دریا نیوز







فرهنگ مشترك ؛تاريخ مشترك

 دريانيوز :در رابطه با وضعيت كنوني جوانان شهرستان بندرلنگه،به نظر مي رسد كه نسل جوان امروزي در يك مرحله بسيار تعيين كننده و حساس قرار  گرفته است>>>
، 19:14   /   کد خبر: 7499   /   تعداد بازدید: 474


  دريانيوز :در رابطه با وضعيت كنوني جوانان شهرستان بندرلنگه،به نظر مي رسد كه نسل جوان امروزي در يك مرحله بسيار تعيين كننده و حساس قرار  گرفته است . درمرحله اي كه اگربه آن توجه نشود، وارد يك وادي و گردابي خواهيم شد كه بيرون آمدن از آن بسيار مشكل خواهد بود .
   اين مرحله كسب (هويت ) است. مسئله اين كه قبل از حاكميت ملي و منافع و مصالح ملي و حتي قبل از حقوق حقه شهروندان، بايد يك (هويت ملي) وجود داشته باشد. هويت ملي مي تواند شور،  نشاط ،  اراده، باور، شخصيت و انباشت تجربه ملي براي بدست آوردن حاكميت و منافع ملي پديد آورد . ولي موضوع اصلي اينجاست كه هويت ملي بايد چگونه شكل بگيرد و چگونه بوجود آيد؟
به نظر اينجانب از نكات حائز اهميت كه بايستي در رئوس اولويت برنامه هاي متوليان فرهنگي بندرلنگه قرار بگيرد، ايجاد يك بنيان تئوريك و دستگاه فكري براي تبيين (هويت ملي ) است ، كه البته اين وظيفه حساس و خطير و فوق العاده مهم بر عهده وبر دوش متفكران ، انديشمندان ، فرهيختگان و پيشكسوتان محلي زمان حال مي باشد.تا از اين طريق بتواند با يك ظرفيت خاص با توجه به مقتضيات و شرايط زمان و مكان كه مبتني بر خردورزي وعقل گرايي باشد به خواستها ونيازهاي نسل جوان دست يابند.
    هويت ملي خلا‌ق كه بتواند منافع ملي را سامان دهد و نظام ( مردم سالا‌ري ) را بوجود آورد. حاصل رابطه متقابل دو عامل ايده خلا‌ق و فرهنگ جامعه است. اگر تفكر خلا‌ق در يك جامعه توليد بشود و با فرهنگ جامعه كه شامل آداب و رسوم محلي و باورها و اشكال و مناسك است آميخته گردد، يك هويت جديد بوجود مي آيد كه مي تواند با دنياي امروز همخواني داشته باشد.
    بعنوان نمونه گويش بندري ، و پوشش سنتي بانوان بندرلنگه كه عبارتند از : چادر گلدار رنگارنگ محلي ( كه از هنرهاي سنتي اين منطقه محسوب مي شود ) پيراهن و روسري بندري ( كه داراي نقش و نگار بسيار زيبايي مي باشد.)
   بنابراين در شرايط خاص اجتماعي بندرلنگه و موقعيت حساس كنوني ، انديشه خلاق مي تواند با نوآوري و بسط و گسترش فرهنگ اصيل ملي و اسامي در مقابله با افكار متحجر و واپس گرايانه هويت ملي را بارور كند و با تبلور انديشه هاي پويا و مترقي، زمينه مناسب براي پيشرفت جامعه ، بالخصوص بانوان اين منطقه را فراهم سازد. به عنوان مثال مي توانيم از فردوسي نام ببريم كه توانسته تلفيقي از خرد اسلا‌مي با اسطوره ايراني در آميزد و شاهكاري بوجود آورد كه هنوز استمرار هويت ايراني را تضمين مي كند . (تداخل ايده خلا‌ق و فرهنگ هر اجتماعي كه در آن زندگي مي كنيم .
مي تواند هويت ملي ما را بسازد. ) اين هويت ملي با گذشته خودش مراتبط است . ما نمي توانيم تاريخ خودمان را منقطع كنيم . علت مقبوليت و محبوبيت شاهنامه فردوسي و ديوان حافظ و سعدي و حتي در دورن معاصر آثار جاويدان پروين اعتصامي و فروغ فرخزاد واحمد شاملو و... به خاطر اين است كه هم بخشي از ضمير ناخودآگاه قومي گذشته مارا توجيه مي كنند و هم چيز جديدي بر فرهنگ مردم زمان خودشان مي افزايند .
     البته اين آثار آنچنان جاودانه اند كه امروز هم چيزي بر فرهنگ جديد ما مي افزايند. پس تركيب خوب و ميمون ايده خلا‌ق با فرهنگ  مي تواند راهگشا باشد . هركس كه مي گويد ما با فرهنگ كاري نداريم بي شك اشتباه مي كند. ما هر كار عيني كه انجام مي دهيم . براي آن يك توجيه فرهنگي لا‌زم داريم . هويت ملي خلا‌ق را بايد خودمان بسازيم ، نه اينكه به دست بزرگان نگاه  كنيم ، يك پديده نو ظهور و انديشه و تفكر خلا‌ق به ذهن يك نويسنده ، داستان نويس ، شاعر وارد مي شود ، يك هنرمند يك منتقد و تحليلگر مسائل سياسي و اجتماعي، زواياي منفي و مثبت تار و پودهاي جامعه را نشان مي دهد.
راهنما و الگوي مناسب و مشاوره صحيح مي توانددر پيشگيري و جلوگيري از آسيب هاي اجتماعي (اعتياد به مواد مخدر، فشارهاي شديد روحي و رواني و ...) خيلي موثر باشد .
    فعاليت هاي گسترده درعرصه هاي فرهنگي ، اجتماعي ، ورزشي ، آموزشي و خدمات عام المنفعه مستلزم ايجاد انگيزه لا‌زم و از بين بردن باورهاي سنتي غلط است .اگر ما فرهنگ خلا‌ق داشته باشيم، مي توانيم با هنر و ادبيات جهان (خصوصا" كشورهاي اسلا‌مي و همجوار )گفتگوي مسالمت آميز و منطقي داشته باشيم .
     ميهن ما داراي يك فرهنگ مشترك ،يك تاريخ مشترك و يك ناخودآگاه قومي مشترك است. ما مي توانيم به ميل خودمان روح مسلكي ، مذهبي ايراني را از ضمير ناخودآگاه قومي ايراني ( تيره هاي ايراني شامل: كرد ، بلوچ ، ترك، لر، عرب ، تركمن و ...) حذف كنيم.
   براي اينكه ملتها روح پايدار دارند . ما بايدبا ارتقاء سطح فرهنگ عمومي در چالش و تعامل اسلا‌ميت ، انسانيت و ايرانيت ، هويت جديدي خلق كنيم ، تا اين ( ساز و كار ) بتواند ادبيات ، انديشه ، فرهنگ و هنر و سياست را تعريف كند . آنگاه هر وقت ما الگويي را كه از اروپا و تمدن غرب بگيريم،مي توانيم آن را بومي كنيم و چيزي به آن بيفزاييم ( مثل پوشش و لباس دامن زنانه به سبك امروزي كه از اواخر دوره قاجاريه بتدريج از سمت غرب وارد ايران شد و البته هيچ اشكالي شرعي هم بر آن وارد نيست .)
ما بايستي از تفكر و ايده خلا‌ق در جهت پرورش و شكوفايي استعدادهاي نهفته و افزايش سطح دانش و فن آوري پيشرفته امروز بهره مند شويم .


 شهرزاد پروين