|
|
|
|
|
|
امان ازدست بعضي ها....
|
|
|
دريانيوز : اونقدر شكمش گنده ست كه بايد به دكمه هاي پيرهنش لقب قوي ترين دكمه هاي دنيا را داد، آخه بيچاره ها هر لحظه امكان داره ازجا كنده بشن، ولي تمام توانشون رو براي بقا وآويزون >>>
|
|
|
|
|
|
، 20:15 / کد خبر: 7221 / تعداد بازدید: 510
|
|
|
دريانيوز : اونقدر شكمش گنده ست كه بايد به دكمه هاي پيرهنش لقب قوي ترين دكمه هاي دنيا را داد، آخه بيچاره ها هر لحظه امكان داره ازجا كنده بشن، ولي تمام توانشون رو براي بقا وآويزون شدن واسه ادامه حيات به كاربستن، گاهي وقتا فكر مي كنم اگه بره سونوگرافي تواون شكم بي صاحب چي نشون مي ده؟ من و دكمه هاي پيرهن اين خيكي، يه جورايي به هم شباهت داريم آخه هر دومون واسه موندن مجبوريم آويزون بشيم و درسخت ترين شرايط واسه بقا تلاش كنيم، يادم باشه امسال تو مسابقه مردان آهنين شركت كنم. خودم هم از اين فكرايي كه توي سرم مياد خنده ام مي گيره ولي خودموني مگه مرد آهنين و قويترين مرد بودن به هيكل گنده و زور زياده ، نه بابا اينا همه اش كشك، هركه بتونه شكم زن و بچه اش رو توي اين زمونه غريب سير كنه مرد آهنينه. چشم كه باز كردم پدرم نوكري باباشو مي كرد و اونا كه مردن، ما شديم نوكر آقا،ماباهم بزرگ شديم و اون صاحب هر چي كه لازمه و ما صاحب هرچي غصه وغم ، سبك زندگي همون ، فقط مدلش عوض شده و سرو شكل اين خيكي با باباش فرق مي كنه . ياد موضوع انشاء تاريخي افتادم كه (علم بهتر است يا ثروت)، من و اون كه همكلاسي بوديم دو نظر مختلف داشتيم اون موقع من نوشتم علم و معلم بهم نمره بيست داد. همه بهم احترام گذاشتن و تشويقم كردن و اون نوشت ثروت و معلم نمره خوبي بهش نداد و بچه ها به اون خنديدن ، ولي بعد از اين همه سال حالا اونه كه به منو و بچه ها و معلم و همه مي خنده و هر جا مي ره احترامشو مي ذارن و به ظاهر هم كه شده طوري نشون مي دن كه محبوب قلوب مردم شده . ولي خداييش اين مفت خور اگه پول نداشت هيچي به حساب نمي اومد چون هيچي نيست و 2 زار احترام بهش نمي ذاشتن . خدا بيامرز پدرم مي گفت اگه مي خواي بدوني درون آدما چه مي گذره و چه شخصيتي دارن به غذا خوردن و رانندگي كردنشون نگاه كن بنده خدا راست مي گفت، امثال اين آقا چنان با حرص و وحشيانه غذا مي خورن كه انگار غذاي آخرشونه و همينطور هم نسبت به مال دنيا حريص و طمع كارند و پشت فرمون هم كه مي شينند انگار خيابون ارث باباشونه و هيچ وقت تو خط خودشون حركت نمي كنن و تقريباً از تمام چراغ قرمزها عبور مي كنن وهمينطور خط قرمز هاي قانون و وجدان و... استغفرالله ، لعنت بر شيطون ببين توي اين ماه رمضوني و زبون روزه چه فكرايي توي سرم مياد ، فكر كنم مال فشار گرسنگي و روزه بي سحري و قيمت گرون ارزاق باشه اين قيمت ها هم كه انگار منتظرن ماه رمضون برسه و ركورد بزنن، خوبه اگه تو المپيك نتونستيم ركورد بزنيم و مدال بگيريم حداقل توي رشته تورم داريم ركورد مي زنيم. توي عالم خودم بودم كه يهو صدام زد ؛ مشتي ماشينو روشن كن . و من باز اين سوال چند ساله روپرسيدم؟ كدوم ماشين آقا؟ سواركه شد طبق معمول خودشو مي خواروند و ياد جمله معروفش افتادم كه (ذغال خوب از بچه خوب هم وفاش بيشتره) همينطور كه آب دماغشو بالا مي كشيد گفت: بريم خونه و بازهم سوال تكراري من ،كدوم خونه ؟! آخه ميدونيد چهارتا از خونه هاش آدماش ثابتن و تقريبا از احوال هم ديگه خبر دارن، 2تا خونه هم جدا داره كه (آدماش موقتن يك هفته ، يك ماه ،شنيدين مي گن بعضي ها قبل از اينكه قانون يا بخشنامه اي تصويب بشه خبر دار مي شن و مي رن كارهاشون رو مي كنن ، انگار اين آقا هم قبل از تصويب لايحه قانون حمايت از خانواده خبردار شده و بنيان خو نوادگي شو حسابي بتن آرمه كرده خلاصه رسوندمش يكي از خونه هاش و روز كاري ما تمام شد .) شبا كه مي رسم خونه غير از خستگي و بي حوصلگي چيزي ندارم ببرم، طفلكي بچه ها ديگه عادت كردن ، فقط اخبار آخر شب رو تو خواب و بيداري مي بينم و به جاي خوابيدن، بيهوش مي شم .