|
|
|
|
|
|
حقيقتي كه شاهدان آن زنده هستند
|
|
|
دريانيوز :تاريخ پر از واقعياتي است كه انسان با شنيدن آن دچار وحشت و تعجب مي شود و به اين واقعيت پي مي برد كه در حقيقت جهان جاي كشت و كار است و هر كس هر چه را بكارد >>>
|
|
|
|
|
|
، 16:33 / کد خبر: 7485 / تعداد بازدید: 379
|
|
|
دريانيوز :تاريخ پر از واقعياتي است كه انسان با شنيدن آن دچار وحشت و تعجب مي شود و به اين واقعيت پي مي برد كه در حقيقت جهان جاي كشت و كار است و هر كس هر چه را بكارد همان را درو مي كند و انسانهاي پاك و مومن و با خدا قلبي سرشار از مهر و عطوفت و ترحم دارند. يكي از حوادث مهم تاريخي اين است كه بنا بر گفته تعدادي از شاهدان عيني در حدود 80 سال قبل شيخ سلمان كه مردي مومن و با تقوا بوده و گذشته از حاميت بحرين پيشواي جماعت نيز بوده است ، با عده اي از دوستان و ياران و مريدان و تعدادي خدمه و چند عقاب شكاري از بحرين به عزم شكار با لنج وارد بندر چارك مي شود و از آنجا با شتر و اسب و قاطر به طرف بستك راه مي افتند. در كنار خور جناح مورد استقبال محمد تقي خان صولت الملك حاكم بستك و عده زيادي از بزرگان جناحي و بستكي قرار مي گيرند. شش قصاب زبر دست هر كدام با يك قوچ 20 مني پيشاپيش استقبال كنندگان كه بيش از 1000 نفر بودند ايستاده بودند تا آن را پيش پاي شيخ سلمان قرباني كنند . قصاب اولي قوچ را بر زمين مي زند گردنش را مي گيرد ، پا بر شكمش مي گذارد تا آن را سر ببرد قوچ با هزار جان كندن خود را از دست قصاب مي رهاند و بسوي شيخ سلمان مي رود پيش پاي شيخ مي خوابد و بع بع كنان چنان التماس مي كند كه شيخ در كنار آن زانو مي زند و با دست راستش قوچ را نوازش مي كند و با دست چپش به ديگر قصابان اشاره مي كند قوچها را نكشيد. چنان حاضرين تحت تاثير و تاثر قرار گرفته بودند و چنان حيرت زده شده بودند كه هيچ كس نمي توانست ندايي سر بدهد و حرفي بزند ، چنان سكوتي حكمفرما بود كه نفس ها در سينه ها حبس شده بود اما ناخواسته همگي قوچها را رها كردند.حاكم بستك و بزرگان جناح و بستك به گرمي شيخ و همراهانش را مورد استقبال و پذيرايي قرار دادند. 3 روز در جناح و يك هفته در بستك اقامت داشتند اما مي گويند در آن مدت 10 روز از خوردن گوشت امتناع ورزيد و ياران خود را اجازه شكار هيچ جانوري نداد. در همان اولين شب اقامتشان در جناح محمد تقي خان صولت الملك كه او نيز در تقوا و عبادت مشهور بوده است رسول خدا را خواب مي بيند كه شيخ را سلام برسان و به او بگو تمام پيامبران و تمام فرشتگان خدا بر عمل تو شاهد و ناظر بودند و خداوند و بر اين ترحم تو درود فرستاد. اينگونه حوادث در تاريخ فراوان است . باز نقل مي كنند كه چند سال باران نيامد چاهها و چشمه ها و بركه ها خشك شد و مردم به زحمت آب شرب خود را تامين مي كردند . يك روز مردم بستك به امامت محمد تقي خان صولت الملك به قبله دعا رفتند دست نياز به سوي خدا دراز كردند و با گريه و التماس و زاري از خدا طلب باران نمودند. همان روز قبل از بازگشت مردم به خانه هايشان ، چنان باراني باريدن گرفت كه آب از كوه و دشت و بيابان به راه افتاد بركه ها پر شده و يك هفته باران ادامه داشت. هنگام نياز دست دعا بسوي خدا برداريد كه خداوند دست هيچ نيازمندي را رها نخواهد نمود.
احمد سلامي- بستك
|
|
|
|