دریا نیوز







معتادان گلهاي شكفته شده ميادين

دريانيوز : مكاني كه  ما‌آن را شهر نامگذاري مي كنيم ، جاي است كه هزاران جمعيت  داشته باشد وچنين شهري هم  ملزم به جايگاه هاي  متفاوت اعم از گردشگري ، تفريحي ، سياحتي ، توريستي و... مي باشد>>>
، 14:21   /   کد خبر: 9182   /   تعداد بازدید: 287


دريانيوز : مكاني كه  ما‌آن را شهر نامگذاري مي كنيم ، جاي است كه هزاران جمعيت  داشته باشد وچنين شهري هم  ملزم به جايگاه هاي  متفاوت اعم از گردشگري ، تفريحي ، سياحتي ، توريستي و... مي باشد.
   درشهري زندگي مي كنيم  كه تمام خصوصيات يك شهر را دارد اما با يك تفاوت آن هم  در مورد زيباي نماي در خور يك شهر است كه متاسفانه شهر ما فاقد هر گونه زيبايي مي باشد .
   بجاي گلهاي  زيياي كاشته شده در ميادين معتاداني را بجاي گل ها در ميادين مي بينيم  كه با كمك شيرهاي آب كه در دستان كارگران فضا ي سبز مي باشد  خود را با آن خنك مي كنند . وقتي به ميادين شهر نگاه مي اندازيم انتظار ي جز اين نداريم كه نگاهمان به گلهاي زيبا ورنگارنگي بيافتد كه با شبنم ها زيباتر شده اند ، امابه جاي آن ديدگانمان افرادي را مي بينيد كه شبها را با خنكاي چمن هاي نم دار وخنك تاصبح سپري مي كنند ، افرادي كه جز مخدوش كردن چهره شهر چيزي را به ارمغان نمي آورند ونام‌آنها را مي نهيم معتاد ، معتاداني كه زندگي خود را به پاي چيزي باخته اند كه جز بيچارگي وبي ارزش بودن ره آوري براي آنها نگذاشته است و يا معتاداني را مي بينيم كه شبها هنگام تزريق اين مواد خانمانسوز تا صبح زير درختان منار خيابان به خواب مي روند وبعضي ها هم با مصرف بيش از حد به خواب ابدي فرورفته اند . معتاداني كه نمي دانيم چگونه وچطور هر روز به تعدادشان در گوشه وكنارخيابان افزوده مي شوند. تا كي بايد شاهد چنين صحنه هايي باشيم صحنه هايي كه جز نابودي جوانان چيز ديگري ندارد. چرا بايد صبحي  را كه با نشاط خاصي از خواب بيدار مي  شويم وبراي رسيدن به محل كار عزممان را جزم مي كنيم با صحنه هاي دلخراش از مرگ تدريجي يك انسان در كنار خيابان و يا روي چمن هاي سبز روبرو شويم كه با مصرف زياد ، خود را به اغما برده است و اين شادي صبحگاهي را با غم و اندوهي هر چند دقيقه اي كوتاه جايگزين كنيم و با روحيه اي ناخوش روز خود را شروع نموده تا موقعي كه اين صحنه ها كم كم از ذهنمان محو شود.بندرعباس بعنوان يك شهر جنوبي با‌آب وهواي بسيار گرم ومرطوب در تابستان محتاج درختان سايه افكن وگل وبوته هاي خوش رنگ وآب وخوش بومي مي باشد كه متاسفانه اين شهر از فقر فضاي سبز بشدت رنج  مي برد .
   چرا ما بايد در شهري با اين همه در‌آمد زندگي كنيم كه هيچ تدبير وچاره اي براي مكانهاي تفريحي ، گردشگري وزيباي شهر انديشيده نمي شود ؟  تا كي بايد نظاره گر افراد معتاد وبي خانمان باشيم كه هر روز بيشتر از روز قبل بر تعدادشان افزود مي شود وجالبتر اينكه قسمت عمده آنها از شهرهاي ديگر به بندرعباس مهاجرت كرده اند. زنان جوان به همراه فرزندان خردسال وخوابيده در گوشه خيابان مشغول گدايي هستند‌، بچه هايي كه كسي نمي داند چطور وچگونه در اين هواي گرم به خواب عميق فرو مي روند ويا فرزنداني كه با سرهاي باندپيچي شده چطور مي توانند بدون درد اين زخمهاي مثلا‌ عميق ، راحت و آسوده در كنار كسي كه اسم خود را مادر نهاده است به خواب فرو روند يا چشم به دست رهگذران بدوزد ؟!! شهر پرشده از گلهاي خاردار وسمي كه نه تنها هيچ كمكي در زيبايي وبهبود يك شهر نمي كند بلكه خارهاي سمي خود وديگران را هم مسموم وچهره شهر را ز شت ، ناپاك وخش دار مي كند . گلهاي خارداري كه جز ضرروزيان وآسيب هاي جدي چيز ديگري را براي يك شهر به ارمغان نمي آورد. مردمان اين شهر تا كي بايد نظاره گر گلهاي خاردار وسمي باشند ؟ چرا هيچ مكاني را براي نگهداري آنها درنظر نمي گيرند تا خارهاي سمي وكشنده شان را در همه جا پخش نكنند . تا كي بايد منتظر ياشخص و يا اشخاصي باشيم كه نام ز يباي شهر را دوباره زنده و روح زندگي را در اين شهر تازه كند . شهردارمحترم آينده   ! چشم به راه روز ي هستيم كه شهري داشته  باشيم با اسم واقعي يك " شهر "كه صبحگاههان در هواي تازه دمش نفسي تازه كنيم وشامگاهان  ريه  هاي خسته مان را از اكسيژن ناب لبريز نماييم .