نزديك هاي بيهوشي شدنم بود كه يك خبرمث زنگ اخبار تو گوشم صدا كرد . اونم اعلام آخرين مهلت تحويل فرم هاي وضعيت اقتصادي خانواده بود. آخه اون بي وجدان مگه امان مي داد كه ما به كارهاي خودمون رسيدگي كنيم- ولي فردا هر طورشده بايد اين كار رو به سرانجام مي رسوندم . اينم در نوع خودش يك اميد تازه بود . بنده خدا رئيس جمهور جزو قويترين مردان محسوب مي شه و يك تنه با اين همه مشكل داره دست و پنجه نرم مي كنه و البته به قول علي دايي تو برنامه نود كه گفت ؛بعضي بازيكنا تو چشماي من نگاه مي كنن بهم پاس نمي دن. خوب، بهش پاس نمي دن، تازه بگذريم از يه جا هايي كه تحت تاثير تماشاگرنما ها قرار مي گيرن و گل هاي سالمشو آفسايد اعلام مي كنن ، ولي انصافاً عين نود دقيقه با تمام توان در حال دويدن واز تكل هاي خشن حريف و وقت تلف كردن اون نمي ترسه . اين طرح هايي هم كه واسه بهبود وضعيت ما گرفتار ها مي خواد اجرا كنه بعضي ها كه شايد ارباب خيكي ما ودوستاش هم از اون دسته باشن تلاش مي كنن بهش ضربه بزنن هنوز يادم نرفته سر قضيه چاي و برنج و پود ر رختشويي چه پولي به جيب زد و من هم كه طبق معمول نفهميدم كي خبردار شد و كي توي انبار احتكار كرد؟! بگذريم بالاخره خوابم برد و تا صبح خواب سهام عدالت ، مسكن مهر ، طرح اقتصاد خانواده ، و اصل 44 رومي ديدم ، آخ كه چه مي شد اين طرح ها تو بيداري هر چه زود تر به نتيجه مي رسيد . صبح روز بعد يادم بود كه فرم ها و مدارك رو با خودم ببرم ، توي ماشين كه نشست بدون سلام و احوالپرسي گفت : امروز سر راه يه كار مهم دارم بايد بريم انجام بديم و در نهايت تعجب با چشم هاي گرد شده ام ديدم كه فرم هاي طرح اقتصاد خانواده رو از تو كيفش در آورد ، اخه تو چه احتياجي به يارانه و كمك دولت داري ؟ اينجا بود فهميدم چرا لباس هاي كهنه و رنگ ورو رفته پوشيده بود . به فرم هاش كه نگاه كردم به حيراني مطلق رسيدم و دست و پام سست شد اينقدر خودشو بدبخت و ندار جا زده بود و دروغ نوشته بود كه انگار درمانده ترين آدم روي زمين ،با دروغ هاي عجيب و غريبش بود ، اگه داستان پينو كيو واقعي بود بايد دماغش دست كم سه دور كره زمين رو دور مي زد . طوري مظلوم و بيچاره نشون مي دادكه كار به بررسي فرم ها نمي رسيد و مامور تحويل گيري فرم ها شخصا اقدام مي كرد و يه كمكي بهش مي رسوند و من هم كه هيچ حرفي نمي تونستم بزنم . اي دادو بيداد اخه مگه يه آدم واسه اين دوروز زندگي چقدر پول مي خواد؟! به كجا مي خواد برسه كه اين همه حرص مي زنه و چشم نداره دوقرون به يك نيازمند واقعي برسه؟ يه وقت هايي اينقدر دلم مي گيره كه مي خوام فرياد بزنم ، بابا، ما تو مملكتي زندگي مي كنيم كه آدمايي بودن كه مي گفتن و اعتقاد داشتن بني ادم اعضاي يكديگرن ، حالا حداقل خوبه سالي دوبار نمايش مهرو محبت و عاطفه برگزار مي كنيم كه اكثر بازيگراش خودشون نيازمندترند ولي دلي بزرگ دارن ، بازم گلي به جمال اونايي كه هنوزم معرفت قلقلكشون مي ده و وجدان پا شونو حركت مي ده و عاطفه به دستاشون توان و لياقت كمك كردن مي ده . بگذريم ، فرم ها رو تحويل داديم و به سمت محل كار يا همان شركت سهامي دور زدن قانون حركت كرديم تا اين بار و در اولين فرصت، بعد از اعلام طرحي واسه عدالت گستري عين اختاپوس يا لاشخور بپره روش. نمي دونم عاقبت اين فرم ها چي مي شه شايد متوجه بشن و اسم شكم گنده را از ليست خارج كنن ؟ شايد به ضرب المثل رجوع كنن كه (هر كه بامش بيش برفش بيشتر) و به خاطر امورات دايم و موقت سهم بيشتري بهش بدن يا شايد هم سهام مون جا به جا بشه . ولي خدا كنه ايندفعه به قول فوتبالي ها اونقدر دير پاس نديم كه بازم لمونو افسايد بگيرن و تماشگر نماها ....
[كيانوش جهانبخش]
|
|
|
|