دریا نیوز







ناخدا محمد سالم : آتش ناو عماني دو ملوان ما را به كام مرگ فرستاد

دريانيوز:من براي اولين بار در سن 20 سالگي به قطر رفتم . بعد از اينكه بخشي از كالا‌هاي خود را كه شامل برنج و ميوه بود در بوشهر تخليه كرديم براي فروش ساير اجناس به قطر سفر كرديم

، 05:37   /   کد خبر: 9546   /   تعداد بازدید: 364


دريا : ناخدا ، لطفا خودتان را به خوانندگان دريا بيشتر معرفي كنيد ؟
حسين محمد سالم هستم . 73 سال سن دارم و از سن 15 سالگي شروع به دريانوردي كردم .
دريا : چطور شد كه به دريانوردي روي آورديد ؟
از آنجايي كه منزل ما در بندرلنگه بود و پدرم نيز دريانورد بود و با لنج به تجارت مي رفت من هم همراه پدرم به دريانوردي پرداختم .
دريا : ابتدا در چه مسيرهايي تردد مي كرديد ؟
مسير تردد ما بيشتر در مسيرهاي بندرلنگه ، خرمشهر ، آبادان وبوشهر بود .
دريا : كالا‌هاي تجارتي شما در اين مسير بيشتر چه نوع كالا‌هايي بود ؟
كالا‌هايي كه ما بيشتر به اين بنادر مي برديم كالا‌هايي مانند برنج و ميوه بود كه تجار از كشورهاي هند و پاكستان مي آوردند.
دريا : اولين تجربه سفر خارجي شما به كدام كشورها بود ؟
من براي اولين بار در سن 20 سالگي به قطر رفتم . بعد از اينكه بخشي از كالا‌هاي خود را كه شامل برنج و ميوه بود در بوشهر تخليه كرديم براي فروش ساير اجناس به قطر سفر كرديم كه البته پس از يك ماه اقامت در قطر ،برخي از دوستانم را كه در اين كشور مشغول كار بودند ملا‌قات كردم كه البته من هم براي ماندن در اين كشور رغبت نشان دادم و بعد كسب اجازه از پدرم در اين كشور در آشپزخانه يك رستوران كه متعلق به انگليسي ها بود مشغول به كار شدم .
دريا : چند سال در اين كشور مانديد  ؟
حدود 15 سال
دريا : آيا خاطره اي از 15  سال اقامت در اين كشور داريد ؟
در 15 سال اقامت من در اين كشور اتفاقات بسيار مهم و جالبي رخ داد كه مهمترين آن برمي گردد به اوايلي كه من به قطر رفته بودم . اوايل سالهايي كه من در اين كشور مشغول به كار شدم ، جنگ 1956اعراب و اسرائيل شروع شد و اسرائيل به سرعت صحراي سيناي مصر ، بلندي هاي جولا‌ن سوريه و كرانه باختري رود اردن را به تصرف درآورد و اين موضوع برترس ما افزوده بود كه مبادا دامنه جنگ به كشورهاي حوزه خليج فارس كشيده شود . البته در آن سالها كه وسايل ارتباط جمعي كم بود هر روز  اخبار گوناگوني به گوش مي رسيد. سرانجام اين جنگ در مدت كوتاهي با تصرف بخش اعظمي از خاك كشورهاي عربي توسط اسرائيل به پايان رسيد .
دريا : آيا در مدت 15 سال به خانواده هم سر مي زديد ؟
بله . اما اجازه ما براي سفر به كشور و ديدار با خانواده بسيار محدود بود به گونه اي كه هر دو سال يكبار موفق به اخذ مرخصي مي شديم.
دريا : چطور شد كه كار در كشور قطر را رها كرديد ؟
بعد از اينكه پدرم فوت كرد من به كشور بازگشتم و در حاليكه 35سال سن داشتم فعاليت دريانوردي را به صورت جدي آغاز كردم.
دريا : آيا ناخداي لنج بوديد ؟
خير . من در اوايل فقط ملوان بودم كه پس از 10 سال ناخداي لنج شدم .
دريا : محدوه سفر شما در اين مدت كدام كشورها بود ؟
 ما بيشتر با كشورهاي منطقه مانند امارات ، قطر ، كويت و عمان تجارت مي كرديم البته با كشورهاي پاكستان ، هند و مصر هم تجارت داشتيم .
دريا : كالا‌هاي صادرتي  شما به اين  كشورها چه بود ؟
خرما عمده محصولي بود كه به كشورهاي پاكستان ،هندو مصر صادر مي كرديم و از اين كشورها غالبا برنج و ميوه را بارگيري و براي فروش به كشورهاي عربي جنوب خليج فارس مي برديم.
دريا : در اين سفرها غالبا چه مدت در دريا بوديد ؟
 درسفرهاي دور مانند پاكستان ،هند و مصر ، حدود يك ماه درسفر بوديم .  البته مدت سفر بيشتربه شرايط آب و هوايي بستگي داشت. در برخي مواقع كه دريا طوفاني مي شد ناچار مي شديم در نزديك ترين بندر توقف كنيم  و حتي توقف ها هم برخي اوقات دو هفته طول مي كشيد . اين اتفاق بيشتر درسفر به كشورهاي پاكستان و هند رخ مي داد . زيرا ريزش باران هاي فصلي در اين دو كشور بسيار زياد بود و ما ناچار بوديم خود را براي مقابله با بدترين شرايط جوي آماده كنيم .
 دريا :مدت اقامت شما دراين كشورها چقدر بود ؟
 دركشور هاي پاكستان ،هند و مصر بين 3 تا 4 ماه اقامت
مي كرديم . اما دركشورهاي حوزه خليج فارس اقامت ما يك ماه بيشتر طول نمي كشيد .
