|
|
|
|
|
|
وقتي قلم ناگفته ها را مي نويسد
|
|
|
دریانیوز: وقتي قلم بدست مي گيري و اولين كلمه زندگيت را كه همانا الفباست برلوح سپيد مي نگاري هيچ با خود انديشيده اي كه روزگاري بايد آنقدر بنويسي وبنويسي و بعضا براي اين نوشتن توبيخها بشنوي و تنبيه بشوي تا دستانت تاول بزند
|
|
|
|
|
|
، 22:38 / کد خبر: 9239 / تعداد بازدید: 299
|
|
|
دریانیوز: وقتي قلم بدست مي گيري و اولين كلمه زندگيت را كه همانا الفباست برلوح سپيد مي نگاري هيچ با خود انديشيده اي كه روزگاري بايد آنقدر بنويسي وبنويسي و بعضا براي اين نوشتن توبيخها بشنوي و تنبيه بشوي تا دستانت تاول بزند از زخم فشار قلم ودلت آماسيده شود از كم لطفي و بي مهريها .! روزي كه اولين قدم را برداشتي و هزار بار به زمين خوردي و از جراحت دست و پايت به گريه افتادي هيچ با خود انديشيدي كه روزگاري آنقدر بايد زمين بخوري و بلند شوي بدون آنكه غمخوار ي داشته باشي و خوشا به حال كودكاني كه كودكي مي كنند و مي گريند و مي خندند و به هيچ نمي انديشند و تنها دغدغه روح وجسمشان بازي و تحرك است ! امروز من و تو آنقدر مي دويم و آنقدر مي كوشيم و فكر مي كنيم كه سردردهاي عصبي وميگرن وهزار درد بي درمان ديگر تن خسته و مجروحمان را مي نوازد و آنقدر سخن درشت وناراست از كس و ناكس مي شنويم كه ديگر گوشهايمان پرشده از حرفهاي حسا ب وناحساب و آنوقت وقتي براي پاسخگويي و شنيدن شايد حرف حساب هم نداشته باشيم ! آنقدر بنويس و ننويس از اين ور وآنور شنيده ايم كه ديگر نوشتن را داريم فراموش مي كنيم ؛ بايد براي خوشايند و ناخوشايند همه ناگفته ها را گفته و گفته ها را ناگفته بگذاري، آنقدر برو ونرو مي شنوي كه ديگر رمقي بر پاهاي خسته ات نمي ماند وآنقدر در پشت درهاي بسته به انتظار مي نشيني كه ديگر از نشستن و انتظار كشيدن سيرمي شوي وآنوقت تو مي شوي خبرنگار يا خبرنويس يا خبر بيار ! وقتي تمام 365 روز سال را مي دوي ،مي نويسي ، مي گويي فرياد بي صدا مي كشي وتلاش بي نتيجه مي كني وزماني كه مي خواهي فقط يكروز يا چندساعت براي دل خودت و هم صنفانت بگويي و بنويسي آنوقت بياوببين چه مي شود اين سعه صدرها وچه مي كند اين گوشهاي ناشنوا و ديده هاي نابينا!! وچه سخت و طاقت فرساست كه ديگران براي تو از حرفه و دردهاي ناآشنايت بگويند و تو در دل به آنها و ندانسته هايشان بخندي ، خيلي سخت تر است وقتي ديگران ندانند استرس واضطراب بستن يك روزنامه يعني چه و بدون چشيدن حتي ذره اي از اين دغدغه حكم صادر كنند وبراي من وتو وديگران تصميم بگيرند،وقتي كسي نمي داند استرس دير رفتن وبه موقع نيامدن يعني چه و ندانند سئوالهاي كارشناسي شده و به حق تو به دليل هزاران محافظه كاري بي پاسخ ماندن يعني چه ديگر چه انتظاري مي توان از عامه داشت ؟ 17 مرداد را روزخبرنگار ناميدند تا ما يعني عاشقان بي عار از دردها وزخمهاي بي مرحمشان بگويند ، 17 مرداد را بنام "احمدصارمي " ناميدند تا صارمي ها را دريابيم وتاديرنشده به سرنوشت كور صارمي دچار نشويم ، 17 مرداد را ثبت كرديم تا جلوي عكاسان وخبرنگاران را به بهانه عدم هماهنگي نگيرند و دوربينها را تخليه نكنند ، 17 مرداد را به خاطر سپرديم تا شان و مقام خود را خودمان حفظ كنيم كه حرمت امامزاده را متولي بايد حفظ كند .
17 مرداد روزي است كه تلاشگران عرصه خبر وخبررساني به گرد هم مي آيند تا از دغدغه ها و عدم امنيت شغلي و مشكلات ريزودرشتشان بگويند، نه اينكه دست گدايي به سوي اين وآن دراز كنيم اما خواسته هاي قانوني و مشروعمان را از همگان درخواست مي كنيم : ارتباط آسان وبدون تشريفات وبوروكراسي اداري، بيمه و مزاياي قانوني ، پاسخگويي آسان وبدون فوت وقت ، قدرداني وقدرشناسي بموقع ،آشنايي مخاطبان با رسانه ها و رعايت حقوق شهروندان واصحاب رسانه و در نهايت حفظ حرمت و شان اصحاب رسانه توسط اصحاب سياست !!
فروغ مسلم زاده
|
|
|
|