاه کند وسهام عدالت علوی رابرای جنوب شهری های حنجره مجروح وسینه خسته سوغات برد؟ نابکارانی که فرق عدالت را درپگاه نوزدهم رمضان طعمه طمع خودکردند نه تنها علی راازما گرفتند که سلسله جنبان فضیلت وشرافت وپاکی رانیزازبشریت ربودند.چشمان اشتیاق ماسالهاست زاویه های مسجدکوفه ولابلای نخلهای افراشته رامی پاید تا نجوای عاشقانه ی دوباره بزرگمردی را صید گوش دل خویش دارد که نام مبارکش بوی خوش خدارامیان قنوت خشکسال دستانمان فرودمی ریزد.شهادت غمگنانه مولای عاشقان برهمه رهروان راه حق وحقیقت تسلیت باد.


سیدرضاهاشمی زاده