 در يا :  وضعيت فروش خرما درپاكستان و هند چگونه بود ؟
 خوشبختانه هندي ها و پاكستاني ها از خرماي ايران بسيار استقبال مي كردند و ما مشكلي از بابت فروش خرما در اين كشور ها
نداشتيم . در برخي سفرها آنقدر مشتري زياد بود كه قبل از رسيدن ما به بندرگاه مشتريان دراسكله منتظر رسيدن ما بودند
دريا: آيا به كشور مصر هم خرما مي برديد ؟
 بله . من فقط يك مرتبه به مصر سفر كردم و سفري تقريبا طولا‌ني داشتيم كه پس از يك ماه سفر و عبور از اقيانوس هند و درياي سرخ به بندر اسكندريه  مصر رسيديم  . اين بندر يكي از زيبا ترين  بنادري بود كه من درطي سفرهاي دريايي خود مشاهده كرده بودم .  آثار تاريخي بسيار زيادي كه قدمت برخي از آنها به 2 هزار سال مي رسيد نظر هر بيننده اي را به خود جلب مي كرد .
 دريا : از اين كشورها  چه كالاهايي بارگيري كرديد ؟
پس از فروش خرما،به مقدار بسيار زيادي پنبه  بارگيري كرديم و به مقصد امارات حركت كرديم
دريا : آيا درسفرهاي دريايي اتفاق افتاده كه آذوقه خود را در دريا تمام كنيد ؟
درسفر ما به كشور مصر به علت اينكه پيش بيني اين  سفر طولا‌ني را نمي كرديم يك هفته قبل از رسيدن به بندر اسكندريه غذاي ما به كلي تمام شد و حتي تكه هاي ناني كه ذخيره كرده بوديم  به اتمام رسيد و فقط مقداري آب داشتيم . با توجه به اينكه نمي دانستيم دقيقاً چه موقع به مصر خواهيم رسيد مصرف آب را به شدت كاهش داديم به گونه اي كه در روز فقط دو ليوان آب مي نوشيديم . خوشبختانه چند قلا‌ب ماهيگيري همراه خود داشتيم كه بامتوقف لنج قلا‌ب ها را به دريا مي انداختيم و در طي اين هفته با ماهي امرار معاش مي كرديم .
دريا :  آيا به زبان خارجي هم تسلط داريد ؟
 به زبان عربي مسلط هستم  و تا حدودي هم به اردو هم آشنايي دارم.
 دريا :آيا اتفاق مهمي هم درسفرهاي دريايي براي شما رخ داد ه
است ؟
 علا‌وه بر سفر به كشور مصر و اتفاقاتي كه در اين مسير رخ داد كه يكي از مهمترين خاطرات زندگي من بود ، در سال 1360 كه كشور درگير جنگ با عراق بود و كشورهاي منطقه  براي ورود لنج هاي ايراني حساسيت نشان  مي دادند .  ما با لنج به سمت عمان حركت كرديم و پس از ورود به آبهاي اين كشور ناو نيروي دريايي عمان با بي سيم به ما دستور توقف داد. با توجه به اينكه ناو نيروي دريايي عمان از روبرو به ما نزديك مي شود دليلي بر توقف سريع نديدم و با اين فكر كه در نزديكي اين ناو لنج را متوقف مي كنم به مسير خود ادامه داديم و فقط از سرعت خود كم كردم .
 درفاصله 200  متري ناو كه رسيديم ناو عماني به سمت راست ما گردش كرد به گونه اي كه ناو سمت راست ما بود و پياپي دستور به توقف مي داد كه سر انجام درحال توقف بوديم كه آتش بارهاي ناو شروع به تيراندازي  كردند كه دو نفر از ملوانان ما كه در عرشه بودند كشته شدند و بقيه كف عرشه دراز كشيدند حجم آتش ناو به حدي بود كه لنج درحال نصف شدن بود .
 پس از آنكه  لنج در حال غرق شدن بود شليك ها متوقف شد و ناو به فاصله چند متري لنج رسيد و نيروهاي عماني ما را از درون لنج به ناومنتقل كردند و ما را به مسقط منتقل و چند روزي باز داشت كردند . پس از اينكه از ما بازجويي كردند و متوجه شدند كه لنج ما تجاري بوده و قصد توقف درنزديك ناو را داشته است گروه ما را آزاد كردند . پس از رهايي ازبازداشت ، اجساد دو ملوان كشته شده را تحويل گرفتيم و با يك لنج به همراه چند نفر از ملوانان به بندرعباس فرستاديم . من وساير ملوانان باقي مانده براي تعمير لنج كه به كلي آسيب ديده بود در عمان مانديم . پس ازتعمير لنج كه سه ماه به طول انجاميد به بندرعباس برگشتيم .
دريا : آيا از اقدام نيروي درياي عمان به مقامات كشور شكايت كرديد‌؟
 بله شكايت كرديم . اما درآن موقع ،كشور درگير جنگ بود و مسئولا‌ن هم نمي خواستندكه در منطقه  تنش ايجاد شود ،ما شكايت خود را پس گرفتيم .
دريا : پس از آن واقعه دوباره به عمان سفر كرديد ؟
 بله يك مرتبه سفر كردم كه البته پس از پايان جگ بود و اوضاع منطقه تقريباً آرام شده بود .
دريا : آيا هم اكنون هم دريانوردي مي كنيد ؟
 هم اكنون خيلي كم به دريا مي روم وبيشتر دو فرزندم با لنج تجارت مي كنند .
دريا : ناخدا از ينكه وقت خود را دراختيار ما قرار داديد تشكر مي كنم .
من وهم از شما به خاطر تهيه گزارش سپاسگزارم .

سيديعقوب حسيني