|
|
|
|
|
|
راه بي كنار ؛ "دريا" روزانه روي پيشخوان ها
|
|
دريانيوز : نغز بيتي است آنكه گفته" در ره منزل ليلي كه خطر ها باشد- شرط اول قدم آن است كه عاشق باشي" يا حافظ العشق ، لسان غزل پرآوازه پارسي ...
|
|
|
|
|
|
، 20:03 / کد خبر: 7220 / تعداد بازدید: 447
|
|
|
دريانيوز : نغز بيتي است آنكه گفته" در ره منزل ليلي كه خطر ها باشد- شرط اول قدم آن است كه عاشق باشي" يا حافظ العشق ، لسان غزل پرآوازه پارسي كه مي سرايد: "راهي است كه راه عشق كه هيچش كناره نيست ..." دريا و درياييان آهسته وپيوسته تمام ساليان پسارويي را يكايك به قدر و توش خويش با تمام مرارت ها و ناهمواري ها و نامهرباني ها گذراندند وجرعه لذت راه رفتن با پاي برهنه روي تن لحظه ها را با همه وجود داغ داغ سر كشيدند . عشق كار خودش را كرده بود . دريا، چهار فصل ها را هم با همان شور و هيجان سپري كرد و از بدعهدي ايام و تلخكامي روزگار و پشت پاهاي اين و آن هم هراسي به دل راه نداد. قامت آراست و نرم نرمك ودانه شكر بكار از سر همه پيچ ها ولحظه ها و تنهايي ها گذشت و گذاشت . اينك "دريا" روزنامه شده و قرار است از ششم مهرماه روزانه روي پيشخوان ها ،پلك مهربان مردمان ديار نخل و آفتاب و عطوفت را به نوازش خويش بگيرد ، دستي به آشنايي بردارد و با عشق و احساس جنوبي اش ، سرشاراز موج و ماهي و نسيم رسم آينه باني "هرمزگانيان را بجا آورد . آنان كه اهل ديار اضطرابها و دغدغه هاي روزنامه داري آن هم در نقاطي غير ا ز پايتخت هستند به روشني و راستي ، مسير صعب العبور گذرگاههايي چنين را مي شناسند . از مديران كم حوصله و بي طاقت تا دوري از چاپخانه و پروازهاي نامرتب . از نبود نيروهاي زبده و پر توان و ماندگار و پا به ركاب تا وسعت جغرافيايي شعور و فهم درك عمومي و اجتماعي . از غلبه و چيره دستي فرهنگ بكوب و بساز و بنداز تا تلاش بي ياور اقدام فرهنگي . ازپرسودي دلالي و پشت هم اندازي و ماهيگيري هنرمندانه تا گرداندن روزنامه ايي براي مردم و بازتابان خواست ها و نيازهاي منطقه ايي و بومي شدن. جاي گله گذاري و گلايه داري نيست شرط اول قدم اين راه مهيب و پر سنگلاخ و دست انداز آن است كه عاشق باشي وجنون و از خود بيخود شدگي و دلباختگي قرارت را به نقطه جوش رسانده باشد . امروز "دريا" روزنامه شده است و هر روزه قصد ميزباني دل و چشم و ذهن مردم و همديارش را دارد . دريا آمده است تا فصل ديگر و نويني از هرمزگان دهه هشتاد واوايل دهه نود را با آنان به شور و نجوا بنشيند و همانطور آهسته و پيوسته بي جانب داري از گروهها و حزب ها و جناح هاي موسمي با اتكا بر وثاق عاشقانه اش با امام و شهدا و نظام مقدس اسلامي از مردم و براي مردم بنويسد وسطر سطرش را رونق و اعتبار از حرف و كلام هرمزگان نشيناني بگيرد كه دريا به احترام وعزت آنان درجوش و خروش است . نمي گوييم همه مشكلات و مصائب پيش روبرداشته شده ولي اگر هم سختي و تنگنا و گره ناگشوده ايي هم در اين جاده ،خارگونه در پاي خلد و خارمغيلان هم سرزنش ها كند چون شوق برتري در سر ودل است بيم موج و گردابي چنين و هايل هم نمي تواند سررشته داري كاروان را از هم بگسلد. دريا، روزانه مي آيد تا سلام گرم صبحگاهان آفتابي دريا را از شرق تا غرب از جنوب تا شمال و جزيره به جزيره بين همگان قسمت كند. "دريا" براي ما اينك همان راه بي كناري است كه هيچيش كناره نيست تنها بالا رفتن ، صعود كردن، ارتفاع پيمودن ،از معبرهاي سخت گذشتن و دل به امداد و ياري حضرت دوست و مردمان مهربان جنوب سپردن و... منظره سبز و خرمي است كه از دور دست تماشا،آسمان شيفتگي شيدايي "درياييان" را پر شكوفه ترمي دارد . نيازمند ياري سبز همه همراهان و ياران همدل در نو بهار روزانه شدن و هر روز آمدن هستيم .
فروغ مسلم زاده
|
|
|
|