دریا نیوز







هنوز ردپایی از انسانیت باقی است

دريانيوز:ظهر چهارشنبه ساعت 12ظهر است وخورشید در صاف ترین وگرمترین وضعیت خود قرار دارد ، آنچنان بی رحمانه می تابد که اگر تخم مرغی را برآسفالت بریزی بی محابا برشته خواهدشد.
، 14:03   /   کد خبر: 8991   /   تعداد بازدید: 257


نرسیده به میدان ابوذر جنب موسسه مالی اعتباری مهر زمین بزرگی است که بعضا محلی برای تجمع معتادان و افراد ولگرد ودوره گرد است .

کمی نزدیکتر می آیم جمع زیادی از مردم را می بینم که حلقه زده اند وماشین اورژانس هم در کنار خیابان پارک شده است ؛چه خبر است از لابه لای جمعیت سرک می کشم دونفر از نیروهای امدادی اورژانس با لباس فرم وسفیدرنگ از بالای میله های بلند این زمین به پایین می پرند وبالای سر مرد جوان نیمه جان ونیمه برهنه ای که غرق در خون است می رسند ، مرد جوان زخمی که بی شک معتادی است که مورد تعرض همتایانش قرار گرفته بشدت عصبانی و خشمناک است با حال نیمه خراب خود ناسزا می گوید ودستهایش را در هوا تکان می دهد و نیروی امداد که مرد جوانی در حدود 30-32 سال با متانت وآرامش سوالاتی می پرسد وآب خنک روی صورتش می پاشد و مرد زخمی همچنان ناسزا می گوید و پرسنل اورژانس که تعدادشان دو نفر هم بیشتر نیست سعی در جلوگیری از خونریزی و کمک به وی را دارند .
 مرد زخمی کم کم بیهوش می شود و قرار می شود بدن نیمه جانش را به بیمارستان منتقل کنند آنها سه نفری در یک سوی میله های فلزی کهنه وقدیمی بلند قرار گرفته و جمعیت هم در اینسوی میله ها جالب است که تماشاگران  قصد کمک برای هدایت وانتقال این مردزخمی ندارند یا شاید هم از بدن غرق به خونش هراس دارند که باید تا حدودی به آنها حق داد چرا که افراد معتاد به انواع بیماریهای خطرناک ومسری گرفتارند اما تلاش واز خودگذشتگی پرسنل امدادی دیدنی است با تمام قدرت میله ها از جا در اورده و با برانکارد مرد جوان زخمی را بدون محاسبه وتکیه براعداد وارقام وواریز وجه نقد به حساب بیمارستان به داخل آمبولانس می برند تا فارغ از مقایسه های امروزی جان شهروندی را چه معتاد و چه سالم، چه فقیر وچه غنی نجات دهند .پرسنل زحمت کش اورژانس هم مثل ما شهروندی از همین دیار هستند وبا انواع مشکلات روزمره دست بگریبانند ، اما برای نجات جان انسانها از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند وبرایشان فرقی ندارد بیمار کیست ؟

شهروندی عادی است ویا از خواص است پولدار است یا فقیر فقط به وظیفه انسانی وکاری  خود می اندیشند وبس.با دیدن این صحنه امیدوار شدم و به خود گفتم خدا را شکر که هنوز هم ردپایی از انسانیت برخاک این روزگار باقی است ومی توان به نوعدوستی ومهربانیها دل بست.واقعا دست مریزاد خسته نباشید.

چشم بينا